جملات زیبای کتاب باغ انار از این طرف است | طاقچه
تصویر جلد کتاب باغ انار از این طرف است

بریده‌هایی از کتاب باغ انار از این طرف است

انتشارات:انتشارات نگاه
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۴از ۵ رأی
۳٫۴
(۵)
تو ساکن قفسی هستی که خودت حمل می‌کنی آن را
معینی
نسیم خیالاتی‌ست درخت به کمتر از طوفان قانع نیست
میرزا ابراهیم
منقارها مکنده جمجمه‌ها تسلیم! سرْنیزه هم به خودش رحم می‌کند گردو مغز خودش را نمی‌خورَد ضحاک مار داشت با مغز سرِ خودش اما کار نداشت
atena
می‌خواست بزند بیرون سرکشی کند از دایره عنان رخش را گرفتم و داد زدم: رستم! دایره جای سهراب‌کشی نبود ضجه زد و گفت: هست!
B.HM
ارثی‌ست جدی می‌گویم رودخانه موهایش را رنگ نمی‌کند
شهاب‌واره
این رودخانه به دریا هم که نرسد پیاده نمی‌شوم از فکریدن پرنده‌های بی‌اسم به پیشوازم می‌آیند با فواره‌های سرنگون نشده خودمانی‌ترم این تویی؟
شهاب‌واره
صورتیِ تو ولی یکدست وَ گلبرگی‌ست دکمه هم دارد
شهاب‌واره
خورشید زیر ابر نمی‌مانَد گفتم و جاذبه داشت ماند! بینیِ کج هم مغناطیس خاص خودش را دارد و عطسه‌هایِ عاشق‌کش به انجیرخوار برنخورَد تو هم که پرنده‌ی حرمی! چشم چه فرق دارد با میخچه‌ی کف پا؟ سایه‌ی اندام شما کلا عاشق‌پرور است:
شهاب‌واره
شیشه بشکند فعل بشکند جمله‌ها بخزند روی زمین ضمیر ضایع شود قید فرار کند
B.HM
چشم‌های تو هم سابقآ جن‌های متراکمی داشتند جنّی که می‌شدم سنگ می‌پراندم و به سرم می‌خورد با جیب‌های پر از سنگ به دجله هلم دادند غرقیدن دارد دریایی که ستاره‌ی شبرو تو را تحویل می‌دهد به شب‌تابی در ساحل.
شهاب‌واره
چه گاز بگیری چه لُپ‌هاشان را بکشی دست از سر تو برنمی‌دارند شعرک‌ها
شهاب‌واره
به آخر پائیز فکر نمی‌کند مرغی که زیر چرخ ماشین تخم گذاشته
شهاب‌واره
جنگْ تمام می‌شود اما اسمت چه بود؟ حسنک! (و همچنان وزیر می‌ماند و بردار
s.valizadeh
هلاک صداقَتَتم تَ تَ تم تَ تَ تم تا قبیله‌ی من به تماشای تو از طبل بیرون بپرند به خط‌های موازی دست‌درازیِ با قیچی هم مشکل است تَ تَ تم فوت کرد و (چه کسی؟) خطوط موازی محو شد از روی زمین معلم از هندسه بیرون پرید شوخ و طربناک وَ تبریزی دایره؟ نه! مختلف‌الاضلاع؟ بله! شکل از نو شدن از تو
s.valizadeh
انار فاسد تکثیر می‌کند شک را سقوط را طاعون را و زیر درخت مشجر امکان دارد شکل‌های دیگری از شک رشد کنند شانه به شانه سایه به سایه رشد کنند با تو دست ندهم بهتر است می‌ترسم رشد کنند.
شهاب‌واره
رفت خودش را در ایستگاهی پیدا کند که در چمدانی جا گذاشته بود
شهاب‌واره
آمدی و گفتی سیب را چه با ستاره بنویسد چه با صدف در کشتیِ شکسته آدمْ حوصله‌یِ قاپیدن ترنج‌های اسطوره‌ای هم ندارد در چشم گرگی مخصوصآ که نه تو را دیده نه دریده ولی دهن آلوده است.
شهاب‌واره
در تخمِ پرندگانی بی‌نام گاهی ورق‌بازی می‌کند با هم‌سلولی‌هایش (شب اول) شبِ نیامده خیال‌انگیزتر است مخصوصآ در صدفی که تو به گردن انداخته‌ای
شهاب‌واره
دندانِ از دهن افتاده بیشتر به خدا فکر می‌کند گریه کردنش از ریشه است از عصب است مقایسه می‌کند خود را با کرم شب‌تاب به تنهایی‌اش فخر می‌فروشد وَ در برابر خود کرنش هم می‌کند
شهاب‌واره
حفر می‌کنند مغز سرِ خودشان را خاک برداری ریشه از ته برداری قطعِ سطحِ پوست مدّ نظرشان نیست تخریب از عمق است از اعماق! برنمی‌دارند لایه فقط کارشان نقب زدن به اندرونی‌هایِ جمجمه است
شهاب‌واره
دیوار کج سایه‌ی کج بار می‌آوَرَد
B.HM
ضجه به ضجه قد کشیدم و شاخه به شاخه درخت شدم
B.HM

حجم

۷۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۱۳۶ صفحه

حجم

۷۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۱۳۶ صفحه

قیمت:
۳۰,۰۰۰
تومان