
٪۵۰
کتاب خواب با چشمان باز
مجموعه داستان
پدیدآورندگان:
ندا کاووسیفرانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
rezahasibi
۰
«تو همیشه میخواستی از خونه فرار کنی. یادته میخواستی زن اون رانندهتاکسیه شی؟ بابا نذاشت.»
خواهرش گفت: «یادم نیست.»
گفت: «چهطور یادت نیست؟! کفشهاشو انداختیم تو صحرای پشت خونه. مرد بیچاره چهقدر دنبالشون گشت. آخرش دمپاییهای بابا رو پوشید.»
★
۰
«نمیخوای بدونی که تنهام. نمیخوای غمهام رو بدونی. هیچوقت نخواستی.»