
بریدههایی از کتاب اسرار سایه: رمزگشایی از نیمهی تاریک وجود
۲٫۹
(۲۴)
یونگ میگفت که اگر سایه به شکل موفقیتآمیزی سرکوب شود، فرد به سختی میتواند درباره احساساتش با دیگران سخن بگوید.
بهار
آلیس میلر در این باره در کتابش به نام «زندانی کودکی» صحبت کرده است:
وقتی به این دنیا میآییم، مانند «ابرهایی زیبا و باشکوه» هستیم. از دوردستهای این هستی به این دنیا میآییم و همراه خود مجموعهای از میراث پستانداران، خلاقیتی باقیمانده از زندگی گیاهی ۱۵۰۰۰۰ ساله و خشمی باقیمانده از زندگی بومی ۵۰۰۰ ساله میآوریم و با درخشش ۳۶۰ درجهایمان، آن را ابراز میکنیم. جالب است که پدر و مادرمان بهعنوان اولین اشخاصی که با آنها برخورد داریم، از این ویژگیها خوششان نمیآید. آنها دختر یا پسری خوب میخواهند
بهار
تنها زمانی میتوانیم محتویات کولهبارمان را مشاهده کنیم که آنها را به شکلی معصومانه فرافکنی کنیم. دراین صورت عنکبوتها موجوداتی شیطانی میشوند، مارها حیلهگر و مکار میشوند، بزها حیواناتی میشوند که تمایلات جنسی بیش از اندازه دارند، مردان موجوداتی سطحی خواهند بود و زنها موجوداتی ضعیف میشوند.
mhzm
اگر تمایلات جنسیمان را بهعنوان یک کودک در کولهبارمان بگذاریم، روشن است که همراه آن مقدار زیادی انرژی از دست میدهیم. وقتی زنی بخش مردانه وجودش را در کولهبارش قرار میدهد یا آن را برای فرافکنی در قوطیای که دربارهاش حرف زدیم، میگذارد، همراه با آن مقداری انرژی از دست میدهد. بنابراین میتوانیم به کولهبارهایمان بهعنوان ذخیرههایی از انرژی نگاه کنیم که درحال حاضر در دسترسمان نیست. اگر خودمان را فردی یکنواخت و غیرخلاق میدانیم، به این معناست که خلاقیتمان را هم در کولهبارمان گذاشتهایم
mhzm
سایه در مقابل بصیرت عمیقی که به فرد داده است، ده تا پانزده سال به او وقت میدهد تا زندگیاش را تغییر دهد. این تغییر میتواند فقط کمی محکمتر کردن پیوند زنانگی و مردانگی درون هر زن و مرد باشد. اما اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، سایه سرکوب میشود و وضعیت انسان هر روز بدتر از روز قبل میشود.
Masgood
انواع کولهبارها
حالا اجازه بدهید درباره انواع مختلف کولهبارها حرف بزنیم. وقتی بخشهای زیادی از وجودمان را در کولهبار پنهانیمان قرار میدهیم، انرژی کمی برایمان باقی میماند و هر چه کولهبارمان بزرگتر باشد، انرژی کمتری خواهیم داشت. طبیعت برخیها اینگونه است که نسبت به دیگران انرژی بیشتر دارند. در هر حال همه ما بیش از مقدار استفادهمان، انرژی دراختیار داریم. پس این همه انرژی کجا میرود؟! ا
بهار
شکسپیر دراین باره میگوید: «اگر نوشتن برایتان سخت است، میتوانید از نقاشی و مجسمهسازی استفاده کنید.»
بهار
بنابراین مرحله پنجم دربرگیرنده فعالیت، تجسم، شکار و پرسیدن است: «همیشه برای آنچه میخواهی فریاد بزن.»
بهار
بنابراین دنبال کردن توجهتان به شما نشان میدهد که خشمتان به سمت و سوی چه کسی معطوف است و چه کسی با چه خصوصیاتی ذهنتان را مشغول کرده است. توجه ما به غریبهها جلب میشود و همین نکته جالب و حیرتآور است. اگر با این افراد تماس چشمی برقرار کنید، از خشم شما ناراحت و عصبانی میشوند. در این زمان اگر تماس چشمیتان را قطع کنید و به خودتان نگاه کنید، موفق خواهید شد سایه خود را ببینید.
