
بریدههایی از کتاب کافه معنای زندگی
۳٫۲
(۳۰)
آرامش خاطر امری درونی است، ربطی به شهرت، ثروت یا اینکه موردعلاقهٔ محبوبت باشی، ندارد.
مهدی
ما میخواهیم بدانیم که چرا اینجاییم و چه چیز باعث میشود که فکر کنیم زمانمان در اینجا اهمیت دارد.
Nino
چیزی به نام «خوشی دائمی» وجود ندارد. اتفاقات، چه خوب و چه بد رخ میدهند و همین است که زندگی را جذاب میکند. تمامی آن لحظات در کنار هم زندگی را میسازند.
rezvan
وقتی جهت داشته باشی کارها آسانتر میشه و جهتی که برخاسته از یک انتخاب درونی درسته، بسیار طبیعیتر از جهتی است که حاصل تفکرات دیگران و یا حاصل تصوراتی است که دربارهٔ انتظارات دنیا از خودت داری
rezvan
اگر امروز میمُردم، از چه چیزی پشیمان میشدم؟
Gisoo
آیا من بهسوی خود ایدهآلم حرکت میکنم؟ نکتهٔ اصلی در اینجا، حرکت است. حرکت بهسوی چیزی و گاهی فاصله گرفتن از راهحلی که جواب نمیده به همان اندازه خوبه که حرکت بهسوی چیزی که صحیحه.
س
من واقعاً به کمی آرامش نیاز دارم.
Gisoo
منظور از مهربان بودن با خود این نیست که به خودم اجازه بدم تمام روز را در تختم بمانم، بلکه یعنی به جای گفتن حرفهای زشت به خودم، با خودم مثل یک دوست رفتار کنم.
س
وقتی به سمت چیزی که الان توان درکش را داری حرکت کنی، کمی فراتر را میبینی و میتوانی جهتت را تنظیم کنی.
آوا
منظور از مهربان بودن با خود این نیست که به خودم اجازه بدم تمام روز را در تختم بمانم، بلکه یعنی به جای گفتن حرفهای زشت به خودم، با خودم مثل یک دوست رفتار کنم.»
کاربر ۳۸۱۶۸۲۲
اگر من باور داشته باشم چیزی که به خودم میگم اهمیت دارد، در طول روز کمی بهش توجه میکنم. اگر باور داشته باشم که ارزش تغییر را دارد، بهمرور حرفهای متفاوتی به خودم خواهم زد.»
کاربر ۳۸۱۶۸۲۲
«ما باید با خودمان مثل کودکانی که میخواهند چیز جدیدی یاد بگیرند، رفتار کنیم. ما سرشان داد نمیزنیم. فقط تشویقشان میکنیم و میگیم دوباره تلاش کنند.»
«بله! باید با خودمان مثل یک بچهٔ ششساله رفتار کنیم.» دنبال واژههای مناسب میگشت و بعد پیدایشان کرد: «مهربان، جدی و پشتیبان باشیم.»
«و خوشبین. ما همه انتظار داریم که یک بچهٔ ششساله بالاخره یاد خواهد گرفت. نگران این نیستیم که چندبار باید تلاش کند.»
کاربر ۳۸۱۶۸۲۲
معنای زندگی تو، معنای زندگی فرد دیگری نیست، چون که معنای زندگی دیگران مناسب تو نیست. این معنای زندگی خودته و طوری که آن معنا را تصور و تجربه و زندگی میکنی، معنای زندگیت را میسازی.»
ویماند
اگر دائماً در حال حرکت باشی، همیشه به سمت خود ایدهآلت پیش میری.
آوا
دوست دارم از خودم بپرسم که آیا مهربانی میکنم؟»
«چرا آن پرسش؟»
«آن اوایل که این سؤال را از خودم میپرسیدم، میگفتم آیا با دیگران مهربانم؟ انگار هر بار که به کسی مهربانی میکردم، زندگیام معنا پیدا میکرد. فقط با یک لطف و محبت، کاری ارزشمند انجام میدادم. این کار باعث شد که آدم شادتری بشم.
کاربر ۳۸۱۶۸۲۲
وقتی دلودماغ ندارم یا احساس درماندگی میکنم، میتونم با مهربانی کردن به دیگران خودم را سرحال بیارم. وقتی به کسی مهربانی میکنی مثل اینه که به خودت هم محبت میکنی. به قول معروف، با یک تیر دو نشان میزنی. اگرچه، هیچوقت از این ضربالمثل خوشم نمیآد. باید یک معادل مناسبتر براش وجود داشته باشد. شاید، با یک دست دو هلوی رسیده را چیدن.
کاربر ۳۸۱۶۸۲۲
محبت کردن به دیگران همیشه حال خودم را هم بهتر میکند.
کاربر ۳۸۱۶۸۲۲
با زدن حرفهای زشت به خودت، باعث میشی که خواستهٔ واقعیت کماهمیت به نظر بیاد.»
سرم را تکان دادم و گفتم: «این دیوانگیه که ما حرفهایی به خودمان میزنیم که جلوی کاری که آگاهانه قصد انجامش را داریم میگیرد. چقدر سخته که بخوای روش حرف زدن با خودت را عوض کنی
کاربر ۳۸۱۶۸۲۲
«ما باید با خودمان مثل کودکانی که میخواهند چیز جدیدی یاد بگیرند، رفتار کنیم. ما سرشان داد نمیزنیم. فقط تشویقشان میکنیم و میگیم دوباره تلاش کنند.»
«بله! باید با خودمان مثل یک بچهٔ ششساله رفتار کنیم.» دنبال واژههای مناسب میگشت و بعد پیدایشان کرد: «مهربان، جدی و پشتیبان باشیم.»
«و خوشبین. ما همه انتظار داریم که یک بچهٔ ششساله بالاخره یاد خواهد گرفت. نگران این نیستیم که چندبار باید تلاش کند.»
کاربر ۳۸۱۶۸۲۲
حجم
۸۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۱۴ صفحه
حجم
۸۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۱۴ صفحه
قیمت:
۵۵,۰۰۰
تومان