اولین قابی که از ضاحیه در ذهنم بستم، تصویری شبیه کوچههای کربلا بود، با همان سیمهای شلوغ آویزان در هوا و ساختمانهای بلند و کوچههای تنگ.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
ابوعلی به سیمهای آویزان در هوا اشاره کرد. ننگ شهر و محلهشان نبود. افتخار میکرد: «بعد از جنگ، ضاحیه را زود ساختیم تا خار چشم دشمن شود»؛ یعنی، حالا اگر سیمها آویزان مانده، اشکالی ندارد، ساختمانها و آدمها را ببینید که نفس میکشند.