
Anahita
۴
برخی افراد مواجهههای همزمانی را تجربه میکنند که طی آنها تیپهای شخصیتی یکسان یا نمونههایی از شخصیتهای کهنالگویی بهطور مکرر مقابلشان ظاهر میشوند.
Anahita
۳
زمانی که یک فرد مانند من به هر دلیلی (اعم از نژاد، جنسیت، تحصیلات، تخصص، و مذهب) یک اقلیت باشد میتواند به ویژگیهای گروه غالب از بیرون نگاه کند. من هرگز بهطور کامل با هیچیک از فضاهایی که در آنها بودم بهطورکامل تطبیق پیدا نکردم و همین موضوع به من درک روانشناسانه دوچشمی داد.
کاربر ۲۱۵۵۰۷۱
۳
محدودیتهای ذهنی، موانعی است که رشد ما منوط به پشت سر گذاشتن آنهاست.
ویماند
۲
وقتی خود را ملزم میکنیم که هر موضوعی را از طریق کارکردهای منطقی و رایانهوار نیمکره چپ پردازش کنیم، سرزندگی و نشاط تجربه را نابود میکنیم، روح را میکشیم و ضمیر را انکار میکنیم.
Leila
۲
هر چیزی یکی از یک میلیون مسیر است. بنابراین همیشه باید بهخاطر بسپارید که یک مسیر فقط یک مسیر است: اگر احساس میکنید که نباید آن را دنبال کنید، تحت هر شرایطی نباید در آن مسیر بمانید. برای رسیدن به چنین وضوحی، باید زندگی منظمی داشته باشید. تنها در آن زمان خواهید دانست که هر راه فقط یک راه است، و اگر قلبتان به شما میگوید آن را رها کنید، این کار بیحرمتی به خود یا دیگران نیست. اما تصمیم شما برای ماندن در مسیر یا رها کردن آن باید به دور از ترس یا جاهطلبی باشد... به هر مسیر به دقت و آگاهانه بنگرید. هر چند بار که فکر میکنید لازم است، آن را امتحان کنید.
Leila
۰
یونگ همزمانی را به مثابه یک اصل ارتباطی بیدلیل توصیف میکند که خود را از طریق رویدادهای همزمان و معنیدار آشکار میسازد.
Leila
۰
به لحاظ شهودی، هر واقعه رویدادی مهم تلقی میشود و احتمال وجود ارتباطی نامرئی و ناشناخته یا روشی که از آن طریق این رخدادها روی میدهد افزایش مییابد. یونگ کسی بود که این پدیده را «همزمانی» نام نهاد.
Leila
۰
همزمانی اصطلاحی توصیفی است برای رابطه بین دو واقعه که از بعد معنا به یکدیگر متصل هستند؛ رابطهای که نمیتوان از طریق علت و معلول شرح داد
Leila
۰
درک یک واقعه همزمانی، مستلزم این است که فرد توانایی توجه به وضعیت ذهنی خود اعم از فکر، احساس، بصیرت، رؤیا یا پیشآگاهی را داشته باشد و بهطور شهودی آن را با یک واقعه بیرونی مرتبط سازد. همزمانی تقارن رویدادهایی است که برای فرد معنیدار است؛ بنابراین هر تجربه همزمانی منحصر بهفرد است.