
کتاب قدرت اختلاف
چرا فراز و فرودهای روابط رمز ایجاد صمیمت، تابآوری و اعتمادند
انتشارات:
نشر نوین٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر ۵۷۳۶۸۲۰
۲۹
اخیراً مجلهای طی یک مصاحبه از کلودیا پرسید: «راز موفقیت در چیست؟» و او بدون لحظهای درنگ پاسخ داد: «اینکه از اشتباه کردن نترسیم.» اشتباه کردن مؤلفهای ضروری برای دستیابی به رشد است.
اسماعیل فرمانی
۱۷
ملاقات دو انسان همچون تماس دو مادهٔ شیمیایی است، اگر واکنشی در این میان رخ دهد، هردوی آنان متحول میشوند.
کارل گوستاو یونگ
فاطمه
۱۲
هیچ اختلافی را نباید حلنشده یا مسکوت باقی گذاشت. با حل کردن اختلافات، ما صمیمیت، اعتماد و تابآوریمان را تقویت میکنیم.
کاربر ۵۷۳۶۸۲۰
۹
قبلاً تصور میشد که سیمکشیهای مغزی پدیدهای ازپیشتعیینشدهاند و به عبارتی مغز طرح سیمکشی ثابتی دارد. اما اکنون میدانیم که چنین باوری درست نیست. مغز میتواند از طریق فرایندی با عنوان شکلپذیری عصبی طی طول عمر فرد متحول شود.
فاطمه
۵
با گوش فرادادن به هم، اذعان کردن به تفاوتهایمان و یافتن راهحلی برای عبور از اختلافها، متحدتر و شادتر خواهیم شد و این موضوع هم در بُعد روابط فردی و هم در گسترهٔ وسیعتر روابط اجتماعیمان صادق است.
فاطمه
۵
چرا برخی افراد اندوهگین، گوشهگیر و فاقد عزتنفس، برخی دیگر خشمگین، فاقد تمرکز و ناتوان در ابراز وجود و بااینهمه برخی هم شاد، کنجکاو، مهربان و بااعتمادبهنفس هستند؟
athenaeum2
۴
محیطی که فرصت تجربهٔ احساسات آشفته و پررنگ را برای کودک فراهم آورد، جهتگیری سالمی به رشد او میدهد؛ در این صورت حسی مثبت و قوی از «من هستم» در کودک شکل میگیرد. برای کودک محدودیتهایی تعیین کنید، ولی مراقب باشید روحش را خرد نسازید. با گفتن اینکه «من با احساسات تندت مشکلی ندارم. همراه تو خواهم ماند و تو را تنها نخواهم گذاشت» حسی از امنیت به او منتقل کنید.
محمد جواد
۴
شبکههای اجتماعی در کاهش عزتنفس افراد نقش دارند.
i live the moment
۳
«راز موفقیت در چیست؟» و او بدون لحظهای درنگ پاسخ داد: «اینکه از اشتباه کردن نترسیم.» اشتباه کردن مؤلفهای ضروری برای دستیابی به رشد است.
1984
۳
وقتی در زندگیتان با افرادی مواجه میشوید که اهداف، انگیزهها و معانی متفاوتی با شما دارند، به جای گریختن، باید درگیر تعامل با آنها شوید و همچون مادر و نوزاد راهی برای ترمیم ناهمسوییهایتان بیابید. تنها در این صورت است که به عنوان یک جامعه رشد خواهیم کرد.
athenaeum2
۳
ما دریافتهایم که ناهمسویی و ترمیم برای رشد ما که موجوداتی اجتماعی هستیم، مؤلفههایی طبیعی و همیشگی محسوب میشوند. وقتی بدانیم در روابط مهرآمیز اولیهٔ انسانی، افراد تنها در ۳۰ درصد مواقع با یکدیگر هماهنگاند، چه تسکینی پیدا میکنیم! این درصد اندک باید بتواند موجب کم شدن فشاری شود که بسیاری از افراد به خاطر دستیابی به هماهنگی صددرصدی در روابط دوران بزرگسالیشان احساس میکنند. مادامیکه مجالی برای ترمیم وجود داشته باشد، ناهمسویی ۷۰ درصدی تعاملات نه تنها طبیعی که لازمهٔ رشد و روابط مثبت و سالم انسانی است. وجود این آشفتگیهای بهنجار برای دستیابی به اعتماد در روابطمان ضرورت دارد.
