درک واقعی و بیشتر لذت بردن از موسیقی، در پی پذیرفتن حضور انسان در آن اثر موسیقی میسر میشود
Sara
در اینجا آدمی به یاد شعری میافتد که والت ویتمن پس از شکستهای سال ۱۸۴۸ سرود:
آزادی، بگذار دیگران از تو مأیوس شوند - من هرگز از تو مأیوس نمیشوم.
آیا خانه بسته است؟ صاحبش رفته است؟
ولی تو آماده باش، از چشم دوختن خسته مشو.
زود بازخواهد آمد، پیام آورانش زود میآیند.
مه
بدون تردید موسیقی بتهوون از احساسات شخصی تهی نیست. ولی در هنر، دیواری میان عنصر شخصی و اجتماعی کشیده نشده است. هر تغییری در نهادهای اجتماعی و سیاسی، گونۀ تازهای از شخصیت را در خط مقدم جبهۀ تاریخ قرار میدهد، که نشان دادنش و پرده برگرفتن از چهرهاش کار هنر است.
nigritude
دهقانان، بازرگانان، و صنعتگران، فشار مضاعف حکومتی خونآشام و بازرگانی ازهمگسسته را بر دوش خود احساس میکردند؛ اشراف و شاهزادگان متوجه شدند که درآمدشان، علیرغم آنکه خون فرودستان خود را در شیشه میکردند، برای تأمین هزینههای فزایندهشان کفایت نمیکند... هیچ اثری از آموزش و پرورش، وسیلهای برای تأثیر گذاشتن بر اذهان تودههای مردم، مطبوعات آزاد، روحیۀ مشترک، و حتی بازرگانی گسترده با کشورهای دیگر – چیزی جز خسِت و خودپرستی – نبود و روحیۀ گدامنشانه و فقیرانۀ دکانداری بر تمام مردم تسلط داشت. همهچیز فرسوده شده بود، رو به ازهم پاشیدگی و سریعاً بهسوی ویرانی میرفت، مردم حتی کوچکترین امیدی به تغییر مثبت نداشتند و ملت نیز آنچنان نیرویی نداشت که بتواند جسدهای سنگشدۀ مؤسسات مرده را بر دوش گیرد و به کناری بیندازد.
مه