بهار
طرفداران یونگ درست مثل مردم یک شهر، کولهبار خودشان را دارند و معمولاً علاقهشان به پول و هرزگی را در کولهبارهایشان پنهان میکنند. طرفداران فروید هم معمولاً زندگی مذهبیشان را در کولهبارشان نهان کردهاند.
mhzm
سایه به تعبیر یونگ، مجرم بالقوهای درون شماست.
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
سایه به تعبیر یونگ، مجرم بالقوهای درون شماست.
Masgood
«سایه فقط نامی اسطورهای است برای تمام آنچه درون من وجود دارد و قادر نیستم آن را بهطور مستقیم بشناسم.»
Masgood
توتهای وحشی رسیدهاند و رنگشان قرمز شده
و گلهای مینا به سختی در بسترشان نفس میکشند
مردی که با گذشتن تابستان هنوز توانگر نشده است
در انتظار باقی میماند
او هرگز خود واقعیاش را تجربه نمیکند
مردی که نمیتواند به آرامی چشمهایش را ببندد
و مطمئن باشد که میتواند بینش درونی کسب کند
فقط در انتظار شب باقی خواهد ماند،
تا تاریکی تمام اطرافش را فرابگیرد
او پیرمردی است که کارش تمام است
چیز دیگری نخواهد آمد
روزهای زیادی باقی نمانده
و هر اتفاقی او را فریب خواهد داد،
حتی تو، خدای من!
تو مثل سنگی خواهی بود که هر روز بیشتر او را به قعر میبرد
Masgood
هر بخش از شخصیتمان که آن را دوست نداشته باشیم، به دشمنمان تبدیل خواهد شد. این بخش از شخصیتمان به جایی دوردست میرود و شورشی را بر علیه ما آغاز میکند. بسیاری از مشکلاتی که پادشاهان در داستانهای شکسپیر دارند از همین دست هستند. اشعار شکسپیر در موارد زیادی به خطر این طغیانهای درونی اشاره میکند. در اشعار شکسپیر همیشه پادشاهان در خطرند.
papar
مولانا:
خویش را صافی کن از اوصاف خویش
تا ببینی ذات پاک صاف خویش
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
تعریفی که ماری لوییس، تحلیلگر آثار یونگ، برای سایه ارائه میدهد شفاف است: «سایه فقط نامی اسطورهای است برای تمام آنچه درون من وجود دارد و قادر نیستم آن را بهطور مستقیم بشناسم.»
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
به دنبال همه ما کولهباری است نادیدنی، دربر گیرنده بخشهایی از ما که پدر و مادرمان دوست ندارند. ما برای اینکه عشق و علاقه پدر و مادرمان را بهدست بیاوریم، بخشهایی از وجودمان را که آنها دوست نداشتند در این کولهبار قرار دادیم. تا زمانی که به مدرسه برویم، اندازه این کولهبار بزرگ و بزرگتر شد. در مدرسه این معلمهایمان بودند که میگفتند: «بچههای خوب بهخاطر چیزهای بیاهمیت عصبانی نمیشوند.» به همین دلیل خشم و عصبانیتمان را هم در این کولهبار گذاشتیم.
پرنده
وقتی بخشی از خودمان را در این کولهبار قرار میدهیم، آن بخش به عقب میرود و تکاملی معکوس بهسوی دوران بربریت خواهد داشت. تجسم کنید مردی در سن بیست سالگی کولهبارش را مهروموم کند و پانزده یا بیست سال بعد دوباره آن را باز کند. چه چیزی در کولهبارش خواهد یافت؟ با کمال تأسف باید بگویم تمایلات جنسی، وحشیگری، امیال آنی و حساب نشده و خشمی که تماممدت آن را سرکوب کرده است. این ویژگیها نه تنها همگی بدوی هستند، بلکه به او آسیب میرسانند. مرد یا زنی که کولهبارش را در چهلوپنج سالگی باز میکند احساس ترس و وحشت دارد و وقتی سرش را بلند میکند، سایه هیولایی را میبیند که روی دیوار افتاده است! هر کسی با چنین منظرهای روبهرو شود خواهد ترسید.
پرنده
تائوییستها بر این باورند که تغییر نوعِ زندگی، روی جهان تأثیر میگذارد. آنها به «وو وِی» یا رها کردن هر گونه نقش در زندگی باور دارند. «وووی»
همچنین بهصورت «انجام ندادن هیچ کار» هم ترجمه شده است.
