
Mostafa Raste Moghadam
۵۳
در عرصهٔ سیاست هر اتفاقی را میتوان بهنحوی و در زمانی جبران کرد. ولی اینیکی نه. من همیشه میگویم این اتفاق هرگز نباید میافتاد و منظورم فقط تعداد قربانیان نیست. منظورم تلنبار کردن اجساد روی هم است. نیاز نیست وارد بحثش بشوم. نباید اتفاق میافتاد و افتاد. واقعهای رخ داد که ما هرگز نمیتوانیم با آن کنار بیاییم.
ستایش جنیدی
۳۰
هیچ انقلابی هرقدر هم دروازههایش را تا حد امکان برای تودهها و ستمدیدگان یا به زبان انقلاب فرانسه «بیچارگان و بینوایان و دوزخیان زمین» باز کرده باشد، هرگز از آنها آغاز نشده است. و هیچ انقلابی هرگز نتیجهٔ توطئهچینیها، فعالیت گروههای مخفی یا احزاب آشکارا انقلابی نبوده. در کل باید گفت تا وقتی که اقتدار نهاد دولت پابرجاست، یعنی در شرایط دنیای مدرن تا وقتی این اطمینان وجود دارد که نیروهای نظامی تابع مقامات حکومتاند، امکان هیچ انقلابی وجود ندارد. انقلابها نه پاسخی ناگزیر بلکه پاسخی ممکن به سقوط یک رژیماند. انقلابها نه دلیل، بلکه نتیجهٔ از هم پاشیدن اقتدار سیاسیاند.
Mostafa Raste Moghadam
۲۷
دروغگویی کهنهکار، از روحانی ارتدوکس میپرسد: «چه کنم تا زندگی ابدی به دست آورم؟» و روحانی پاسخ میدهد: «به خودتان دروغ نگویید. کسی که خودش را میفریبد و به دروغ خود گوش میسپارد در نهایت به مرحلهای میرسد که دیگر هیچ حقیقتی را نه در خودش و نه در اطرافش تشخیص نخواهد داد.»
sayehtalks
۱۴
واقعیات موجود بهروشنی ادعای توماس جفرسون را تأیید میکنند که با نگاه به گذشته گفت: «منازعات آن روزها در اصل درگیری میان طرفداران حکومت جمهوری و مدافعان حکومت پادشاهی بود.» یکسان پنداشتن حکومت جمهوری با آزادی و اعتقاد به اینکه پادشاهی حکومتی جنایتکار است درخور بردگان، در افکار خود انقلابیون هم اعتباری نداشت؛ گرچه تقریباً بهمحض شروع انقلابها رواج پیدا کرد.
Pendar Ghorbani
۱۱
تنها آنهایی که رهایی از فقر را میشناسند، قادرند قدر رهایی از ترس را به معنای واقعی کلمه بدانند، و تنها آنهایی که از هر دوی ترس و فقر رهایند، قادرند عشق به آزادی جمعی را درک کنند، طعم آزادی را بچشند و ذوق ویژهٔ برابری را که حامل آزادی است، در خود بپرورند.
Pendar Ghorbani
۱۰
«تنها راستگویان واقعی میتوانند دروغ درستوحسابی بگویند.»
Pendar Ghorbani
۹
«واژهٔ ‘انقلابی’ تنها بر انقلابهایی اطلاق خواهد شد که هدفشان آزادی است.»
Pendar Ghorbani
۸
سرنگونی تنها به پشتوانهٔ اندیشهٔ روشن و شفاف آزادیخواهی، قادر به برپایی اجتماعی باثبات خواهد بود.
Pendar Ghorbani
۷
دولت باید آنچه را که نمیتواند با آن مقابله کند، مجاز بداند؛ نتیجهٔ ممنوعیت آزادی اندیشه تنها این است «که انسانها بیشازپیش خلاف آنچه میاندیشند، سخن خواهند گفت و بهاینترتیب اصل اعتماد از جامعه رخت برخواهد بست و پستترین ریاکاریها و خیانتها رشد خواهند کرد.»
sayehtalks
۶
مثلاً وقتی واژهٔ revolution در متون قرن هفدهم میلادی میآید، تا حد زیادی در پیوند با معنای اصلی خودش در علم ستارهشناسی است، یعنی حرکتهای بیپایان، بیامان و دائماً تکرارشوندهٔ اجرام آسمانی. استفادهٔ سیاسیاش جنبهٔ استعاری داشت، و در معنای بازگشت به نقطهای از قبل تعیینشده بود و ازاینرو حرکت و نوسان دائمی بهسمت نظمی از پیش مقدر به کار میرفت. اولین کاربرد واژهٔ انقلاب به معنایی نبود که امروز مد نظر ماست، بلکه برعکس، در سال ۱۶۶۰ در انگلستان و طی وقایعی که به ظهور کراموِل در قامت دیکتاتور انجامید، برای توصیف احیای دوبارهٔ پادشاهی بعد از سقوط پارلمان بهجامانده به کار رفت.
