در این لحظه کسی در کلاس زیر لب گفت:
- عزیز دُردانه آقا!
آقای برنار در واکنش، ژاک را محکم بغل کرد و با نوعی متانت و وقار گفت:
- بله. من برای کورمری امتیاز قائلم، همانگونه که برای دیگر بچههایی که در میان شما پدرشان را در جنگ از دست دادهاند احترام و امتیاز قائلم. من دوشا دوش پدر آنان جنگیده و زنده ماندهام و در این جا سعی میکنم دست کم جانشین همرزمان کشته شدهام باشم. حالا هر کس دلش میخواهد بگوید که من «عزیز دُردانه» دارم خود داند!