
بریدههایی از کتاب اعترافات نرون جوان
۳٫۳
(۳)
به تیجلینوس یادآور شدم که: «دردسر روی دردسر. خودمان هم کلی خسارت دیدهایم و آنها هفتاد هزار نفر تلفات دادهاند. حالا که برای رفتگان عزاداری کردیم، باید یاد بگیریم مسالمتآمیز کنار همدیگر به زندگی ادامه دهیم.»
پاسخ داد: «هاه! تنها چیزی که سگ هار میفهمد کتک است. اگر روحیهاش را از بین ببری، دیگر حمله نمیکند.»
ــ آدمها که حیوان نیستند، میتوانند برای آیندهشان نقشه بکشند و بر خلاف سگها اگر نتوانند انتقام بگیرند، به بچههایشان یاد میدهند که بعد از آنها انتقامشان را بگیرند.
شانههایش را بالا انداخت. اسبپرورِ خشن فقط جلو دماغش را میدید و نمیتوانست جنبههای دیگر زندگی را در نظر بگیرد.
کاربر ۲۴۹۱۲۵۳
شادی! چه واژهٔ بیروح و بیرنگورویی برای توصیف سرخوشی هر روزم در کنار او بود. واژهٔ درخوری نبود. دیگر واژههایی که مفاهیم پربارتری در خود جای میدادند، همچون شور و هیجان، سرور، خوشی، و وجد، شامل حسی انتزاعی و گذرابودن میشدند. شادی حقیقی حالتی بود که میتوانست هر روز پس از روزی دیگر دوام آورد. با این همه، باز هم کافی نمینمود. گویی وصفکردن شادی و خوشبختی محال است، چرا که خوشبختی یعنی غیبت درد و تنهایی و نومیدی، اما این توصیف هم در نهایت نبود ناخوشیها را در بر میگیرد. خوشبختی و شادمانی تنها لحظاتی کوتاه ساکن میشوند، لحظاتی که قدرت بیان ندارند، اما خودشان را محکم به قلبهایمان متصل میکنند.
کاربر ۲۴۹۱۲۵۳
قصهها خودشان را به وقایع وصل میکنند و چه راست باشد چه دروغ، چون غباری به آنها میچسبند.
کاربر ۲۴۹۱۲۵۳
من میخواستم این شورش آخرین ناآرامی در بریتانیا باشد. من هم مثل پائولینوس که روی استراتژی جنگیاش قمار کرد و خود را به خطر انداخت، میخواستم روی عقیدهٔ محکم خود قمار کنم تا جلو هر گونه ناآرامی را بگیرم، اما همانطور که زبانزد همگان است، اگر قرار باشد دست آخر جنگ را ببازیم، پس پیروزی هم سودی ندارد.
کاربر ۲۴۹۱۲۵۳
این تاج هنر است که هیچگاه نمیمیرد. اگر برای کسب آن میکوشیدم و آن را به دست میآوردم، هرگز نمیمردم. این تاج سزارهاست که روزی نیست و نابود میشود. تنها از راه هنر بود که میتوانستم طلسم این خاندان را بشکنم...
کاربر ۲۴۹۱۲۵۳
حجم
۸۴۷٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۶۸۴ صفحه
حجم
۸۴۷٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۶۸۴ صفحه
قیمت:
۱۶۰,۰۰۰
تومان