
بریدههایی از کتاب مهمان سرای دو دنیا
۴٫۱
(۲۸)
انقدر سادهدل نباشین. عدالت! شما میخواین که جهان هستی به قابلیتهاتون ارج بذاره، که نیکی پاداش بگیره و بدی به سزاش برسه، که بیماری به منزلهٔ تنبیه باشه، که خیر و خوبی مرگ رو به تأخیر بندازه، آره، یه عدالتی، هر جور عدالتی که شبیه عدالت باشه، حتی عدالت نادرست وجود داشته باشه. میخواین که چیزی وجود داشته باشه، شده خدایان دمدمی یا متعهد، آره، حتی خدایان بیاندازه مستبد! این معنیش اینه که یه ارادهای، نظمی، فکری، چیزی شبیه انسان اون بالا وجود داره. درحالیکه بهجای این، تا بوده، زندگی همین بوده که هست، کر، کور، بیاعتنا. برای جوهر هستی شهامت و شایستگیتون پشیزی ارزش نداره.
rozhan
خودکشی کردین، یه خودکشی طولانی و از مدتها پیش برنامهریزی شده.
ژولین دهانش باز مانده است.
ژولین: خودکشی طولانی؟ من؟
دکتر س...: بله. الکل خودکشی بیعرضههاست.
pegah
مرگ یه واقعه نیست، یه رازه.
pegah
ژولین: به این ترتیب، شما نمیدونین مرگ چیه؟
دکتر س...: بدترین اتفاقی که میتونه برای این سؤال بیفته اینه که پاسخی بهش داده بشه.
rozhan
غیبآموز: فوقالعادهست. مدتها فکر میکردم آدمهایی که اعتراف میکنن وجدان اخلاقی والایی دارن، و حالا متوجه میشم که بعضیها همونطور که استفراغ میکنن اعتراف میکنن، بالا میآرن تا دوباره شروع کنن.
الهه
شما خاطرهای از قبل از تولدتون دارین؟
ماری: نه.
ژولین: خیلی خب، بعد از مرگتون هم همین میشه.
ماری: یعنی هیچی؟
ژولین: هیچی. هیچی مطلق. عدم، نیستی.
ماری: دست نگهدارین! بین قبل از من و بعد از من یه اتفاقی افتاده: من. تو این فاصله من وجود داشتم.
pegah
ژولین: (دلسرد) چطور میشه آدم انقدر خوشبین باشه؟
لورا: کار دیگهای نمیشه کرد. به خودم عادت دادم به همه انرژی بدم، لابد دلیلش اینه که تو عضلاتم نیرو ندارم. زندگی رو دوست دارم با عشقی یهطرفه، ولی با عشقی دیوانهوار. مرگ رو هم دوست دارم.
کیان
باید همیشه یه کسی منتظر آدم باشه... تنها راه تصادف نکردن اینه.
pegah
اگه دلهرهٔ عدم و نیستی رو نداشتم، شاید به چیزها بیشتر دل میبستم، به آدمها هم همینطور. هر وقت یه کاری، یه برنامهای رو میخواستم شروع کنم به خودم میگفتم: «فایدهش چیه؟» چرا باید وقت و نیروم رو برای خاکستر هدر بدم...
pegah
فقط ابلهها تغییر عقیده نمیدن.
pegah
اعتماد شعلهٔ لرزانیه که چیزی رو روشن نمیکنه، اما گرما میبخشه.
pegah
نتیجه میگیرن که خودکشی کردین، یه خودکشی طولانی و از مدتها پیش برنامهریزی شده.
ژولین دهانش باز مانده است.
ژولین: خودکشی طولانی؟ من؟
دکتر س...: بله. الکل خودکشی بیعرضههاست.
Morteza
روی زمین یه حافظهٔ ناخودآگاهی از اونچه در خارج از زمین اتفاق میافته باقی میمونه، حافظهای عمیق، که تو لایههای روح جای گرفته و با اولین نگاهی که دو آدم به هم میکنن فعال میشه و باعث میشه همدیگه رو بشناسن. اسمش هم عشق رعدآسا یا عشق در یه نگاهه.
pegah
بیاشتهایی چه بسا بدترینِ دردهاست. وقتی سیر به دنیا میآین، قبل از اینکه فریاد بزنین، دهنتون رو پرِ خوراکی میکنن، پیش از اینکه درخواست کنین، بوسه میگیرین، قبل از اینکه پول درآرین، خرج میکنین، اینا آدم رو خیلی اهل مبارزه بار نمیآره. برای ما بیاقبالها، چیزی که زندگی رو اشتهاآور میکنه اینه که پر از چیزهاییه که ما نداریم. زندگی برای این زیباست که بالاتر از حد امکانات ماست.
rozhan
داستان بشریت مثل یه مسابقهایه که آخرش بد تموم میشه و من نخواسته بودم توش شرکت کنم.