Mostafa Raste Moghadam
۵
اسنادش بیرون آمد. و شوک تمامعیار این بود. تا پیش از این با خودمان میگفتیم دشمنانی در دنیا داریم، این طبیعی است. هر ملتی در این دنیا دشمنانی دارد و دشمن ما هم باندی است جنایتکار. اما اینیکی فرق میکرد.
Pendar Ghorbani
۴
هیچ انقلابی هرگز نتیجهٔ توطئهچینیها، فعالیت گروههای مخفی یا احزاب آشکارا انقلابی نبوده. در کل باید گفت تا وقتی که اقتدار نهاد دولت پابرجاست، یعنی در شرایط دنیای مدرن تا وقتی این اطمینان وجود دارد که نیروهای نظامی تابع مقامات حکومتاند، امکان هیچ انقلابی وجود ندارد. انقلابها نه پاسخی ناگزیر بلکه پاسخی ممکن به سقوط یک رژیماند. انقلابها نه دلیل، بلکه نتیجهٔ از هم پاشیدن اقتدار سیاسیاند. هرکجا این فرایندهای فروپاشی، معمولاً در یک بازهٔ زمانی بلندمدت، بدون مانع پیش بروند، شاید منجر به انقلاب شوند، بهشرط اینکه جمعیتی کافی حضور داشته باشد که آمادهٔ فروپاشی رژیم و مشتاق به دست گرفتن قدرت باشد.
Pendar Ghorbani
۳
بهگفتهٔ هابز چنانچه گزارهٔ «سه زاویهٔ یک مثلث، برابر با دو زاویهٔ قائمه هستند» گزارهای میبود که باعث به خطر افتادن حاکمیت یا منافع صاحبان قدرت میشد، بدون شک اگر دستشان میرسید این آموزه را تکذیب میکردند یا تمام کتابهای آموزشی هندسه را به آتش میکشیدند
Mostafa Raste Moghadam
۳
در رابطه با تودهٔ مردم، باید بگویم هرجا مردم تجمعی شکل میدهند، فارغ از بزرگی و تعدادشان، منافع و علایقی عمومی به وجود میآید و جامعهای تشکیل میشود.
Pendar Ghorbani
۲
با سرکوب زندگی سیاسی در سرتاسر کشور... زندگی از تکتک نهادهای جمعی رخت برمیبندد و بدل به تصویری دروغین از زندگی میشود که در آن فقط بوروکراسی یگانه عرصهٔ فعال باقی میماند. زندگی جمعی بهتدریج از بین میرود. یکمشت رهبر حزبی سیریناپذیر و کارکشته زمام امور را به دست میگیرند و حکم میرانند. از میان اینان، حکومت میافتد دست چند مغز متفکر برتر، و گهگاه هم سرکردهای از طبقهٔ کارگر را به جلسات دعوت میکنند و در این جلسات اعضا باید سخنرانیهای رهبران را تشویق و مصوبات پیشنهادی را به اتفاق آرا تأیید کنند... این به ضرس قاطع دیکتاتوری است؛ آنهم نه دیکتاتوری پرولتاریا، بلکه دیکتاتوری مشتی سیاستمدار.
Pendar Ghorbani
۲
نهتنها اندیشهٔ پیشاانقلابی آزادی، بلکه تجربهٔ آزاد بودن نیز با آغاز امری نو یا به بیان استعاری، تولد عصری نو همزمان شده یا حتی عمیقاً در هم تنیده بود. گویی آزاد بودن و شروع چیزی نو، یکی باشند. و این موهبت انسانی پررمزوراز، یعنی توانایی شروع امری نو، نسبت روشنی با تولد هریک از ما در قامت تازهواردی به جهان دارد. به بیان دیگر، ما به این دلیل میتوانیم چیزی را از نو آغاز کنیم که خودْ سرآغازیم و خودْ آغازگر.
Pendar Ghorbani
۲
چه ارزشی دارد آزاد به دنیا آمدن، اما آزاد زندگی نکردن؟ آزادی سیاسی اگر ابزار آزادی اخلاقی نباشد، به چه میارزد؟ افتخارمان آزادی برده بودن است یا آزادیِ آزاد بودن؟
Pendar Ghorbani
۲
«داستان شاه لیر خیلی بیشتر احساس وظیفهشناسی نسبت به والدین را در فرزندان برمیانگیزد تا تمام کتابهای خشک چندجلدی علم اخلاق و الهیات که تا به امروز به این موضوع پرداختهاند.»
Pendar Ghorbani
۱
گرچه بسیاری از انقلابها به خودکامگی انجامیدهاند، اما انسانها همواره به یاد خواهند داشت که بهقول مارکی دو کندورسه، «واژهٔ ‘انقلابی’ تنها بر انقلابهایی اطلاق خواهد شد که هدفشان آزادی است.»
