جملات زیبای کتاب رخ شیدا | طاقچه
تصویر جلد کتاب رخ شیداsubscriptionAvailable

کتاب رخ شیدا

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۵۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
سمیرا تهوری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
malihe
۵
شاید چون شبیه یه فرمول پیچیده‌این که باید با خودکار رنگی، متفاوت از بقیه مسائل، تو یه صفحه جدا، مرتب و بزرگ نوشتتون تا همیشه یادم بمونه که شما رو باید یه جور خاص فهمید و بهتون احترام بیشتری گذاشت.
eli
۴
حرفی نزدم و همان‌طور میخکوب به قیافه در هم کوبیده و داغانش خیره ماندم. خودش را جلو کشید و سرش را روی پاهایم گذاشت. سر زانوهایم تیک زد و بالا پرید. استخوان‌هایم درد گرفت و تمام تنم منقبض شد. دست‌هایم به دسته کاناپه چسبید و سیخ نشستم. سنگینی سرش را روی پاهایم انداخت. از شدت داغی نفس‌هایش پوستم می‌سوخت. - هم خوابم می‌آد هم نه. برای رفع این‌همه خستگی باید چی‌کار کرد؟ به یاد توصیفات نازنین از او افتادم و لب‌هایم را روی هم فشردم. حرف‌های میترا وقتی عاشقی کردن‌های او را شرح می‌داد به یادم آمد و دندان‌هایم روی هم ساییده شد. دلم نمی‌خواست آن‌قدر به من نزدیک باشد.
♥سعادت♥
۲
می‌گفت مثل یه مال حلال که اگه از دست بره یا گم بشه آخرش به صاحبش برمی‌گرده. فرزند خلف که سرشتش پاک باشه اول و آخر به اصل و نصب خودش تعلق داره.