جملات زیبای کتاب کولاک | طاقچه
تصویر جلد کتاب کولاک

بریده‌هایی از کتاب کولاک

نویسنده:ماری ونتراس
انتشارات:انتشارات خوب
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۸از ۸ رأی
۳٫۸
(۸)
چیزهایی هست که دوام نمی‌آورند و کمترین چیزی که می‌توان گفت این است که خوشبختی همیشه ردیف اول این دسته‌بندی را اشغال می‌کند.
نارنج اردیبهشتی
گفته بود نمی‌تواند یک‌جا بند شود و مثل میوه‌ای که از درخت افتاده باشد بی‌حرکت بماند، درحالی‌که زندگی چیزی نبود جز حرکتی مداوم،‌ خواه کوچک و خواه بزرگ، حرکتی همیشگی به‌سوی دیگری، جاهای دیگر، آدم‌های دیگر، ماجراهای دیگر
mhbmhd
توماس نمی‌خواست فرار کند، بلکه خواهان تصاویر تازه بود، منظره‌هایی که قبلاً هرگز ندیده بود، تا در ذهنش جایگزینی برای لذت اولیه فراهم کنند، چیزی که بتواند فضای خالی را با چنان شدتی پر کند که چیزهای دیگر، تاریکی، هرچه زشتی در زندگی است در گوشه‌ای حبس و به دست زیبایی زمین‌گیر شود.
mhbmhd
من خوابیدم، تا درد در تنم محبوس بماند، تا در تک‌تک سلول‌های اندام‌هایم رخنه کند و با من یکی شود،
mhbmhd
یک روز برادرم بهم گفت که دنیای محدودم زندان من است و از بس بزدلم و از تمدن می‌ترسم حتی دنبال این نیستم که مرزهای این زندان را بشناسم.
mhbmhd
می‌خواستم نشانش بدهم که هر دره‌ای، حتی عمیق و بی‌انتها، می‌تواند با گرمای احساسات بشری پر شود و ذره‌ذره و مثل شیشه‌ای مدرج میلی‌متر به میلی‌متر بالا بیاید
mhbmhd
اما از هر فناوری‌ای که استفاده شود، آدم همیشه و مدام راهی جدید برای زخمی کردن، لت‌وپار کردن و قطع عضو برادرانش پیدا می‌کند. طبیعتش این است. جنگ جنگ باقی می‌ماند. هم‌زمان می‌ترساند و به وجد می‌آورد. این واقعیت را که ممکن است آدم‌های دیگری را بکشید عادی جلوه می‌دهد، فقط به این دلیل که به شما گفته‌اند دلیلی خوب برای این کار دارید و شما مدافع خیر در برابر شرید
mhbmhd

حجم

۱۳۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

حجم

۱۳۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

قیمت:
۳۹,۵۰۰
تومان