جملات زیبای کتاب بیان اندیشه در موسیقی | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیان اندیشه در موسیقیsubscriptionAvailable

کتاب بیان اندیشه در موسیقی

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Sara
۵
درک واقعی و بیشتر لذت بردن از موسیقی، در پی پذیرفتن حضور انسان در آن اثر موسیقی میسر می‌شود
مه
۱
در اینجا آدمی به یاد شعری می‌افتد که والت ویتمن پس از شکست‌های سال ۱۸۴۸ سرود: آزادی، بگذار دیگران از تو مأیوس شوند - من هرگز از تو مأیوس نمی‌شوم. آیا خانه بسته است؟ صاحبش رفته است؟ ولی تو آماده باش، از چشم دوختن خسته مشو. زود بازخواهد آمد، پیام آورانش زود می‌آیند.
مه
۱
در اینجا می‌توان گفت که هر آهنگساز در سراسر عمرش یک، دو یا سه اندیشۀ بنیادینِ بزرگ دارد؛ بلوغش زمانی آغاز می‌شود که این اندیشه‌ها را کشف کند؛ و کار بعدیش نمایاندن جنبه‌های گوناگون از راه پوشاندن لباس‌های همیشه‌تازه بر پیکر آنها است
nigritude
۰
بدون تردید موسیقی بتهوون از احساسات شخصی تهی نیست. ولی در هنر، دیواری میان عنصر شخصی و اجتماعی کشیده نشده است. هر تغییری در نهادهای اجتماعی و سیاسی، گونۀ تازه‌ای از شخصیت را در خط مقدم جبهۀ تاریخ قرار می‌دهد، که نشان دادنش و پرده برگرفتن از چهره‌اش کار هنر است.
مه
۰
دهقانان، بازرگانان، و صنعتگران، فشار مضاعف حکومتی خون‌آشام و بازرگانی ازهم‌گسسته را بر دوش خود احساس می‌کردند؛ اشراف و شاهزادگان متوجه شدند که درآمدشان، علیرغم آنکه خون فرودستان خود را در شیشه می‌کردند، برای تأمین هزینه‌های فزاینده‌شان کفایت نمی‌کند... هیچ اثری از آموزش و پرورش، وسیله‌ای برای تأثیر گذاشتن بر اذهان توده‌های مردم، مطبوعات آزاد، روحیۀ مشترک، و حتی بازرگانی گسترده با کشورهای دیگر – چیزی جز خسِت و خودپرستی – نبود و روحیۀ گدامنشانه و فقیرانۀ دکانداری بر تمام مردم تسلط داشت. همه‌چیز فرسوده شده بود، رو به ازهم پاشیدگی و سریعاً به‌سوی ویرانی می‌رفت، مردم حتی کوچک‌ترین امیدی به تغییر مثبت نداشتند و ملت نیز آن‌چنان نیرویی نداشت که بتواند جسدهای سنگ‌شدۀ مؤسسات مرده را بر دوش گیرد و به کناری بیندازد.
مه
۰
داستانی که هکتور برلیوز (۱۸۰۳-۱۸۶۹) رمانتیک بزرگ فرانسوی گفته است، نشان می‌دهد که روحیۀ کالایی و بازاری، چگونه تا ژرفای وجود آهنگسازان سرایت کرده بود: به هنگام اسب‌سواری در نزدیکی رم به همراه فلیکس مندلسن (۱۸۰۹-۱۸۴۷) بود که به او گفتم خیلی در شگفتم از اینکه هیچ کس اسکرتزویی براساس شعر کوچک و درخشان “ملکه مب” اثر شکسپیر توصیف نکرده است. او نیز مانند من در شگفت شد، و من بی‌درنگ تأسف خوردم از اینکه این اندیشه را با او در میان نهاده‌ام. چندین سال بعد، از این می‌ترسیدم که خودش این کار را کرده باشد. ۴