
بریدههایی از کتاب فرانکنشتاین
۳٫۸
(۹۵)
هیچچیز بیش از داشتن هدفی ثابت، روح را آرامش نمیبخشد.
Armin.b
چون هیچچیز بیش از داشتن هدفی ثابت، روح را آرامش نمیبخشد.
(~°BTS)♡love yourself♡ ~kim alla
ما یک خواسته هست که تاکنون هرگز نتوانستهام برآوردهاش کنم و احساس میکنم که این کمبود برایم بسیار زیانبار بوده است. من دوستی ندارم، مارگارت! وقتی که از هیجان ناشی از موفقیت سرمستم، هیچکس نیست که در این شادی با من شریک باشد و اگر در اثر یأس، دچار عجز شوم، هیچکس سعی نمیکند که برای مقابله با افسردگی، به من دلداری دهد.
درست است که من افکارم را روی کاغذ میآورم؛ اما این وسیلهی مناسبی برای تبادل احساس نیست. کاش دوستی همراهم بود که میتوانست با من همدردی کند و با چشمانش با من سخن بگوید. خواهر عزیزم! شاید فکر کنی من احساساتی شدهام؛ اما شدیداً به یک دوست نیاز دارم.
nazanin z
چه کسی میتواند جلو قلب و ارادهی مصمم بشر را بگیرد؟
tahere.alimohammadi
روح ما به این نحو عجیب شکل میگیرد و کمی تغییر، میتواند خوشبختی یا نابودی ما را در پی داشته باشد.
مهراب87
درست است که من افکارم را روی کاغذ میآورم؛ اما این وسیلهی مناسبی برای تبادل احساس نیست. کاش دوستی همراهم بود که میتوانست با من همدردی کند و با چشمانش با من سخن بگوید.
MTA
هیچچیز برای روح آرامی دردناکتر از این نیست که بعد از آنکه احساساتش پس از یک سلسله حوادث سریع جریحهدار شد، با آرامش و سکون مرگباری روبهرو شود که روح را از بیم و امید تهی کند.
(~°BTS)♡love yourself♡ ~kim alla
آدم کامل، آدمی است که همیشه آرامش و ذهن آرام خود را حفظ کند و اجازه ندهد شور و احساسات یا تمایلات زودگذر، آرامش او را بر هم بزند.
radishearrings
شدیداً به یک دوست نیاز دارم. هیچکس در کنار من نیست که مهربان و شجاع و در عین حال دارای ذهنی فرهیخته و باز باشد. کسی که دلبستگیهایش شبیه دلبستگیهای من باشد و نقشههای مرا تأیید و اصلاح کند.
ruı
اگر غرایز ما محدود به گرسنگی و تشنگی و میل جنسی ما میشد، احتمالاً و تقریباً موجودات آزادی بودیم. اما اینک هر بادی که میوزد و معنی هر کلمه یا منظرهای تصادفی ممکن است بر ما تأثیر بگذارد.
faezehswifti
علم تجربی گاهی نه تنها میوههای شیرینی به بار نمیآورد، بلکه چه بسا خود مایهی عذاب دائمی بشر میشود. البته هضم این سخن در آن زمان واقعاً دشوار بود؛ اما امروزه این نکته تا حدودی بدیهی مینماید؛ زیرا اینک، کمتر کسی میتواند فجایعی را که زندگی ماشینی و به خصوص انبوهی از سلاحهای ویرانگر به بار آورده، انکار کند. هماکنون، سلاحهای ویرانگر و پر قدرت چنان مشکلِ بغرنجی ایجاد کردهاند که نه میتوان آنها را دائم انبار کرد و نه میتوان از شرّ آنها خلاص شد؛ بنابراین، چارهای جز مصرف پیوستهی آنها، آن هم برای نابودی آدمهای دیگر وجود ندارد!
MTA
اما هر چه علمم بیشتر میشد، غمم هم بیشتر میشد.
کاربر ۲۹۷۳۷۷۳
مدتها طول میکشد که ذهنمان را قانع کنیم تا بپذیرد کسی که هر روز او را میدیدیم و وجودش جزئی از وجودمان بود، برای همیشه از پیشمان رفته است.
Dayan
هیچچیز بیش از داشتن هدفی ثابت، روح را آرامش نمیبخشد
ruı
مارگارت! وقتی که از هیجان ناشی از موفقیت سرمستم، هیچکس نیست که در این شادی با من شریک باشد و اگر در اثر یأس، دچار عجز شوم، هیچکس سعی نمیکند که برای مقابله با افسردگی، به من دلداری دهد.
