
علی ناصری مقدم
۳۱
«آدمیان بیتردید طبیعت را اندکی فاسد کردهاند، چون گرگ به دنیا نیامدهاند اما گرگ شدهاند. خداوند نه به آنها توپ بیست و چهار پوندی داده است و نه سرنیزه، اما آنها سرنیزه و توپ ساختهاند تا یکدیگر را از بین ببرند. مصداقی دیگر برای این مسئله، ورشکستگی افراد و دادگاهی است که اموال ورشکستگان را تصاحب میکند تا طلبکاران را محروم سازد.»
Fatm Sh
۱۳
«خوشباوری چیست؟» کاندید گفت: «دریغا! خوشباوری یعنی جنون اصرار بر اینکه همه چیز خوب است، آن هم وقتیکه اوضاع خراب است»؛
علی ناصری مقدم
۱۱
«تمام اینها ضروری است و مصائب شخصی خیر عمومی را در پی دارد؛ به طوریکه هر چه مصائب شخصی بیشتر باشد، همه چیز بهتر است.»
Fatm Sh
۱۱
کاندید گفت: «پس این دنیا به چه منظور ساخته شده است؟» مارتن پاسخ داد: «بهمنظور اینکه لج ما را درآورد.»
Juror #8
۹
اگر این بهترین دنیای ممکن باشد، پس بقیه چه هستند؟
Fatm Sh
۷
وقتی به این کره مینگرم، یا بهتر است بگویم به این گوی، به این نتیجه میرسم که خداوند آن را به دست موجودی بدسرشت سپرده است
فائزه قائمی
۷
چیزی ابلهانهتر از این نیست که بخواهیم باری را به دوش بکشیم که همواره میخواهیم به زمین بیفکنیم
Fatm Sh
۷
ابلهان تمامی نوشتههای نویسندگان مطرح را میستایند. من فقط برای خودم میخوانم؛ فقط چیزهایی را دوست دارم که به کار خودم میآید.
علی ناصری مقدم
۵
پانگلس به آنها دلداری و تضمین داد که اوضاع طور دیگری نمیتوانسته باشد. گفت: «چون تمام اینها بهترین اتفاقات است؛ چون اگر آتشفشانی در لیسبون باشد، نمیتوانسته است جایی دیگر باشد؛ چون ممکن نیست اشیا جایی نباشند که هستند، چون همه چیز خوب است.»
Fatm Sh
۵
ما به درگاهش دعا نمیکنیم؛ از او درخواستی نداریم؛ خداوند تمام چیزهای لازم را به ما داده است؛ ما پیوسته شکر او را بهجا میآوریم.
mahiro sama
۵
کاندید گفت: «پس این دنیا به چه منظور ساخته شده است؟» مارتن پاسخ داد: «بهمنظور اینکه لج ما را درآورد.»
شازده 🪐
۴
اگر این بهترین دنیای ممکن باشد، پس بقیه چه هستند؟
Fatm Sh
۴
یک میلیون آدمکش به خدمت ارتش درآمدهاند، از این سو به آن سوی اروپا میدوند، بانظم و قاعده دست به قتل و غارت میزنند تا امرار معاش کنند، چون شغلی شریفتر از این سراغ ندارند
Fatm Sh
۴
همه جا مستضعفان از مقتدران بیزارند، اما جلویشان پیشانی به خاک میسایند و مقتدران نیز با آنان مانند رمههایی رفتار میکنند که پشم و گوشتشان فروختنی است.
الهام سادات کهکي
۴
کاندید گفت: «پس این دنیا به چه منظور ساخته شده است؟» مارتن پاسخ داد: «بهمنظور اینکه لج ما را درآورد.»
mahiro sama
۴
ابلهان تمامی نوشتههای نویسندگان مطرح را میستایند
کمیل
۴
تداوم روزهای فلاکتبار عمرم، وقتی مجبورم آنها را به دور از محبوب، در حسرت و نومیدی سر کنم، چه حاصلی دارد؟
Fatm Sh
۳
وقتی در یک دنیا به خواستهتان نمیرسید، در دنیایی دیگر آن را به دست خواهید آورد. دیدن چیزهای تازه و انجام کارهای نو لذتی عظیم دارد.
Fatm Sh
۳
وقتی دیدم او به همه چیز شک دارد، به این نتیجه رسیدم که من هم به اندازهٔ او میدانم و برای جاهل بودن به هیچکس نیاز ندارم.
Fatm Sh
۳
«یعنی لذت نبردن لذت دارد؟»
Fatm Sh
۳
پانگلس گاه به کاندید میگفت: «در بهترین دنیای ممکن تمام اتفاقات بههمپیوسته است؛ چون اگر شما به خاطر عشق دوشیزه کونهگند با اردنگیهایی محکم از قلعهای زیبا رانده نشده بودید، اگر تفتیش عقاید از شما بازجویی نکرده بود، اگر پیاده قارهٔ آمریکا را طی نکرده بودید، اگر با شمشیر ضربهای کاری به بارون نزده بودید، اگر همهٔ گوسفندانی را که از سرزمین الدورادو آورده بودید از دست نداده بودید، حالا اینجا مربای بالنگ و پسته نمیخوردید.» کاندید گفت: «حرف درستی زدید، اما باید باغمان را آباد کنیم.»
univan
۳
کاکامبو خاضعانه پرسید دین مردم ال دورادو چیست. پیرمرد بازهم سرخ شد. گفت: «مگر ممکن است دو دین وجود داشته باشد؟ به گمانم دین ما دین تمام جهان است؛ ما از شب تا سحرگاه خدا را پرستش میکنیم.» کاکامبو که همچنان تردیدهای کاندید را ترجمه میکرد، گفت: «فقط یک خدا را میپرستید؟» پیرمرد گفت: «بدیهی است که نه دو خدا داریم، نه سه خدا و نه چهار خدا. اعتراف میکنم که مردمان دنیای شما سؤالهایی عجیب میکنند.»
mahiro sama
۳
کاندید گفت: «هر چه قرار است بشود، میشود؛ اما یک چیز تسلیام میدهد، اینکه آدمی همیشه کسانی را میبیند که گمان میکرده است هرگز نخواهد دید؛
کاربر ۹۹۶۳۳۷۹
۳
کارْ سه بلای بزرگ را از ما دور میکند، ملال، رذیلت و نیاز.»
هیتلر
۳
زن شرافتمند میتواند یک بار مورد تعرض قرار گیرد، اما این مسئله باعث تحکیم پاکدامنیاش میشود.
هیتلر
۳
امروز موسیقی چیزی نیست جز هنر اجرای چیزهای دشوار و چیزی که صرفاً دشوار باشد نمیتواند در درازمدت به دل بنشیند.»
کمیل
۳
هرسال دو بار بهجای لباس، شورتی از کرباس به ما میدهند. وقتی در کارخانهٔ نیشکر کار میکنیم و انگشتمان زیر چرخ آسیاب میرود، دستمان را قطع میکنند: وقتی میخواهیم فرار کنیم، پایمان را میبُرند: من در هر دو وضعیت قرارگرفتهام. بهایی که شما برای خوردن شکر در اروپا پرداخت میکنید این است. با این حال، وقتی مادرم مرا در ساحل گینه به قیمت ده سکهٔ پاتاگونیایی فروخت، میگفت: «فرزند دلبندم، بتهایمان متبرک باد، همیشه آنها را بپرست، باعث میشوند خوشبخت زندگی کنی؛ تو افتخار داری بردهٔ اربابان سفیدپوستمان باشی و با این کار پدر و مادرت را ثروتمند کنی.
کمیل
۳
هر چه تضاد و ناسازگاری است تصور کنید، همه را در دولت خواهید دید
علی
۳
صحنههایی نظیر این در سراسر سرزمینی به وسعت سیصد فرسنگ خلق میشد، بیآنکه مردم از پنج نوبت نمازهای یومیهای بازمانند که پیامبرشان توصیه کرده بود.
Juror #8
۲
دختر با صدایی بریدهبریده به او سلام کرد؛ و کاندید بیآنکه بداند چه میگوید با او سخن گفت. روز بعد، پس از ناهار، وقتی از سر میز بلند شدند، کونهگند و کاندید پشت پردهای متحرک به یکدیگر رسیدند؛ کونهگند دستمالش را رها کرد تا به زمین بیفتد، کاندید آن را برداشت؛ دختر معصومانه دستش را گرفت؛ مرد جوان دست دختر جوان را معصومانه، با شور و احساس و وقاری بسیار خاص بوسید؛ دهانهایشان به هم رسید، چشمهایشان گر گرفت، زانوانشان لرزید، دستهایشان سرگردان شد. آقای بارون توندر ـ تن ـ ترونک از کنار پردهٔ متحرک گذشت و با دیدن این علت و این معلول، با اردنگیهایی محکم کاندید را از قلعه بیرون کرد. کونهگند از هوش رفت: بهمحض اینکه هشیاریاش را بازیافت از دست خانم بارونس سیلی خورد
