عشق و فقدان در زندگی اجتنابناپذیرند و باشکوهترین لذتها و عمیقترین اندوههایمان را میسازند. هر رابطهای را پایانیست: بعضیها ترکمان میکنند، بعضیها به راه خود میروند و برخی هم از دنیا میروند. فقدانْ بخش «همیشهحاضر» زندگی ماست، از اولین جدایی از بدن مادرمان گرفته تا بزرگ شدن و ترک خانه، شکستهای عشقی، مرگ عزیزان و درنهایت آخرین فقدان، یعنی مرگ خودمان. برای رشد و شکوفایی باید سوگواری را بیاموزیم و، درعینحال که عزیز ازدسترفته را در گوشهٔ ذهنمان نگه میداریم، از او گذر کنیم. اگر نتوانیم این تعادل ظریف را حفظ کنیم، یا زندگیمان در رنجی بیپایان فرو میرود، یا موهبت برقراری ارتباطی عمیق و معنادار را با دیگران نخواهیم داشت.