جملات زیبای کتاب خدمتکار | طاقچه
تصویر جلد کتاب خدمتکار

بریده‌هایی از کتاب خدمتکار

ویراستار:سارا بحری
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۴۳۱ رأی
۴٫۰
(۴۳۱)
«ترجیح می‌دم کتاب بخونم.» «عالیه! دوست داری چی بخونی؟» «کتاب.» «چه کتاب‌هایی؟» «اونهایی که کلمه دارن.»
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
به تنها کسی که می‌توانم اعتماد کنم خودم هستم.
کاربر ۱۱۵۲۳۵۳
در زندگی یک اشتباه می‌کنی و دیگر هیچ‌کس به تو اطمینان نمی‌کند.
کاربر ۱۱۵۲۳۵۳
هیچ زنی از اینکه همسرش او را به شکل نامطلوبی با زن دیگری مقایسه کند خوشش نمی‌آید.
Faranak_naseri_
از پشت درهای بسته، او همه چیز را می‌بیند
m
«ترجیح می‌دم کتاب بخونم.» «عالیه! دوست داری چی بخونی؟» «کتاب.» «چه کتاب‌هایی؟» «اونهایی که کلمه دارن.»
Aerwyna
به تنها کسی که می‌توانم اعتماد کنم خودم هستم.
کاربر ۱۱۵۲۳۵۳
از پشت درهای بسته، او همه چیز را می‌بیند
m
کسی نمی‌تواند با خوابیدن با رئیس متأهلش شغلش را حفظ کند.
Atiyeh
به تنها کسی که می‌توانم اعتماد کنم خودم هستم.
Farhadmarch
آنها کلی پول دارند که آتش بزنند.
کرم کتابخوان
«فقط نگاهت بامزه‌ست. من به اینها عادت دارم، اما عاشق دیدن این چیزها از چشم توام.»
مل.
«اگه مراقب دندون‌هات نباشی شانس داشتنشون رو از دست می‌دی.»
Mia
اندرو فقط دارد سربه‌سرش می‌گذارد، اما هیچ زنی از اینکه همسرش او را به شکل نامطلوبی با زن دیگری مقایسه کند خوشش نمی‌آید. اگر اندرو چنین چیزی را نمی‌داند پس احمق است.
sahar1370326
به تنها کسی که می‌توانم اعتماد کنم خودم هستم.
بــابـــونه 🌼
همیشه، هروقت قوانین رو زیر پا می‌ذارین تنبیه می‌شین.
Mia
«اگه مراقب دندون‌هات نباشی شانس داشتنشون رو از دست می‌دی.» «اِوِلین!» «اندی این رو می‌دونست. اون می‌دونست که این قانون منه.» نگاهش را برمی‌دارد. «وقتی با انبردست یکی از دندون‌های شیری‌ش رو کشیدم فکر کردم که فهمیده.» به او خیره می‌مانم، از صحبت کردن به‌شدت می‌ترسم. از شنیدن کلماتی که از دهانش خارج می‌شوند خیلی می‌ترسم و وقتی بالاخره بیرون می‌آیند، نفسم را بند می‌آورد: «خیلی شرم‌آوره که هیچ‌وقت واقعاً درسش رو یاد نگرفت. خوشحالم که جلو اومدی و چنین درسی بهش دادی.»
wantedman313
من با رئیس متأهلم خوابیدم.
کرم کتابخوان
در زندگی یک اشتباه می‌کنی و دیگر هیچ‌کس به تو اطمینان نمی‌کند.
Zahra Babaloo
من سابقه‌دارم. در زندگی یک اشتباه می‌کنی و دیگر هیچ‌کس به تو اطمینان نمی‌کند.
nastaran
حتی بعد از تمام پذیرفته نشدن‌ها، بازهم تلاشم را می‌کنم.
Mehr
از اینکه تا این حد عاشقم است از او متنفرم.
رکسانا
«ترجیح می‌دم کتاب بخونم.» «عالیه! دوست داری چی بخونی؟» «کتاب.» «چه کتاب‌هایی؟» «اونهایی که کلمه دارن.»
Yutab
اینکه وانمود کنی نمی‌فهمی خیلی راحت‌تره.
Yutab
در اعماق وجودم، آدم خوبی هستم. یا حداقل قبل از اینکه اندی داغانم کند خوب بودم.
Yutab
«ترجیح می‌دم کتاب بخونم.» «عالیه! دوست داری چی بخونی؟» «کتاب.» «چه کتاب‌هایی؟» «اونهایی که کلمه دارن.»
علیرضا
به‌سرعت می‌گویم: «بی‌خیال!» او قدمی به‌سمتم برمی‌دارد و من سرم را تکان می‌دهم و به عقب برمی‌گردم. اشتباه بزرگی کرده بودم. حالا احتمالاً مجبورم انزو را اخراج کنم. اما ظاهراً او هم متوجه می‌شود. دوباره قیچی‌اش را برمی‌دارد و سر کارش برمی‌گردد. با نهایت سرعتی که می‌توانم با عجله به خانه برمی‌گردم و در را پشت سرم به‌هم می‌کوبم. درست پشت پنجره، یک دسته گل مرتب گذاشته شده است. من که می‌گویم تک‌تک
کاربر ۴۲۶۴۸۵۷
کاری که انجام می‌دهد. ‫وقتی از ماشین پیاده می‌شوم و از دروازه رد می‌شوم، انزو سرش را از روی قیچی باغبانی‌اش بلند می‌کند و دستش را به نشانهٔ سلام تکان می‌دهد. «چاو سینیورا.» ‫من هم لبخندی به او می‌زنم. «چاو انزو.» ‫از انزو خوشم می‌آید. باوجوداینکه اص
کاربر ۴۲۶۴۸۵۷
کسی نمی‌تواند با خوابیدن با رئیس متأهلش شغلش را حفظ کند.
کرم کتابخوان
خب، اگر اندرو به پاهای من نگاه کند چه می‌شود؟ نگاه کردن که جرم نیست.
کرم کتابخوان

حجم

۲۹۱٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۳۳۶ صفحه

حجم

۲۹۱٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۳۳۶ صفحه

قیمت:
۷۵,۰۰۰
۵۲,۵۰۰
۳۰%
تومان