جملات زیبای کتاب عقل عذابم می دهد | طاقچه
تصویر جلد کتاب عقل عذابم می دهد
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب عقل عذابم می دهد

شعرهای دی ماه ۷۵ تا فروردین ۷۸

نوع کتاب
۲.۷ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
علی باباچاهی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر حسن ملائی شاعر
۱
ماه مقوایی درست می‌کنیم می‌چسبانیمش به گوشه‌ای از آسمان پردهٔ نقاشی (نخند سیامست نیستم
Sina Mahmoodi
۰
با چشم‌های تو معماری‌های خیلی جدید خیلی سردرگم‌اند
کاربر
۰
از این دقیقه به فردا ما نصف دیگر خواب‌های خودمان را می‌بینیم و در خواب نصف‌های دیگر خودمان را آینه را که پرت کنی روی زمان‌های مختلف خودمان را عیناً خودمان را می‌بینیم و یک نفر و هزار نفر دیگر را
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
زمان تقویمی یعنی چه یک‌جا وَ در سه زمان به کسی فکر کن که یکی بود و یکی نبود یکی که بود و مثل هر چه خودش بود یکی که هست و مثل هر چه که من فکر می‌کنم هست وَ نیست یکی که نمی‌دانم از کدام آینهٔ جیبی وَ چه‌وقت؟ وَ بعدها که چه خواهد بود وَ چه نخواهد بود.
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
(برویم علی‌جان برویم نه از کسی گله‌ای نه حوصلهٔ این‌که بگوییم و بشنویم با سنگ و شیشه گرچه حرف دل خودمان را تازه کسی نه قدر و قیمت ما را که چنین و چنانیم جز آینهٔ دست‌شویی که لاجرم هر روز صبح نصف‌ونیمهٔ ما را برویم راه می‌افتیم ظاهراً سربه‌هوا وَ کمی با غرور نه دست‌مان را به پای اسبی نامرئی می‌بندیم نه از خودمان سبقت می‌گیریم