
کتاب الهیه
شرح حال عارف ربانی سیدمحمدحسن الهی طباطبایی
انتشارات:
انتشارات شمس الشموس٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر ۱۲۰۵۸۸۴
۲۷
این گفتار او که به علامه حسنزاده آملی به عنوان توصیه و سفارش فرموده دلیل بر این مدعاست:
«هیچگاه شیرینی کلام و لطافت بیان سیدنا الاستاد محمدحسن الهی طباطبایی (قدس سره) را دربارۀ توبه فراموش نمیکنم که فرمودند: توبه حقیقی آن است که از خوبی و بدی توبه کنی. من بعد از اندکی تأمل گفتم توبه از بدی که در آن بحثی نیست اما توبه از خوبی به چه معناست و نظر حضرتعالی کدام است؟ فرمودند آنچه از نماز و روزه و قرائت قرآن و درس و غیره که خوب میپنداریم، همۀ آنها را ناقص خواهیم یافت. وَ هُم یحسَبونَ أنَّهُم یحسِنونَ صُنعاً، اینها خیال میکنند کار خوب انجام میدهند
معجزهیِ سپاسگزاری.
۲۰
ز مهر اولیاءالله نشانی کردهام پیدا
برای خویش عیشی جاودانی کردهام پیدا
رسا گر نیست دست من به قرب دوست یکتا
ز مهر دوستانش نردبانی کردهام پیدا
نادر
۱۹
کسی که مرا طلب کند مرا مییابد و کسی که مرا یافت، مرا میشناسد و کسی که مرا شناخت، مرا دوست میدارد و کسی که مرا دوست داشت، عاشق من میشود و کسی که عاشق من شد، من عاشق او میشوم و کسی که من عاشق او شدم، او را میکشم و کسی که من او را کشتم، دیۀ او بر عهده من است و کسی که دیۀ او بر عهدۀ من است، من خود دیۀ او هستم».
|قافیه باران|
۱۰
«بدن استر روح است، هرچه بیشتر به آن برسید بیشتر میتوانید از آن کار بکشید. نصف شبها که برای نماز برمیخیزید چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای، دوغ یا یک خوشه انگور و یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت در آید و نشاط برای عبادت داشته باشید تا بیداری شبتان از سر تکلیف و عادت نباشد.»
|قافیه باران|
۸
کسی نمیتواند از مورچه تا خورشید را آیات و نشانههای الهی بداند، روی مورچه پا نگذارد اما بهراحتی روی شخصیت انسانها، این آیات عظیم الهی پا بگذارد. هنگام برخورد و صحبت کردن با عصبانیت، با تحقیر و تمسخر، با نیش و کنایه و طعنه و با نگاههای عاقل اندر سفیه شخصیت دیگران را در بیرون و درون خود خوار و خفیف کرده، آنها را دلآزرده کند.
کاربر ۱۲۰۵۸۸۴
۷
اگر قابلیت داشته باشی و شرایط غیبت را رعایت کنی، در زمان غیبت این ظهور انفرادی برایت حاصل خواهد شد و حضرت میآید دیدن شما، شما نمیروید دیدن امام!»
در آینهبندان پریخانۀ چشمم
Morteza
۷
فاصلۀ انسان تا خدا یک قدم است و آن یک قدم پا گذاشتن انسان روی خود است و قدم بعد در بهشت مهمان خداست. فقط یک قدم! آن هم روی خود، نه روی دیگران
|قافیه باران|
۶
عربها میآمدند پاهایشان را دراز میکردند، تکیه میدادند به دیوار و میگفتند یامحمد، حدّثنی... از آن نقلها، حدیثها، از آن داستانهایت بگو، با این فرهنگ! ولی پیغمبر(ص)همین عربها را تربیت کرد. هر کدام مبلغ قوم و قبیله خودشان شدند و بالاخره رفتند جنگ و شهید شدند. ما چرا نمیتوانیم دانشگاهها را هدایت کنیم؟ اینها که تحصیلکردهاند، اهل منطقاند، باسوادند، کتاب میخوانند، حرف حساب سرشان میشود، ما نمیتوانیم چون بلد نیستیم.»
کاربر ۱۴۶۶۹۶۷
۶
سرانجام چون او تمام وجودش برای خدا شده، خدا نیز برای او شده و تربیت او را در سیر بندگیاش به عهده گرفته است و این همان معنای «مَن کانَ لله کانَ الله لَه» است.
|قافیه باران|
۵
از امیرالمؤمنین علی آنقدر شوخی میشنیدند که میگفتند این ابوالحسن دست از مزاح نمیکشد و خلیفۀ دوم تنها ایرادی که برای خلافت او گرفته این بوده است که: «ای ابالحسن، آفرین خدا بر تو! چه شایستۀ خلافتی، اگر اهل شوخی و مزاحگویی نبودی.»
محمد
۵
علامه حسنزاده:
«نکتهای بلند از استادم، شادروان جناب علامه آقا سید محمدحسن الهی طباطبایی تبریزی، جانم به فدایش، به یادگار دارم. روزی در شیخان قم به حضور مبارکش افتخار تشرف داشتم و هیچگاه در محضر فرخندهاش یک کلمه از دنیا و از کسی گله و شکوا و حرف کم و زیاد مادی نشنیدم. فرمود: آقا انسانها معادناند، باید معدنها را در آورد.»