کاربر ۸۸۲۸۲۵
۳
ما طی تلاشهایمان برای بر قراری ارتباط، به واسطهٔ تصادم با مرزهای دیگران خود را پیدا میکنیم.
i live the moment
۲
هرچه تعامل میان والد و کودک همگامتر و هماهنگتر باشد، رابطهٔ آنان مطلوبتر و از منظر بالینی "بهنجار" محسوب میشود.
i live the moment
۲
پس از نومیدی بس لذتبخش است. این خشنودی عمیق که ناشی از ترمیم است، سوخت دستیابی به رشد و تحول فرد را فراهم میآورد.
1984
۲
دستگاه فیزیولوژیکی پاسخ به فشار روانی فرد زمانی تغییر میکند که روند ناهمسویی و ترمیم او در اوایل زندگی از مسیر خارج شده باشد. این تجربه در بدن باقی میماند و زمانی که فردی در بزرگسالی تحت فشار روانی قرار میگیرد، بدن احتمالاً به همان شیوههایی که توسط این تجربه شکل گرفتهاند به فشار پاسخ میدهد. فراگیری الگوهای تازه مستلزم به کار گرفتن ذهن و بدن است. اگر معانی قبل از اکتساب زبان در فرد شکل گرفته باشند، پس تغییر آنها و نشاندن معانی جدید به جایشان نیز نمیتواند صرفاً در سطح زبان و تفکر خودآگاهانه انجام پذیرد. همان طور که وولفرت نشان میدهد، افراد برای قرار گرفتن در روابط تازهای که قادرند الگوهای ناسالم دوران کودکی را درهم بشکنند، باید شیوههای جدید تنفس را فرابگیرند.
athenaeum2
۲
میل به کمالگرایی، هم از منظر فردی و هم در روابط، کلیت فرهنگ مدرن را فرا گرفته است. ما رفتهرفته بیش از قبل شاهد ناتوانی در تحمل آشفتگیها هستیم.
Mehrsa
۲
ما از دل یک رابطه متولد میشویم. در بستر روابط رشد میکنیم. به واسطهٔ روابطمان سخن گفتن و گوش فرادادن را میآموزیم. با روابط میبالیم، دل میبازیم و بدینترتیب رابطهای نو شکل میدهیم
مامانِ لیلی و مهتاب و ارغوان
۲
وقتی بپذیرید که هرگز قرار نیست به طور کامل با فردی دیگر هماهنگ شوید، درهای وجودتان را به روی صمیمیت خواهید گشود. پذیرش ماهیت مبهم و آشفتهٔ تعاملات جاری انسانی با خلق فضایی برای بودن در کنار سایرین در عین تنهایی راهی برای مشارکت معنادار در جهان باز میکند.
mahsan
۲
وقتی بپذیرید که هرگز قرار نیست به طور کامل با فردی دیگر هماهنگ شوید، درهای وجودتان را به روی صمیمیت خواهید گشود.
mahsan
۲
غوطهور شدن در تعاملات چهرهبهچهرهٔ واقعی.
کاربر ۵۷۳۶۸۲۰
۱
نظامهایی که نمیتوانند پیچیدهتر شوند، انرژی خود را از دست میدهند و از رشد بازمیمانند
لیلی مهدوی
۱
چگونه مسائل روانی خودِ والدین ممکن است نگاه آنان را در این زمینه تحریف کند که فرزندشان بهراستی کیست و رفتارهایش حامل چه پیامی هستند.
i live the moment
۱
میگویند میان آنچه ترمیم شکافهای پیوند نامیده میشود و التیامیابی همبستگی وجود دارد
1984
۱
من نوزادان را تماشا میکردم که هم اشیای بیجان را با نگاهشان تعقیب میکنند و هم چهرهها را. آنان بسته به اینکه در حال مشاهدهٔ اشیا هستند یا افراد، تظاهراتی متفاوت در سیمای خود و نیز حرکات دستها و پاهای خود بروز میدادند. نوزادانی که تنها چند ساعت از تولدشان سپری شده بود میتوانستند میان افراد و اشیا افتراق قائل شوند! آنان از کجا چنین چیزی را میدانستند؟ چه معنایی از دنیای اطرافشان میساختند؟ واضح بود که این آدمهای کوچولو خیلی فراتر از آن چیزی بودند که من انتظار داشتم.
