جملات زیبای کتاب زاده در قفس | طاقچه
تصویر جلد کتاب زاده در قفسsubscriptionAvailable

کتاب زاده در قفس

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Ela Goli
۳۴
بذار یه چیزی بهت بگم که خودم به سخت‌ترین شکل ممکن یاد گرفتم. امید داشتن به چیزهای کوچکی که در اختیار خودتن، چیز خوبیه. ولی امید داشتن به یه آدم دیگه معمولاً وقت هدر دادنه. به‌خصوص اگه اون آدمه کسیه که تازه می‌خوای بگردی و پیداش کنی.»
📖🎀
۱۱
«پروانه‌ها به نظر خیلی ظریف می‌آن، ولی خیلی قوی‌ان. شجاعن. باهوشن. هیچکی بهشون یاد نمی‌ده چطوری از بال‌های جدیدشون استفاده کنن. ولی خودشون آماده‌ان تلاش کنن و یاد بگیرن.»
Anita
۴
«انتظارات اون‌ها، مشکل خودشونه. اون‌ها آدم‌بزرگن. خودشون باید بدونن عاقلانه نیست از زندگی انتظار داشته باشن بهشون چیزی ببخشه.»
Anita
۴
باید کاری کنم این دریای اشک که پشت پلک‌هایم آمادهٔ جاری شدن است، روی صورتم سرازیر نشود.
Anita
۴
وقتی هم که شکم آدم‌ها خالی می‌شه، روحشون از خشم پر می‌شه و بی‌دلیل با آدم‌های بی‌گناه دیگه جنگ و دعوا راه می‌ندازن
Anita
۴
ترسناک است که آرزویم را از دهان او می‌شنوم
Anita
۴
«بعضی از قول‌ها رو باید شکست.»
Anita
۳
اگه برای مراقبت از خودت مجبور شدی به کسی سنگ پرت کنی، یه لحظه هم این‌دست و اون‌دست نکن
Anita
۳
«خیلی‌خب. حالا برو گم شو!» «نمی‌تونم برم گم شم. یعنی همین الانش هم گم شده‌ام.»
Anita
۳
با حرف‌هایش گودال عمیقی در قلبم حفر می‌کند و گودال بزرگ دیگری را در ذهنم پر می‌کند
Anita
۲
«پروانه‌ها به نظر خیلی ظریف می‌آن، ولی خیلی قوی‌ان. شجاعن. باهوشن. هیچکی بهشون یاد نمی‌ده چطوری از بال‌های جدیدشون استفاده کنن. ولی خودشون آماده‌ان تلاش کنن و یاد بگیرن.»
Anita
۲
شب وقتی به تکه‌آسمانم نگاه می‌کنم، خبری از ماه نیست، خبری از ستاره‌ها نیست. یک نقطه نور هم در کار نیست. چطور پیش بروم و موفق شوم وقتی آدمی را که از همه بیشتر دوست دارم، پشت سر جا گذاشته‌ام؟
Anita
۲
بذار یه چیزی بهت بگم که خودم به سخت‌ترین شکل ممکن یاد گرفتم. امید داشتن به چیزهای کوچکی که در اختیار خودتن، چیز خوبیه. ولی امید داشتن به یه آدم دیگه معمولاً وقت هدر دادنه. به‌خصوص اگه اون آدمه کسیه که تازه می‌خوای بگردی و پیداش کنی.
Anita
۲
قلبم آن‌قدر محکم می‌تپد که می‌ترسم قفسهٔ سینه‌ام را خرد کند
Anita
۲
«تک‌تک روزهایی که می‌گذره، بهت فکر می‌کنم. فکر کردن به تو خوشحالم می‌کنه.»
Anita
۲
چنان محکم توی بغلش فشارم می‌دهد که نفسم می‌گیرد. گله‌ای نمی‌کنم. دلم می‌خواهد محکم‌تر فشارم بدهد، آن‌قدر محکم که تمام احساساتم از وجودم بریزند بیرون.
Anita
۲
نوری توی چشم‌هایش می‌درخشد، مثل ستاره‌ها که در آسمان شب ظاهر می‌شوند
Anita
۲
خوابم نمی‌برد. بااینکه خسته‌ام، ذهنم از این‌همه جاروجنجال دنیای بیرون و سروصدای قلب خودم که از ترس و سردرگمی مثل طبل می‌کوبد، خسته است.
Anita
۲
«از اینجا که بری مثل یه کرم ابریشم سریع رشد می‌کنی و بزرگ می‌شی. بزرگ می‌شی و با نور وجودت دنیا رو روشن می‌کنی، مطمئنم.»
Anita
۲
خونه جاییه که آدم‌هایی که دوستت دارن، توش ازت مراقبت می‌کنن
Anita
۲
می‌دانم اگر مدام بخواهم به یک نفر تکیه کنم، در دنیای بیرون راه به جایی نمی‌برم
Anita
۲
«یعنی چی که ماه هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شه؟» «هر سی روز، تراش می‌خوره و کوچک می‌شه و باید دوباره از هیچ شروع کنه و خودش رو بسازه. هر سی روز برمی‌گرده؛ یه قرص کامل درخشان. تو هم نباید تسلیم بشی.»
Anita
۲
به‌خاطر بی‌رحمی یه نفر دیگه خودت رو مقصر ندون. مادرم می‌گفت همیشه یه نفر هست که توی هر شرایطی بخواد تقصیرها رو بندازه گردن آدم. نیازی نیست دیگه خودمون هم همین کار رو بکنیم.
Anita
۲
قلبم طوری توی سینه‌ام بالا و پایین می‌رود که انگار تکه‌سنگی است که از بلندی رهایش کرده‌اند
Anita
۲
‘ترس مثل یه قفله و شجاعت کلیدیه توی دست‌های ما’
Anita
۲
می‌خواهم هرچیزی هست درباره‌اش بدانم، چون فقط این‌طوری است که می‌توانم بهش نزدیک شوم
Anita
۲
ترسیدن هم چیزی از زندانی بودن کم ندارد. الان دارم یاد می‌گیرم ترس‌هایم را کنار بگذارم و هر روز قدمی کوچک برمی‌دارم
Anita
۲
شاهزادهٔ تعریف و تعارف، یه نصیحتی برات دارم؛ قبل از اینکه حرف از دهنت بیاد بیرون، یه‌کم بهش فکر کن. وگرنه شاهزادهٔ توهین‌ها می‌شی و به دردسر می‌افتی
Anita
۲
مردم همهٔ دین‌ها باهم برابرند و از نظر خداوند هم نظام کاست از اختراع‌های ظالمانهٔ انسان‌هاست
Anita
۲
میله‌ها فقط برای این نیستن که مردم رو زندانی کنن. خیلی از مردم پشت پنجره‌هاشون میله می‌ذارن تا از وسایلشون مراقبت کنن، چون می‌ترسن آدم‌های دیگه بیان و بدزدنشون.