Pendar Ghorbani
۱
یکی از مهمترین نتایج انقلاب فرانسه این بود که برای اولین بار در تاریخ، مردم را به خیابانها آورد و رؤیتپذیرشان کرد. با این اتفاق، معلوم شد که نهفقط آزادی، بلکه آزادیِ آزاد بودن نیز همواره سهم اقلیت بوده.
Pendar Ghorbani
۱
وقتی دو انقلاب نخستین را که آغازشان بسیار شبیه و پایانشان بینهایت متفاوت بود، با هم مقایسه کنیم، به نظر من روشن میشود که غلبه بر فقر نهتنها شرط بنای آزادی است، بلکه نمیتوان به رهایی از فقر مثل رهایی از سرکوب سیاسی پرداخت. زیرا اگر سرانجامِ خشونت علیه خشونت جنگ است، داخلی یا خارجی، خشونت علیه شرایط اجتماعی همواره به ترس و وحشت انجامیده است. ترس و وحشت بهجای خشونت عریان، یعنی وحشتِ پس از فروپاشی رژیم قدیم و استقرار رژیم جدید، چیزی است که یا انقلابها را به شکست میکشاند یا چنان تغییرشان میدهد که به دام خودکامگی و استبداد میافتند.
Pendar Ghorbani
۱
شاید باید این خطر را بپذیرد که بدون حصار بیندیشد و احتمالاً سقوط کند. اما اینها همه بخشی از آزادی است، آزادیای که همواره در معرض خطر است و همزمان بهطور مداوم امکانات جدیدی را عرضه میکند.
Pendar Ghorbani
۱
کسی که در خدمت منافع و قدرت سخن میگوید، دیگر قابلاعتماد نیست؛ او دیگر نمیتواند به سود آن چیزی که به نظر غیرمعتبر میرسد یا علیه منافع افراد بسیاری است، تعهد بدهد. درواقع اعتبار گزارشگر حقیقت، بستگی به استقلال و درستکاریاش دارد. در قلمروی سیاست کمتر افرادی وجود دارند که بهاندازهٔ گویندگان حقیقت حرفهای که بازتابدهندهٔ نوعی یگانگی ازپیشتعیینشده بین منافع و حقیقت هستند، بهحق مورد شکوتردید باشند.
Pendar Ghorbani
۱
«به خودتان دروغ نگویید. کسی که خودش را میفریبد و به دروغ خود گوش میسپارد در نهایت به مرحلهای میرسد که دیگر هیچ حقیقتی را نه در خودش و نه در اطرافش تشخیص نخواهد داد.»
khatere
۱
هیچ انقلابی هرقدر هم دروازههایش را تا حد امکان برای تودهها و ستمدیدگان یا به زبان انقلاب فرانسه «بیچارگان و بینوایان و دوزخیان زمین» باز کرده باشد، هرگز از آنها آغاز نشده است. و هیچ انقلابی هرگز نتیجهٔ توطئهچینیها، فعالیت گروههای مخفی یا احزاب آشکارا انقلابی نبوده. در کل باید گفت تا وقتی که اقتدار نهاد دولت پابرجاست، یعنی در شرایط دنیای مدرن تا وقتی این اطمینان وجود دارد که نیروهای نظامی تابع مقامات حکومتاند، امکان هیچ انقلابی وجود ندارد.
Joy
۱
«انقلاب فرزندان خود را میبلعد.
niloufar.dh
۱
هوشمندانهتر و بلکه مناسبتر است بهجای آنکه مدام تحت عنوان قویترین کشور جهان [ایالات متحدهٔ آمریکا] به خودمان ببالیم، بگوییم ما از زمان تأسیس جمهوریمان از ثبات بینظیری بهره بردهایم و این ثبات نتیجهٔ مستقیم انقلاب بوده؛ زیرا نتیجهٔ رقابت قدرتهای برتر در بلندمدت، نه بهواسطهٔ جنگ بلکه با درک وثیقتر چیستی انقلابها و آنچه با انقلاب در معرض خطر احتمالی قرار میگیرد، مشخص میشود.
niloufar.dh
۱
هرکجا این فرایندهای فروپاشی، معمولاً در یک بازهٔ زمانی بلندمدت، بدون مانع پیش بروند، شاید منجر به انقلاب شوند، بهشرط اینکه جمعیتی کافی حضور داشته باشد که آمادهٔ فروپاشی رژیم و مشتاق به دست گرفتن قدرت باشد.
Hoor
۱
هیچ انقلابی هرگز نتیجهٔ توطئهچینیها، فعالیت گروههای مخفی یا احزاب آشکارا انقلابی نبوده.
Pendar Ghorbani
۰
به نظر میرسد حتی برتری نظامی هم قادر نیست ثبات را جایگزین هرجومرج، پاکدستی را جایگزین فساد و اقتدار حکومت و اعتماد به آن را جایگزین فروپاشی و ازهمگسیختگی کند.