1984
۱
اینطور نیست که نوزادان صرفاً میان دو حالت خواب و بیدار در نوسان باشند. مشاهدات دقیق بری آشکار ساخته بود که نوزادان از شش حالت مجزا برخوردار هستند که دامنهای از خواب عمیق تا بیداری کامل و گریستن فعال را شامل میشوند. ما دریافتیم که هر نوزادی شیوهٔ خاصی برای جابهجایی میان این حالات مختلف هشیاری دارد. برخی نوزادان به گونهای تدریجی از حالت خواب به بیداری کامل و بعد گریستن فعال حرکت میکردند و برخی دیگر مدام میگریستند و بعد به شکلی فوری و ناگهانی غرق خواب میشدند. برخی هم بودند که به نظر از هیچ الگوی ثابتی پیروی نمیکردند.
1984
۱
وینیکات در مقالهای خطاب به والدین در این باره مینویسد:
کودک طبیعی چگونه کودکی است؟ آیا او فقط موجودی است که میخورد، بزرگ میشود و لبخندی زیبا بر لب دارد؟ نه، این تصویری از یک کودک طبیعی نیست. کودک طبیعی اگر به والدینش اعتماد داشته باشد، آرام نمینشیند. او در گذر زمان، قدرتش را با آشوب به پا کردن، خرابی به بار آوردن، ترسانیدن، از پا انداختن، آزار دادن، فریفتن و البته دلبری کردن میآزماید... در ابتدا، او باید کاملاً در حلقهٔ عشق و قدرت (و تحمل پیامدهای آن) زندگی کند و این امر در صورتی ممکن خواهد بود که او از افکار و تصوراتش راجع به پیشروی در سیر رشد عاطفیاش دچار ترس مفرط نباشد.
1984
۱
تقلای ما برای دستیابی به کمال در روابط دوران بزرگسالیمان، همچون کوششهای توأم با اضطراب سارا برای برآوردهسازی تکتک نیازهای بن، میتواند ما را به دالانی از اضطراب فرو ببرد و ظرفیت رشد را از ما سلب کند.
1984
۱
نوزادانی که مادرانشان صدای گریستن را شنیده بودند، در قیاس با نوزادانی که مادرانشان صدای غانوغون شنیده بودند، با احتمال بسیار بیشتری رفتارهای توأم با اضطراب نشان میدادند. با کمال شگفتی، وقتی حالات چهره، صدا، لمس و فاصلهٔ مادران دو گروه را مورد تجزیهوتحلیل قرار دادیم، هیچ تفاوتی میان آنان نیافتیم. ظاهراً نوزادان متوجه ناراحتی مادرانشان میشدند و همین عامل رفتارشان را مختل میکرد، ولی ما به عنوان پژوهشگر قادر نبودیم هیچ نشانهای از ناراحتی را در صدا یا سیمای این مادران شناسایی کنیم؛ این نوزادان از نظر سیستم کدگذاری از ما حساستر بودند!
1984
۱
ما میتوانیم تجارب نامطلوب را هر پدیدهای بدانیم که با تحلیل بردن انرژی مراقبان امکان خودتنظیمی و همچنین تنظیم وضعیت روانی نوزادانشان را از آنان سلب میکند. مصرف مواد، خشونت خانگی، بیماریهای روانی والدین، تعارضات زناشویی و طلاق با محروم کردن کودک از تکیهگاهی که قاعدتاً باید از طریق تعاملات انطباقیِ مسیر ناهمسویی به ترمیم ساخته میشدند، تأثیرات زیانبارشان را بر جای مینهند و مانع رشد تابآوری در کودک خواهند شد.
1984
۱
اشپیتز در بخش خلاصهٔ یافتههای پژوهش خود مینویسد که نوزادان شیرخوارگاه به نوپایانی سالم و طبیعی بدل شدند، اما نوزادان یتیمخانه که از لحاظ عاطفی گرسنه بودند رشد نکردند و بسیاری از آنها سخن گفتن، راه رفتن یا بهتنهایی غذا خوردن را نیاموختند. او در ادامه تکاندهندهترین یافتهٔ پژوهش خود را فاش میسازد:
اما قابلتوجهترین یافتهٔ این پژوهش احتمالاً تفاوت نرخ مرگومیر دو پرورشگاه است. طی دورهٔ پنجسالهای که ما حین آن مجموعاً ۲۳۹ کودک را هرکدام به مدت یک سال یا بیشتر مورد مشاهده قرار دادیم، حتی یکی از کودکان "شیرخوارگاه" هم جان خود را از دست نداد. از سوی دیگر اما ۳۷ درصد کودکان "یتیمخانه" در طول دورهٔ مشاهدهٔ دوسالهٔ ما جان خود را از دست دادند.