جملات زیبای کتاب مادر بدجنس من و اسکلت خوب | طاقچه
تصویر جلد کتاب مادر بدجنس من و  اسکلت خوبsubscriptionAvailable

کتاب مادر بدجنس من و اسکلت خوب

مجموعه داستان

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
مارگارت اتوود، هدی طاهری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Nati
۵
آن‌چه مردها بیش‌تر از همه ازش می‌ترسند، شیر، مار، تاریکی و زن نیست. دیگر از این چیزها واهمه‌ای ندارند. چیزی که بیش‌ترین ترس را به جان‌شان می‌اندازد، وجود یک مرد دیگر است.
martina
۳
«تو بچهٔ حساسی بودی. به‌راحتی روحت زخم برمی‌داشت. واسه همین این چیزها رو برات تعریف کردم. نمی‌خواستم در برابر زندگی بی‌دفاع باشی. زندگی ممکنه خشن و بی‌رحم باشه. می‌خواستم احساس امنیت کنی. می‌خواستم بدونی که همیشه یه نیروی بزرگ‌تر ازت محافظت می‌کنه و جهان هستی علاقهٔ خاصی بهت داره.»
afsoon
۲
دلم می‌خواست مردم دوستم داشته باشند. مادرم مرتب می‌گفت اگر بخواهم به جایی برسم، باید این میل احمقانه را کنار بگذارم. می‌گفت چنین میلی نشانهٔ ضعف است.
samas62
۰
وقتی زنی دوست‌داشتنی راهش را کج می‌کند و مسیر بلاهت را در پیش می‌گیرد و به دنبال برآورده‌شدن نیت‌های خیر و آرزوهایش است، یک نفر، اغلب فردی سرشناس، از او سوءاستفاده می‌کند.
samas62
۰
همهٔ انسان‌ها یکسان خلق شده‌اند. کسی که چنین ادعایی کرده است یا خیلی خوش‌بین بوده یا موذی. اگر دهانش را بسته بود، کلی از بار اضطراب و پریشانی کم می‌شد.
samas62
۰
آن‌چه مردها بیش‌تر از همه ازش می‌ترسند، شیر، مار، تاریکی و زن نیست. دیگر از این چیزها واهمه‌ای ندارند. چیزی که بیش‌ترین ترس را به جان‌شان می‌اندازد، وجود یک مرد دیگر است.
samas62
۰
زن‌ها جسم‌هایی هستند که یک سر روی‌شان قرار گرفته است و مردها سرهایی هستند که یک جسم بهشان چسبیده است؟