جملات زیبای کتاب کارآگاه اسکلت (جلد اول؛ یک شارلاتان دوست داشتنی) | طاقچه
تصویر جلد کتاب کارآگاه اسکلت (جلد اول؛ یک شارلاتان دوست داشتنی)subscriptionAvailable

کتاب کارآگاه اسکلت (جلد اول؛ یک شارلاتان دوست داشتنی)

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
kavion
۱۱
از معلم‌هایش هم خوشش نمی‌آمد. خوشش نمی‌آمد چون انتظار احترامی را داشتند که لایقش نبودند
شقایق
۱
«دردسر همیشه در کمین توئه، مگه نه؟» شارلاتان جواب داد: «در کمین که چه عرض کنم... بیشتر یه گوشه می‌شینه و منتظر می‌مونه خودم برم سراغش.»
شقایق
۱
«من ترس رو احساس نمی‌کنم. وقتی امیدی برای آدم باقی نمونده باشه، ترس دیگه رنگ می‌بازه،
شقایق
۱
«درهرحال که همه‌مون قراره به‌طرز فجیعی بمیریم، پس دیگه نگران چی هستین؟»
a.
۱
بوی کهنگی نه... عطر تجربه.
a.
۱
در واسه آدم‌هاییه که قوهٔ تخیل ندارن.
a.
۱
«دردسر همیشه در کمین توئه، مگه نه؟» شارلاتان جواب داد: «در کمین که چه عرض کنم... بیشتر یه گوشه می‌شینه و منتظر می‌مونه خودم برم سراغش.»
شقایق
۰
راه تو فقط متعلق به توست و هرگز قصد ندارم از مسیر منحرفت کنم، اما بعضی‌اوقات بزرگ‌ترین دشمنی که با آن روبه‌رو می‌شویم خودمانیم و بزرگ‌ترین پیکارمان در برابر تاریکی درونمان خواهد بود. طوفان در راه است و گاهی‌اوقات کلید یک پناهگاه امن از چشممان پنهان و گاهی درست مقابل دیدگانمان است.»
a.
۰
خانه رایحهٔ قدمت می‌داد؛ بوی کهنگی نه... عطر تجربه