الهه
بیاشتهایی چه بسا بدترینِ دردهاست. وقتی سیر به دنیا میآین، قبل از اینکه فریاد بزنین، دهنتون رو پرِ خوراکی میکنن، پیش از اینکه درخواست کنین، بوسه میگیرین، قبل از اینکه پول درآرین، خرج میکنین، اینا آدم رو خیلی اهل مبارزه بار نمیآره. برای ما بیاقبالها، چیزی که زندگی رو اشتهاآور میکنه اینه که پر از چیزهاییه که ما نداریم. زندگی برای این زیباست که بالاتر از حد امکانات ماست.
katy
مرگ نه مکافات و قصاصه و نه پاداش. برای هرکدوم از شما مرگ یه مسئلهٔ شخصیه
pegah
فقط ابلهها تغییر عقیده نمیدن. حرفم رو باور کنین، چون تو زندگیم زیاد با ابلهها سروکار داشتم.
آزمین
هیچوقت نذاشتن ما هم یه کلمه حرف بزنیم، واسه همین هم وقتی شروع میکنیم، دیگه هیچکی جلودارمون نیست.
لنا
برای اینکه به خودتون ثابت کنین زنده هستین باید خودتون رو بکشین. آره. اگه موفق شین، معلوم میشه که قبلاً واقعاً زنده بودین.
لنا
این همون تیغ دودَم آگاهیه. آگاهی آدم رو امیدوار میکنه یا ناامید؟ آگاهی معنیش آگاه بودن به تراژدی و مصیبتنامهٔ بشره، یا آگاهی به وجود یه راز؟
لنا
از اینکه سرنوشت همیشه یه بازی قرعهکشی باشه خسته نشدین؟ از اینکه تصادف و اتفاق تنها معیار باشه خسته نشدین؟ چرا خدا انقدر ساکته؟ نکنه اون بالا همه رفتن تو اغما؟ چرا جواب نمیدن؟ ضربهمغزی شدن؟ خب، بیدارشون کنین! یه کاری بکنین! قرنهاست که همه وقت خواب با اونا حرف میزنن، بیدارشون کنین! یا اگه براشون مهم نیست و تا ابد میخوان چرت بزنن، عوضشون کنین!
لنا
ماری: باید همیشه یه کسی منتظر آدم باشه... تنها راه تصادف نکردن اینه.
Saboora
اگه فقط مایلین با چیزهایی که دوام دارن معاشرت کنین، برین با صخره و سنگ و کوه صحبت کنین. اما اگه اونا هم مثل شما سختگیر باشن، بعید میدونم محلتون بذارن.
Saboora
بیاشتهایی چه بسا بدترینِ دردهاست. وقتی سیر به دنیا میآین، قبل از اینکه فریاد بزنین، دهنتون رو پرِ خوراکی میکنن، پیش از اینکه درخواست کنین، بوسه میگیرین، قبل از اینکه پول درآرین، خرج میکنین، اینا آدم رو خیلی اهل مبارزه بار نمیآره. برای ما بیاقبالها، چیزی که زندگی رو اشتهاآور میکنه اینه که پر از چیزهاییه که ما نداریم. زندگی برای این زیباست که بالاتر از حد امکانات ماست.
Saboora
«از نظر من هیچچیز مطمئنتر از نامطمئن نیست.»
پریسا همانی
ماری: در مورد من نباید گفت قلبم خستهست، باید گفت زنگ زده.
الهه
بیاشتهایی چه بسا بدترینِ دردهاست. وقتی سیر به دنیا میآین، قبل از اینکه فریاد بزنین، دهنتون رو پرِ خوراکی میکنن، پیش از اینکه درخواست کنین، بوسه میگیرین، قبل از اینکه پول درآرین، خرج میکنین، اینا آدم رو خیلی اهل مبارزه بار نمیآره. برای ما بیاقبالها، چیزی که زندگی رو اشتهاآور میکنه اینه که پر از چیزهاییه که ما نداریم. زندگی برای این زیباست که بالاتر از حد امکانات ماست.
کاربر vahideh
راستش، خوشبختی تو کف دست آدمه. کافیه بیحرکت بمونین، همهچی رو فراموش کنین، دیروز و فردا رو از یاد ببرین. اگه آدم بتونه خودش رو کوچک کنه و در یه مبل کنار پنجره لم بده و در دم و لحظهٔ حاضر زندگی کنه، میتونه از تمام مواهب عالم لذت ببره. سعادت واقعی رو چیزهای کمی میسازه.
katy
اعتماد شعلهٔ لرزانیه که چیزی رو روشن نمیکنه، اما گرما میبخشه.
katy
حجم
۷۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
حجم
۷۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
قیمت:
۲۸,۰۰۰
۸,۴۰۰۷۰%
تومان