جملات زیبای کتاب کولاک | طاقچه
تصویر جلد کتاب کولاک

کتاب کولاک

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
ماری ونتراس، محمود گودرزی
انتشارات: 
انتشارات خوب
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نارنج اردیبهشتی
۱
چیزهایی هست که دوام نمی‌آورند و کمترین چیزی که می‌توان گفت این است که خوشبختی همیشه ردیف اول این دسته‌بندی را اشغال می‌کند.
mhbmhd
۰
گفته بود نمی‌تواند یک‌جا بند شود و مثل میوه‌ای که از درخت افتاده باشد بی‌حرکت بماند، درحالی‌که زندگی چیزی نبود جز حرکتی مداوم،‌ خواه کوچک و خواه بزرگ، حرکتی همیشگی به‌سوی دیگری، جاهای دیگر، آدم‌های دیگر، ماجراهای دیگر
mhbmhd
۰
توماس نمی‌خواست فرار کند، بلکه خواهان تصاویر تازه بود، منظره‌هایی که قبلاً هرگز ندیده بود، تا در ذهنش جایگزینی برای لذت اولیه فراهم کنند، چیزی که بتواند فضای خالی را با چنان شدتی پر کند که چیزهای دیگر، تاریکی، هرچه زشتی در زندگی است در گوشه‌ای حبس و به دست زیبایی زمین‌گیر شود.
mhbmhd
۰
من خوابیدم، تا درد در تنم محبوس بماند، تا در تک‌تک سلول‌های اندام‌هایم رخنه کند و با من یکی شود،
mhbmhd
۰
یک روز برادرم بهم گفت که دنیای محدودم زندان من است و از بس بزدلم و از تمدن می‌ترسم حتی دنبال این نیستم که مرزهای این زندان را بشناسم.
mhbmhd
۰
می‌خواستم نشانش بدهم که هر دره‌ای، حتی عمیق و بی‌انتها، می‌تواند با گرمای احساسات بشری پر شود و ذره‌ذره و مثل شیشه‌ای مدرج میلی‌متر به میلی‌متر بالا بیاید
mhbmhd
۰
اما از هر فناوری‌ای که استفاده شود، آدم همیشه و مدام راهی جدید برای زخمی کردن، لت‌وپار کردن و قطع عضو برادرانش پیدا می‌کند. طبیعتش این است. جنگ جنگ باقی می‌ماند. هم‌زمان می‌ترساند و به وجد می‌آورد. این واقعیت را که ممکن است آدم‌های دیگری را بکشید عادی جلوه می‌دهد، فقط به این دلیل که به شما گفته‌اند دلیلی خوب برای این کار دارید و شما مدافع خیر در برابر شرید