Masgood
است. یونگ معتقد است، سایه بخشی از روان است که در ناخودآگاه ما نهفته است
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
هر بخش از شخصیتمان که آن را دوست نداشته باشیم، به دشمنمان تبدیل خواهد شد. این بخش از شخصیتمان به جایی دوردست میرود و شورشی را بر علیه ما آغاز میکند.
رهگذر
میتوان بهجای واژه سایه از «تاریکی، نبود روشنایی و بخش سرکوب شده وجود» استفاده کرد. ما بخشهایی در وجودمان داریم که چون دیگران آنها را دوست نداشتهاند، ناخواسته آنها را به ناخودآگاه فرستادهایم و به عبارتی آنها را سرکوب کردهایم. غافل از اینکه اینها در روان ما جا خشک کردهاند و از بین نرفتهاند. «سایه کولهباری دراز است که ما به دنبال خود میکشیم». این کولهبار پر است از بخشهایی از روانمان که یا خودمان تأییدشان نمیکنیم یا پدر و مادر و جامعهمان تأییدشان نمیکنند.
کاربر ۱۹۰۳۸۹۰
میتوان بهجای واژه سایه از «تاریکی، نبود روشنایی و بخش سرکوب شده وجود» استفاده کرد. ما بخشهایی در وجودمان داریم که چون دیگران آنها را دوست نداشتهاند، ناخواسته آنها را به ناخودآگاه فرستادهایم و به عبارتی آنها را سرکوب کردهایم.
پرنده
در اینجا فقط بگوییم که ما از خود واقعیمان دور شدهایم. حفظ ظاهر برای اینکه کسی به باطن و درونیات ما پی نبرد نیازمند صرف انرژی زیادی است.
پرنده
میدانیم که وقتی نور آفتاب به بدن میتابد، بدن را روشن میکند؛ اما همزمان سایهای هم ایجاد میشود که سیاه و تاریک است. هر چه شدت این نور بیشتر باشد، سایه سیاهتر و تاریکتر خواهد بود. بخشهایی از شخصیت هریک از ما در وجود خودمان پنهان است. پدر و مادر و معلمها ما را تشویق میکنند تا بخش روشن شخصیتمان را رشد و توسعه بدهیم، بهطرف موضوعهایی مثل ریاضیات و هندسه برویم و سعی کنیم که موفق باشیم. در این حالت بخش تاریک وجودمان، گرسنه و تشنه باقی میماند. اگر قرار است به من کمک شود تا از بیچارگیای که در آن غرق شدهام نجات پیدا کنم، این کمک از بخش تاریک شخصیتم خواهد بود.
پرنده
«ما چیزی را از نو اختراع نمیکنیم، بلکه فقط چیزهای قدیمی را به یاد میآوریم.»
پرنده
فکر میکنم که در بسیاری از فرهنگها بیشتر آقایان بخش زنانه وجودشان را در این کولهبار میگذارند. آنها در سنین سیوپنج تا چهل سالگی دوباره تلاش میکنند با بخش زنانه وجودشان ارتباط برقرار کنند؛ درحالی که ممکن است این بخش در این سنوسال احساس خصمانهای نسبت به آنها داشته باشد. به همین دلیل این مردان در دنیای بیرونی هم روابط ناخوشایندی با زنان دارند. قانون این است که دنیای بیرونی ما درست مانند دنیای درونمان خواهد بود. در این کره خاکی قانون اینگونه است. اگر زنی که دوست دارد زنانگیاش تأیید شود جنبههای مردانهاش را در این کولهبار بگذارد، ممکن است بیست سال بعد نتواند رابطهای دوستانه با بخش مردانه وجودش ایجاد کند. او حتی ممکن است احساس کند این بخش به شکلی وحشیانه از او انتقاد میکند
پرنده
هر بخش از شخصیتمان که آن را دوست نداشته باشیم، به دشمنمان تبدیل خواهد شد. این بخش از شخصیتمان به جایی دوردست میرود و شورشی را بر علیه ما آغاز میکند. بسیاری از مشکلاتی که پادشاهان در داستانهای شکسپیر دارند از همین دست هستند. اشعار شکسپیر در موارد زیادی به خطر این طغیانهای درونی اشاره میکند. در اشعار شکسپیر همیشه پادشاهان در خطرند.
پرنده
حجم
۵۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۵۹ صفحه
حجم
۵۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۵۹ صفحه
قیمت:
۴۵,۰۰۰
تومان