جملات زیبای کتاب به حکمت مخروبه ( شعرهای۹۰-۸۹) | طاقچه
تصویر جلد کتاب به حکمت مخروبه ( شعرهای۹۰-۸۹)

بریده‌هایی از کتاب به حکمت مخروبه ( شعرهای۹۰-۸۹)

نویسنده:هرمز علیپور
انتشارات:انتشارات نگاه
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۵از ۲ رأی
۴٫۵
(۲)
هر چیز و همه چیز تمام شد و من ابتدایی‌ام هنوز تغییر کوچه با من نیست تغییر ساعت، روز می‌نشینم می‌نویسم از هرچه نگذاشت در بهار به زیبایی بجوشیم و بعد
کاربر حسن ملائی شاعر
دارم فکر می‌کنم به این که آن‌که زندگی ما را می‌خواند با ما همدردی خواهد کرد یا که در سرزنش‌هایش روح‌مان را دچار افسردگی بعد مرگ خواهد ساخت
Mina.
دور روز تو آن‌قدر از همه چیز پر است که نمی‌گذارد سری به خودت بزنی تنهایی‌ات را ببینی از جمله کسانی از تو بگریزند از جمله به روز تعطیل که برای هر منزل صدایی دارد
sadra
نوشت هر چیز و همه چیز تمام شد و من ابتدایی‌ام هنوز تغییر کوچه با من نیست تغییر ساعت، روز می‌نشینم می‌نویسم از هرچه نگذاشت در بهار به زیبایی بجوشیم و بعد
sadra
سمت ابری که مجبور به کناره‌گیری است فرقی ندارد که کجا به خواب می‌رود و چون بیدار شود ممکن است بماند در این که چه کند باید نه حوصله‌ی ماندن به خانه را دارد نه می‌تواند به آسمان برگردد گیر کرده در اگر اما شاید.
sadra
مثل این‌که بعضی چهره‌ها را به‌خاطر خودشان دوست داریم بعضی را چون کسی را به یادمان می‌آرند
Niyaz.h
تاریکی به نور اعتبار می‌دهد
Niyaz.h
سبزی‌هایی که شکل ظرف می‌گیرند عاشقی با ماهی هفت سین تا وقتی که زنده است و در سکون‌اش تو را برای لحظه‌ای می‌کشد
Niyaz.h
در هر کجای جهان که ریشه می‌زدم بدون شعر می‌مردم
Niyaz.h
از همین حالا دارم حساب می‌کنم روزها را خط می‌زنم از همین حالا که پیش هم هستیم قسمتی از وقت را صرف روزهای نیامده می‌کنم ظلم نیست این
Mina.

حجم

۹۶٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۱۷۵ صفحه

حجم

۹۶٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۱۷۵ صفحه

قیمت:
۶۳,۰۰۰
تومان