روز تعطیل خوبی داشته باشید.
سیّد جواد
آخر شب از شمارهاش برایم پیام آمد، فقط نوشته بود «ع» ، نفهمیدم منظورش چی بود. روی تخت دراز کشیده بودم و خوابم نمیبرد، هی این پهلو آن پهلو چرخیدم، خواستم بلند شوم و کتاب لغت را باز کنم ولی منصرف شدم. به فکرم فشار آوردم و با «ع» بازی کردم؛ عشق، علاقه، عروسی، عسل،... باز فکر کردم؛ آخرش افتادم به هذیان: عمر، عرش، عمد، عدس، عرعر... هزار معنی میداد.
سیّد جواد
روی شیشه کاغذ چسبانده: فتوکپی تکبرگ نداریم. سختیاش میآید برای یک برگ فتو بلند شود.
سیّد جواد