جملات زیبا از متن کتاب رهایت می‌کنم | طاقچه
تصویر جلد کتاب رهایت می‌کنمsubscriptionAvailable

کتاب رهایت می‌کنم

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۴۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
کلر مکینتاش، نیلوفر بیات

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mina
۴۴
بعضی‌ وقتا باید بدونی کِی دیگه ادامه ندی.
Marie Rostami
۲۹
چقدر راحته که با آدمای کم‌توقع دوست باشی.
یك رهگذر
۲۲
اونا که می‌تونن کاری کنن، می‌کنن، اونا که نمی‌تونن کاری کنن، درس می‌دن.
Marie Rostami
۱۸
«خونواده‌ت رو نمی‌تونی انتخاب کنی. حیف.»
Mina
۱۷
احمق بودم که فکر می‌کردم می‌تونم از گذشته فرار کنم. هر چقدرم تند فرار کنم، هرچقدر هم دور برم، باز هیچ‌وقت نمی‌تونم ازش جلو بیفتم.
Rania
۱۱
باید باور کنیم که می‌تونیم، وگرنه بقیه چطوری می‌تونن به‌مون اعتماد کنن؟
armdamani
۱۰
درد، خیلی عادلانه، لیاقتمه
n re
۹
می‌دونم اگه الان نرم، دیگه اصلاً نمی‌تونم برم.
armdamani
۸
این‌جا جایی‌یه که توش کار می‌کنم، فکر می‌کنم و فرار می‌کنم
گیسو
۸
موهایش را با گل‌سرش بسته بود، موهای فر قهوه‌ای تیره‌اش، آشفته اطراف صورتش ریخته شده بود.
n re
۴
بعضی‌ وقتا باید بدونی کِی دیگه ادامه ندی.»
n re
۳
می‌شه راحت از یه زندگی بیرون رفت و یه زندگی جدید ساخت؟ باید امتحانش می‌کردم.
n re
۳
من رهاش کردم و به‌خاطر این‌ کارم هیچ‌وقت خودم رو نمی‌بخشم.
n re
۲
خودم رو تکون می‌دم. کِی اون‌قدر ترحم نیاز داشتم؟ کی نتونستم دیگه تصمیم بگیرم مشکلاتم رو حل کنم؟ من بهتر از اینا بودم. بلند می‌گم: «درسته، بذار از پسش برمی‌آم.»
luigi
۲
همیشه نسبت به کسایی که با خانواده‌شون رابطه‌ی نزدیکی دارن محتاطم. حسود نیستم. خیلی ساده فقط نمی‌تونم تصورش رو بکنم. شاید اگه بابای منم ‌مونده بود، همه‌چی فرق می‌کرد.
Narges
۲
وقتی جایی رو می‌ذاری و می‌ری، برات راحته که زندگی اون‌جا رو مثل قبل تصور کنی؛ گرچه همه‌چی مثل اولش نمی‌مونه و به‌مرور زمان تغییر می‌کنه.
کاربر ۳۰۴۵۶۸۹
۲
به گریس نوشیدنی تعارف کردم و اونم یه لیوان نوشیدنی قبول کرد. «به‌سلامتی جشن.» گرچه برای مهمونی تو نون تُست درست نکرده بود.
Tima A
۲
احمق بودم که فکر می‌کردم می‌تونم از گذشته فرار کنم. هر چقدرم تند فرار کنم، هرچقدر هم دور برم، باز هیچ‌وقت نمی‌تونم ازش جلو بیفتم.
armdamani
۱
تا آن‌جایی که به او مربوط می‌شد می‌دانست یک ساعت صحبت درباره‌ی پیشرفت‌های شخصیتیش یک ساعت اتلاف وقت است،
n re
۱
یه لحظه با خودم فکر می‌کنم که نسبت به درد فیزیکی مصون شده‌م. فکر می‌کنم شاید بدن نتونه هم‌زمان هم درد فیزیکی هم روحی رو تحمل کنه.
n re
۱
همیشه نباید همه‌چیز طبق میل انسان باشد.
Roya
۱
موفقیت کوچیکی بود؛ ولی کنار موفقیت‌هام ذخیره‌ش می‌کنم، جوری جمع‌شون می‌کنم که شاید یه روزی شکست‌ها رو حذف کنن.
Roya
۱
آخرین باری رو که یکی این‌جوری مراقبم بود یادم نمی‌آد. همیشه من بودم که آشپزی و تمیزکاری و خونه‌داری کردم. خیلی سال‌ها تلاش کردم خونواده‌ی شادی داشته باشم. آخرش هم که همه‌چی خراب شد.
ghazl
۰
به‌جای این‌که سرعتم رو کم کنم، سریع‌تر می‌دوم. باد موهام رو تو صورتم می‌کوبه و سرم رو تکون می‌دم تا کنارشون بزنم. یه لحظه پامو رو یه صخره‌ی لغزنده می‌ذارم، بازو‌هام رو روبه‌روم باز می‌کنم و دست‌هام رو سنگ سردی می‌کوبم. زنده‌م. بیدارم. از‌ کابوس‌ها در امون می‌مونم.
n re
۰
یک حواس‌پرتی کوچک که او هیچ‌گاه نمی‌توانست خودش را بابت این‌ موضوع ببخشد.
n re
۰
سکوت واسه‌م آزاردهنده‌س تا آرامش‌دهنده،
Nazanin
۰
بعضی‌ وقتا باید بدونی کِی دیگه ادامه ندی.
AS4438
۰
«هیچ‌کی هیچ‌وقت درحال مرگ تو تختش آرزو نمی‌کنه کاش بیش‌تر کار کرده بود،
یك رهگذر
۰
می‌شه راحت از یه زندگی بیرون رفت و یه زندگی جدید ساخت؟
یك رهگذر
۰
وقتی جایی رو می‌ذاری و می‌ری، برات راحته که زندگی اون‌جا رو مثل قبل تصور کنی؛ گرچه همه‌چی مثل اولش نمی‌مونه و به‌مرور زمان تغییر می‌کنه.