جملات زیبای کتاب مو طلا | طاقچه
تصویر جلد کتاب مو طلا

کتاب مو طلا

قصه‌ها عوض می‌شوند

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۱۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
سارا ملانسکی، سارا فرازی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۱۰۰۳۸۴۶۵
۳
خیلی خوب شد که شما رو دیدیم!
یـ★ـونا
۱
چیزی که یاد گرفته‌ام، این است: همیشه راهی به بیرون هست. البته بیشتر وقت‌ها!
یـ★ـونا
۱
سپاس فراوان از خوانندگان «قصه‌ها عوض می‌شوند»، شما کامل و بی‌نقصید!
کاربر ۱۰۰۳۸۴۶۵
۱
خب، تو باید بر اساس چیزهایی که می‌دونی، به کسی اعتماد کنی یا نکنی، نه بر اساس چیزهایی که فکر می‌کنی می‌دونی.
کاربر ۱۰۰۳۸۴۶۵
۱
موطلا می‌گوید: «از کلاهت خوشم می‌آد.» رامپل‌استیلت‌اسکین با لبخند می‌گوید: «وای! ممنونم! من هم از شجاعت تو خوشم می‌آد.»
یـ★ـونا
۰
جونا می‌پرسد: ‌«می‌شه برگردیم سر اسمت؟ تو اسم مستعار داری؟ واقعاً می‌خوای رامپل‌استیلت‌اسکین صدات کنن؟» می‌پرسد: «چه اسم مستعاری باید انتخاب کنم؟» جونا می‌گوید: «مثلاً رامپی یا اسکینز.» من می‌گویم: «یا استیلتسی.» رامپل‌استیلت‌اسکین می‌گوید: «حرفش رو هم نزن!» از برادرم می‌پرسد: «تو اسم مستعار داری؟» جونا سر تکان می‌دهد. «نه. ولی می‌تونی من رو جو صدا کنی!» از برادرم می‌پرسم: «اصلاً کسی تا حالا جو صدات کرده؟» می‌گوید: «نه. ولی از الان به بعد همه می‌تونن جو صدام کنن!» من پیشنهاد می‌کنم: «چطوره یه اسم مستعار دیگه انتخاب کنی؟ مثل... نا.» جونا قاطعانه می‌گوید: «نه!»
یـ★ـونا
۰
جونا می‌گوید: «رامپل‌استیلت‌اسکین رو تحویل ندین. اون با ما خوب بود!» موطلا هم سرسختانه سر تکان می‌دهد و می‌گوید: «تحویلش نمی‌دیم. اون دوست ماست!»
یـ★ـونا
۰
می‌گویم: «سریع ترتیبش رو می‌دم.» دست‌هایم را می‌شویم و بعد کیک‌های فنجانی را له می‌کنم و تبدیلشان می‌کنم به توپک‌های کوچک. جونا می‌گوید: «من هم کمک می‌کنم. چوب‌هاش رو می‌آرم. آهان! تازه من می‌دونم واسه تزیین کیک‌هات چی کم داری.» «چی؟» «هاها! شربت افرا!» وای! می‌گویم: «ولی وقت نداریم شربت افرا درست کنیم.» مامان می‌پرسد: «چرا درست کنی؟ توی یخچال شربت افرا داریم.» می‌خندم. «درسته!» جونا بطری شربت را از یخچال درمی‌آورد و کنار من روی کابینت می‌گذارد. می‌گوید. «طلای مایع!» لبخند می‌زنم و کمی توی کاسه می‌ریزم.
کاربر ۱۰۰۳۸۴۶۵
۰
می‌پرسم: «ولی... همون‌طوریه که باید باشه؟ باید همونی باشه که همیشه هست. نه خیلی شیرین، نه خیلی ترش...» موطلا می‌گوید: «برام مهم نیست همونی باشه که باید باشه. من حتی نمی‌دونم مزهٔ دقیقش چه‌جوریه. راستش رو بخواین، توی این مورد، همین که خوب باشه، کافیه.»
کاربر ۱۰۰۳۸۴۶۵
۰
گاهی وقت‌ها اگر چیزی خوب باشد، کافی است.
کاربر ۱۰۰۳۸۴۶۵
۰
پس دوستی‌مون هنوز پابرجاست؟ حتی بااینکه به سکه‌هات رسیدی؟
کاربر ۱۰۰۳۸۴۶۵
۰
«شما تلاش خودتون رو کردین.
کاربر ۱۰۰۳۸۴۶۵
۰
درهم‌برهم بودن عیبی ندارد. هیچ‌کس و هیچ‌چیز کامل و بی‌نقص نیست. شاید خوراکی‌های ناقص هم خوشمزه از آب دربیایند.
کاربر ۱۰۰۳۸۴۶۵
۰
شاید همین ترک باعث شد چیزی را تجربه کنیم که هرگز انتظارش را نداشتیم