در زمان سروانتس، رمان در پی فهم ماجراست، با ساموئل ریچاردسون رمان، بررسی «آنچه در درون میگذرد»، و پرده برداشتن از زندگی مکتوم احساسات را آغاز میکند، با بالزاک، ریشه گرفتن انسان را در تاریخ آشکار میکند، با فلوبر زمینههایی را میکاود که تا آن زمان در زندگی روزانه ناشناخته مانده بودند، با تولستوی، به تأثیر عامل غیر عقلی در تصمیمها و رفتارهای انسان توجه میکند. رمان درصدد درک عمیق زمان است: لحظهٔ فرّار گذشته با مارسل پروست، لحظهٔ فرّار زمان حال با جیمز جویس. رمان، با توماس مان، به بررسی نقش اسطورهها میپردازد، اسطورههایی که از دورترین ایام آمدهاند و رهنمون ما هستند