با چشمهای تو معماریهای خیلی جدید خیلی
سردرگماند
Sina Mahmoodi
از این دقیقه به فردا
ما نصف دیگر خوابهای خودمان را میبینیم
و در خواب نصفهای دیگر خودمان را
آینه را که پرت کنی روی زمانهای مختلف
خودمان را
عیناً خودمان را میبینیم
و یک نفر و هزار نفر دیگر را
کاربر
زمان تقویمی یعنی چه
یکجا وَ در سه زمان به کسی فکر کن
که یکی بود و یکی نبود
یکی که بود و مثل هر چه خودش بود
یکی که هست و مثل هر چه که من فکر میکنم
هست وَ نیست
یکی که نمیدانم از کدام آینهٔ جیبی وَ چهوقت؟
وَ بعدها
که چه خواهد بود وَ چه نخواهد بود.
کاربر حسن ملائی شاعر
(برویم علیجان
برویم
نه از کسی گلهای نه حوصلهٔ اینکه بگوییم و بشنویم
با سنگ و شیشه گرچه حرف دل خودمان را
تازه کسی نه قدر و قیمت ما را که چنین و چنانیم
جز آینهٔ دستشویی که لاجرم هر روز صبح
نصفونیمهٔ ما را
برویم
راه میافتیم
ظاهراً سربههوا وَ کمی با غرور
نه دستمان را به پای اسبی نامرئی میبندیم
نه از خودمان سبقت میگیریم
کاربر حسن ملائی شاعر