کاربر ۱۱۷۷۳۶۷
۵
روزی یک ثانیه با خدا بودن، روزی تنها یکبار قربةالیالله برای خدا کار کردن، برای خدا درس دادن و درس خواندن، برای خدا صحبت کردن، برای خدا رانندگی کردن، برای خدا کمک کردن به همسر، برای خدا نظافت منزل، همسرداری و بچهداری کردن و یا روزی ترک یک کار مخالف رضایت او برای تقربش کار سختی نیست. تنها روزی یک دقیقه عبادت! یک دقیقه سجده! یک دقیقه رکوع! بزرگان هم از همینجا شروع کردهاند و کمکم سراسر زندگیشان رنگ و بوی خدایی گرفته و دائمالذکر شدهاند
|قافیه باران|
۴
سید محمدحسن از نسل سادات طباطبایی است، از طرف پدر به حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی و از طرف مادر به فاطمه بنتالحسین میرسد
|قافیه باران|
۳
عبد در بند مولایش است و خواستههای خود را از یاد میبرد. میگویند:
«آقا سید محمدحسن الهی نخواستن را یاد گرفته بود.»
hashem
۳
آقای سید محمدصادق قاضی طباطبایی میگوید:
«آقای الهی زمانی که در قم بود، به روضهای که در منزل مرحوم میرزاتقی زرگری تشکیل میشد میرفت. آنها بعد از روضه یک جلسۀ خصوصی داشتند. یکبار پس از اتمام روضه وقتی برای ایشان در سینی مسی چای میآورند، ایشان انگشت خود را بر لب میگذارد و بعد به سینی مسی میزند سینی تبدیل به طلا میشود. اما ایشان میگوید: ما طلا را میخواهیم چه کنیم، دوباره انگشت بر لب میگذارد و به سینی میزند و سینی دوباره به حالت اولیهاش برمیگردد.»
Morteza
۳
وقتی از آنها میخواهیم که پدر را در یک جمله توصیف کنند میگویند: «انسان بود.»
S@n@z
۳
نماز برای او نردبان عروج است و در هر نماز سفری به ملکوت میکند، به زیارت خدا میرود و برمیگردد و از آن هم سیر نمیشود.
کاربر ۳۷۳۱۰۸۲
۳
«از قرآن بخواهید تا شما را به جواب مجهولات راهنمایی کند. حرفها و مشکلات را به قرآن عرضه کنید و چاره بخواهید.»
حسین
۳
رسول اکرم(ص)میفرمایند:
«بسیار ذکر خدا کردن کلید همۀ کمالات است، زیرا همۀ کمالات از سوی خداست و جز با قرب به خدا حاصل نگردد و قرب نیز با محبت و محبت با مداومت بر ذکر حاصل میآید.
ramazani
۳
از توصیههای ایشان اگر جملهای به خاطر دارید بفرمایید.
سید محمد الهی:
- حق را بشناس تا مردان حق را بشناسی!
- آنچه به خود روا میداری به دیگران بپسند و آنچه به خود روا نمیداری به دیگران روا مدار!
- سلامت خود را حفظ نما و به تنت برس چون اگر تنی ضعیف باشد مثل مرکبِ خواب ما را به مقصد نمیرساند.
|قافیه باران|
۲
«وی کتابی نیز در تأثیر صدا و کیفیت آهنگ و تأثیر آن در روح مینویسد، رسالهای نفیس از اسرار علم موسیقی و روابط معنوی روح با صداها که هر که آن را دیده، زبان به تحسین گشوده اما او از خوف آنکه به دست نااهل از ابناء زمان و حکام جائر بیفتد آن را از بین میبرد.»
|قافیه باران|
۲
مگر شرف و برتری پیامبر اکرم(ص)قبل از آنکه به پیامبریاش باشد به عبادت و عبد بودنش نبود؟ «و أشهَدُ أنَّ محمداً عبدُهُ و رَسولُه»
|قافیه باران|
۲
«خوشا آنان که دائم در نمازند»
|قافیه باران|
۲
در مورد مولوی و حافظ ارادت میورزیدند و کتابهای محیالدین عربی را مطالعه میکردند.
.
۲
کسی که خود را با پول ناچیزی عوض میکند و یا کسی که خود را به گناه غیبت و تهمت میفروشد، آن اندازه میارزد و آن که عبادتش را به خاطر ترس از جهنم و یا شوق بهشت انجام میدهد، همانقدر ارزش دارد اما آن که خرید و فروشش با خدا شد، قیمتش هم خود خدا میشود
کاربر ۱۱۳۰۲۲۶
۲
آن که خرید و فروشش با خدا شد، قیمتش هم خود خدا میشود
کاربر ۱۱۳۰۲۲۶
۲
گناه خدافروشی محض است، پایین آوردن خدا از مقام عزّ قدسش و زیر پا نهادن امرش است.
کاربر ۱۱۳۰۲۲۶
۲
اگرچه حسن تو از عشق غیر مستغنی است
من آن نیم که از این عشقبازی آیم باز
|قافیه باران|
۲
در موقع خروج از عراق نام خانوادگی «الهی» را برای خود برمیگزیند و در توضیح آن میگوید:
«چه اسمی بهتر از آنکه انسان منتسب به خدا باشد.»
کاربر ۳۷۳۱۰۸۲
۲
عالم و هرچه در آن است همه و همه سیالاند و با رغبت و عشقی وصفناشدنی به سوی او در سیر و پروازند. ذرّهای در این عالم نیست که مست و سرگردان او نباشد و او نیز طالب و مشتاق مخلوقات خود است