
٪۷۰
کتاب خلق شدگان یک روز
و داستانهای روان درمانی دیگر
انتشارات:
نشر قطره٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر vahideh
۴
"گمانهای خود را کنار بگذار، و سپس گله و شکایت از میان خواهند رفت، من آسیب دیدهام، شکایت از آسیب را کنار بگذار، و آسیب محو خواهد شد."»
کاربر vahideh
۱
پس، هماهنگ با طبیعت در این فضای محدود زمانی سفر کن و با شعف و رضایت به سفر خود پایان ده، درست همانند یک میوهٔ درخت زیتون، هنگامیکه میرسد، از درخت به زمین میافتد، سپاسگزار طبیعت است که خلقش کرده و از درختی که بر روی آن به ثمر نشسته، تشکر میکند.
meisam.m
۱
با وجودی که ما بسیار مشتاق هستیم که با یک نفر دیگه یکی بشیم، اما فاصلهها همیشه باقی میمونن و سپس، به این موضوع فکر کردم که تجربهٔ تو از رنگ قرمز یا مزهٔ قهوه با تجربهای که من از "قرمز" و "قهوه" دارم، از جهات بسیاری ـ که ما هیچوقت واقعاً نمیتونیم بفهمیم
bec san
۱
سرطان به شما یک بیماری کشنده را نشان میدهد، و سپس با عصبانیت و سریع به شما میگوید برگرد، به دنیا برگرد، به تمام خوشیها و شیرینیهای زندگی که تو هماکنون بیش از هر زمان دیگری احساسش میکنی برگرد. و تو میدانی که چیزی به تو اعطا شده و چیزی هم از تو گرفته شده است.
mina1374
۱
«اگر به من دو گزینهٔ زیستن و امتحان کردن داده شود، من زیستن در هر روز را انتخاب خواهم کرد. من از مرض تفسیر و توضیح دوری کرده و همچنین تو را هم به این کار تشویق میکنم. نیاز و اشتیاق برای استفاده از تفسیر، در افکار جدید فراگیر شده و مبتلایان اصلی آن درمانگرهای معاصر هستند: هر روانپزشکی که من تاکنون دیدهام، از این بیماری رنج میبرد، این مرض هم مُسری است و هم اعتیادآور. «تفسیر» یک توهم، سراب، موقعیت خیالی و لالایی آرامشبخشی بیش نیست، هیچ موجودیتی ندارد. پس بیا آن را با نامی که درخور آن است بیان کنیم: دژ یک آدم ترسو در برابر وحشت سهمگین و منجمدکننده از ناامنی، بیتفاوتی و دمدمیمزاجی زندگی محض.»
کاربر vahideh
۰
«همهٔ ما خلقشدگان یک روزیم، هم یادآورنده و هم یادآوردهشده، همه موقتی هستند ـ هم حافظه و هم موضوع حافظه (آنچه به حافظه سپرده میشود). دیری نمیپاید که تو دنیا را به فراموشی بسپاری؛ و به زودی زمان آن فراخواهد رسید که دنیا تو را فراموش کند. "همیشه" نمایانگر آن است که بهزودی تو نه کسی خواهی بود، و نه جایی. (انسان موجودی ابدی نیست ـ م.) و همچنین این متن: "خاطرهٔ همه چیز بهسرعت در گرداب ابدیت مدفون میشود."»
MELIKA
۰
همهٔ ما خلقشدگان یک روزیم، هم یادآورنده و هم یادآوردهشده. همه موقتی هستند ـ هم حافظه و هم موضوع حافظه (آنچه به حافظه سپرده میشود). دیری نمیپاید که تو دنیا را به فراموشی بسپاری؛ و بهزودی زمان آن فراخواهد رسید که دنیا تو را فراموش کند. «همیشه» نمایانگر آن است که بهزودی تو نه کسی خواهی بود، و نه جایی. [انسان موجودی ابدی نیست.]
مارکوس اورلیوس، تأملات
meisam.m
۰
ترس از مرگ در وجود همهٔ ما هست. اون ترس ما رو قادر میکنه تا به زندگیمون ادامه بدیم. کسانی که این ویژگی رو ندارن، در زمانهای بسیار دور گذشته رها شدن.
bec san
۰
آنچه داده میشود چشمانداز تازهای از زندگی کردن است، و آنچه گرفته شده خیال واهی درمورد بیانتهایی زندگی است و باور به اینکه یک ویژگی شخصی ما را از قانون طبیعی [مردن] معاف خواهد کرد.
bec san
۰
موضوع حائز اهمیت این است که من اکنون زندهام.
زندگی موقتی است ـ همواره، برای هر کس.
کار من این است که تا هنگام مرگ، زندگی کنم.
کارم این است که با بدنم آرامش را تجربه کنم و عاشقش باشم، عاشق کل و تمام آن. طوری که از آن هستهٔ پایدار (زندگی) بتوانم با قدرت و سخاوت به دوردستها (مرگ) پرواز کنم.
bec san
۰
"گمانهای خود را کنار بگذار، و سپس گله و شکایت از میان خواهند رفت، من آسیب دیدهام، شکایت از آسیب را کنار بگذار، و آسیب محو خواهد شد."»
bec san
۰
"از شرّ قضاوت کردن خلاص شوید و سپس شما نجات مییابید، و آنجا کیست که مانع این خلاصی شود؟"
