جملات زیبای کتاب سپید دندان | طاقچه
تصویر جلد کتاب سپید دندانsubscriptionAvailable

کتاب سپید دندان

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۴۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
جک لندن، بهار اشراق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نسا
۹
وحشیانه‌ترین و ترسناک‌ترین کاری که وحش انجام می‌دهد، حمله کردن به انسانی است که تسلیم شده است. انسانی که بیش از همه از زندگی آشفته و بی‌قرار است و حتی با تفکر که تمام جنب‌وجوش‌ها در نهایت متوقف می‌شوند، مخالف است و نسبت به آن معترض.
zeial
۵
همواره متکی بودن بر دیگری آسان‌تر از ایستادن روی پاهای خود است
نسا
۴
سپیددندان نه با حواس پنجگانه و نه با استدلال بلکه با حس‌های ناشناخته درونش و به‌طور غریزی متوجه شده بود خباثت و بدی از آن مرد می‌بارد و این طبیعی است که موجودی بر احساسش از یک چیز بد خوشش نیاید و از آن متنفر باشد.
نسا
۳
هیچ‌کس بدون آنکه خودش بخواهد نمی‌تواند امیال و ماهیت وجودی خود را کنار گذاشته و آن را زیر پا بگذارد و له کند. کنار گذاشتن امیال مثل رشد مو می‌ماند، اگر مو برخلاف جهت رشد کند و به جای آنکه به طرف خارج از بدن برود به داخل نفوذ کرده و به طرف اعضای داخلی بدن برود، موجب رنج و عذاب می‌شود.
فروزان فدایی
۲
هرچه بیشتر راه می‌رفت، بهتر قدم برمی‌داشت
کاربر ۱۵۰۵۱۹۷
۱
۱۱. مطرود لیپ‌لیپ همچنان سپیددندان را اذیت می‌کرد. سپیددندان نیز هر روز وحشی‌تر و خشمگین‌تر از آنچه که طبعش می‌طلبید، می‌شد.
کاربر ۱۵۰۵۱۹۷
۱
سپیددندان هیچ علاقه‌ای به گری بیور نداشت.
کاربر ۳۱۸۹۳۶۷
۱
با صدای زوزه سگ‌ها گرگ‌ها به هیجان می‌آمدند، می‌ایستادند و با تردید جلو می‌آمدند.
Orson Welles
۱
گویی طبیعت رنگ کم آورده بود و تمام پس‌مانده‌های خود را در چشم‌های او فشرده بود.
Orson Welles
۱
صبح روز بعد تلالو خورشید نور چراغ‌ها را بی‌رنگ کرد.
larrieher
۱
هیچ‌کس بدون آنکه خودش بخواهد نمی‌تواند امیال و ماهیت وجودی خود را کنار گذاشته و آن را زیر پا بگذارد و له کند.
کاربر ۱۵۰۵۱۹۷
۰
می‌کرد جانوران همنوع او در صدد نابودی اویند
کاربر ۱۵۰۵۱۹۷
۰
حیوانی اهلی بود. سایر حیوانات وحشی بودند و در دنیای وحش زندگی می‌کردند. سپیددندان که در گذشته به‌خاطر یک تکه گوشت حیوانات دیگر را کشته بود، هرگز فکر نمی‌کرد در سرزمین جنوب اوضاع به گونه دیگری باشد. ولی او خیلی زود متوجه تغییر اوضاع شد. یک روز صبح زود وقتی کنار خانه پرسه می‌زد، به جوجه‌ای برخورد که از لانه مرغ‌ها فرار کرده بود. غریزه او ایجاب می‌کرد تا با خوردن آن جوجه دلی از عزا در بیاورد؛ بنابراین با یک حرکت
SEOBI
۰
در دنیا همیشه آزادی نیست، بلکه حد و مرزی هم وجود دارد. آن حد و مرزها، قوانین بودند. اطاعت از آن قوانین، فرار از درد و رنج و ایجاد شادی را به همراه داشت.
SEOBI
۰
در دنیا همیشه آزادی نیست، بلکه حد و مرزی هم وجود دارد. آن حد و مرزها، قوانین بودند. اطاعت از آن قوانین، فرار از درد و رنج و ایجاد شادی را به همراه داشت.
f.r
۰
آنجا سرزمینی غمگین، مرده و بی‌روح، بی‌جنب‌وجوش، بسیار دورافتاده و سرد بود. نشانی از خنده در آن دیده می‌شد که وحشتناک‌تر از هرگونه اندوه بود. خنده‌ای مرموز و بی‌روح و خالی از نشاط. خنده‌ای به سردی یخبندان و شریک در خشونتی خدشه‌ناپذیر؛ خنده‌ای که نشانی از هیبت ملکوت در آن وجود داشت و به بیهودگی زندگی و تلاش و کوشش آن لبخند می‌زد.
فروزان فدایی
۰
کسی که ناامید بشه، حسابش پاکه.
fati
۰
حیات وحش با جنب‌وجوش و حرکت منافات دارد. زندگی را بی‌حرمتی و توهین می‌داند؛ زیرا زندگی سرشار از جنب‌وجوش و حرکت است، ولی هدف دنیای وحش این است که حرکت و جنبش را نابود کند. آب را منجمد می‌کند تا به دریا نرسد. شیره گیاهی درختان را از دلشان بیرون می‌کشد تا قلب‌های استوارشان را منجمد کند. وحشیانه‌ترین و ترسناک‌ترین کاری که وحش انجام می‌دهد، حمله کردن به انسانی است که تسلیم شده است. انسانی که بیش از همه از زندگی آشفته و بی‌قرار است و حتی با تفکر که تمام جنب‌وجوش‌ها در نهایت متوقف می‌شوند، مخالف است و نسبت به آن معترض.
Hedieh
۰
ترس توله‌گرگ از طبیعت ناشناخته، ناشی از عدم‌اعتماد مورثی بود و با تجاربی که کسب کرده بود، تقویت شده بود. او از آن پس به ظاهر چیزهایی که می‌دید، اعتماد نمی‌کرد. پیش از آنکه به آنها اعتماد کند، باید هویت حقیقت آنها را می‌شناخت.