جملات زیبای کتاب خواب با چشمان باز | طاقچه
تصویر جلد کتاب خواب با چشمان باز
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب خواب با چشمان باز

مجموعه داستان

نوع کتاب
۲.۱ امتیاز(از ۱۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
ندا کاووسی‌فر
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
rezahasibi
۰
«تو همیشه می‌خواستی از خونه فرار کنی. یادته می‌خواستی زن اون راننده‌تاکسیه شی؟ بابا نذاشت.» خواهرش گفت: «یادم نیست.» گفت: «چه‌طور یادت نیست؟! کفش‌هاشو انداختیم تو صحرای پشت خونه. مرد بیچاره چه‌قدر دنبال‌شون گشت. آخرش دمپایی‌های بابا رو پوشید.»
۰
«نمی‌خوای بدونی که تنهام. نمی‌خوای غم‌هام رو بدونی. هیچ‌وقت نخواستی.»