درست است که من افکارم را روی کاغذ میآورم؛ اما این وسیلهی مناسبی برای تبادل احساس نیست.
aramesh sabz
هماکنون، سلاحهای ویرانگر و پر قدرت چنان مشکلِ بغرنجی ایجاد کردهاند که نه میتوان آنها را دائم انبار کرد و نه میتوان از شرّ آنها خلاص شد؛ بنابراین، چارهای جز مصرف پیوستهی آنها، آن هم برای نابودی آدمهای دیگر وجود ندارد!
Mahtab
یک خواسته هست که تاکنون هرگز نتوانستهام برآوردهاش کنم و احساس میکنم که این کمبود برایم بسیار زیانبار بوده است. من دوستی ندارم، مارگارت! وقتی که از هیجان ناشی از موفقیت سرمستم، هیچکس نیست که در این شادی با من شریک باشد و اگر در اثر یأس، دچار عجز شوم، هیچکس سعی نمیکند که برای مقابله با افسردگی، به من دلداری دهد.
MTA
وقتی دروغ، خود را همچون حقیقت جلوه دهد، چه کسی میتواند در مورد خوشبختیاش مطمئن باشد؟
کاربر ۲۹۷۳۷۷۳
چقدر احساسات ما متغیر است و چقدر حتی در اوج بدبختی، به زندگی عشق میورزیم.
کاربر ۲۹۷۳۷۷۳
به خاطر همین هم بود که وقتی فهمیدم پدرم قبل از مرگ به عمویم سفارش کرده است که اجازه ندهد من دریانورد شوم، چقدر افسوس خوردم.
وقتی برای اولینبار آثار شاعرانی را که غلیان احساساتشان روح مرا به وجد آورد و تا عرش بالا برد، خواندم، این تصورات رنگ باخت. من هم شاعر شدم و یک سالی در بهشتی که خود ساخته بودم، زندگی کردم. پیش خود مجسم میکردم که من هم لابد در معبد هومر و شکسپیر جایی برای خود خواهم داشت؛ اما تو خوب میدانی که من چگونه شکست خوردم و تا چه حد مأیوس شدم؛ اما درست در همان موقع، ثروتی از پسرعمویم به من ارث رسید و باز افکارم در همان مسیر علایق اولیهام افتاد.
radishearrings
تجربی گاهی نه تنها میوههای شیرینی به بار نمیآورد، بلکه چه بسا خود مایهی عذاب دائمی بشر میشود.
kianakp
هر وقت فرصت کردی، برایم نامه بنویس. شاید که نامههایت درست وقتی که خیلی به روحیه احتیاج دارم، به دستم برسد. خیلی دوستت دارم. اگر دیگر خبری از من نشنیدی، مرا همیشه یاد کن.
a'
بین این همه آدم کسی نبود که دلش برایم بسوزد یا به من کمک کند.
کاربر ۹۳۲۷۷۲۷
با اینکه به لحاظ روحی افسرده است، هیچکس بهتر از او نمیتواند زیباییهای طبیعت را درک کند. انگار هنوز آسمان پر ستاره، دریا و همهی مناظر این منطقهی شگفتانگیز میتواند روح او را از دنیای زمینی بالا بکشد و به نشاط بیاورد. مردی اینچنین، وجودی دو گانه دارد: شاید از بدبختی و یأس عمیقی رنج ببرد؛ اما در عین حال وقتی با خود خلوت میکند، شبیه روحی آسمانی میشود که حلقهای از نور دورش را گرفته است و در آن حلقه از غم و کارهای احمقانه خبری نیست.
ruı
هیچچیز بیش از داشتن هدفی ثابت، روح را آرامش نمیبخشد
tahere.alimohammadi
چه بسیار کودکان شادابی را که تنها امید و عزیزدردانهی پدرانشان هستند، ولی مرگ آنها را میرباید و میبرد و چه بسیار عروسان و عشاق جوانی که روزی در کمال سلامتی پر از امید بودهاند؛ اما روز دیگر خوراک کرمهای گورستان شدهاند.
mehrdad jalali
اما هر چه علمم بیشتر میشد، غمم هم بیشتر میشد.
کاربر ۲۹۷۳۷۷۳
اما هر چه علمم بیشتر میشد، غمم هم بیشتر میشد.
کاربر ۲۹۷۳۷۷۳
اما هر چه علمم بیشتر میشد، غمم هم بیشتر میشد.
کاربر ۲۹۷۳۷۷۳
هیچچیز بیش از داشتن هدفی ثابت، روح را آرامش نمیبخشد.
nazanin z
حجم
۲۴۰٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۳۲۶ صفحه
حجم
۲۴۰٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۳۲۶ صفحه
قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان