در طول دورههای درمانی به این باور میرسیدم که هدف زندگی آمادگی برای آزمونی است که بعد از مرگ باید بگذرانیم. هنگامیکه آخرین نفس را بکشم، دادگاهی برپا میشود که مرا مجبور میکند کل زندگیام را مرور کنم. با توجه به تمایلاتم که از هرچیزی بهترینش را میخواستم و مقدار زیادی طلا و گوشواره جمعآوری کرده بودم، این در حالی بود که بیشتر افراد دنیا با روزی کمتر از یک دلار زندگی میکردند، شکی در مورد رأی نهایی نبود: جای من جهنم است؛ حتی اگر بقیهٔ عمرم را مثل مادر ترزا خودخواهی نکنم، در خدمت مردم باشم و بدون رژ لب بیرون بروم یا حتی اگر برای مابقی زندگی کلیهٔ داراییهایم را بدهم، در خانهای از علف زندگی کنم، روی تشکی از کنف بخوابم، لباسهایی از بطریهای بازیافتی و گونی بپوشم و رژیمی از میکروارگانیسمهای موجود در منظور برای خود اتخاذ کنم.