جملات زیبا از متن کتاب فرانکنشتاین | طاقچه
تصویر جلد کتاب فرانکنشتاینsubscriptionAvailable

کتاب فرانکنشتاین

۳.۹(از ۱۲۶ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

هیچ‌چیز بیش از داشتن هدفی ثابت، روح را آرامش نمی‌بخشد.
Armin.b
۱۱۴
چون هیچ‌چیز بیش از داشتن هدفی ثابت، روح را آرامش نمی‌بخشد.
(~°BTS)♡love yourself♡ ~kim alla
۴۳
ما یک خواسته هست که تاکنون هرگز نتوانسته‌ام برآورده‌اش کنم و احساس می‌کنم که این کمبود برایم بسیار زیان‌بار بوده است. من دوستی ندارم، مارگارت! وقتی که از هیجان ناشی از موفقیت سرمستم، هیچ‌کس نیست که در این شادی با من شریک باشد و اگر در اثر یأس، دچار عجز شوم، هیچ‌کس سعی نمی‌کند که برای مقابله با افسردگی، به من دلداری دهد. درست است که من افکارم را روی کاغذ می‌آورم؛ اما این وسیله‌ی مناسبی برای تبادل احساس نیست. کاش دوستی همراهم بود که می‌توانست با من همدردی کند و با چشمانش با من سخن بگوید. خواهر عزیزم! شاید فکر کنی من احساساتی شده‌ام؛ اما شدیداً به یک دوست نیاز دارم.
nazanin z
۴۰
چه کسی می‌تواند جلو قلب و اراده‌ی مصمم بشر را بگیرد؟
tahere.alimohammadi
۲۳
درست است که من افکارم را روی کاغذ می‌آورم؛ اما این وسیله‌ی مناسبی برای تبادل احساس نیست. کاش دوستی همراهم بود که می‌توانست با من همدردی کند و با چشمانش با من سخن بگوید.
MTA
۱۸
روح ما به این نحو عجیب شکل می‌گیرد و کمی تغییر، می‌تواند خوشبختی یا نابودی ما را در پی داشته باشد.
مهراب87
۱۱
هیچ‌چیز برای روح آرامی دردناک‌تر از این نیست که بعد از آنکه احساساتش پس از یک سلسله حوادث سریع جریحه‌دار شد، با آرامش و سکون مرگ‌باری روبه‌رو شود که روح را از بیم و امید تهی کند.
(~°BTS)♡love yourself♡ ~kim alla
۹
شدیداً به یک دوست نیاز دارم. هیچ‌کس در کنار من نیست که مهربان و شجاع و در عین حال دارای ذهنی فرهیخته و باز باشد. کسی که دل‌بستگی‌هایش شبیه دل‌بستگی‌های من باشد و نقشه‌های مرا تأیید و اصلاح کند.
ruı
۹
اگر غرایز ما محدود به گرسنگی و تشنگی و میل جنسی ما می‌شد، احتمالاً و تقریباً موجودات آزادی بودیم. اما اینک هر بادی که می‌وزد و معنی هر کلمه یا منظره‌ای تصادفی ممکن است بر ما تأثیر بگذارد.
faezehswifti
۷
آدم کامل، آدمی است که همیشه آرامش و ذهن آرام خود را حفظ کند و اجازه ندهد شور و احساسات یا تمایلات زودگذر، آرامش او را بر هم بزند.
radishearrings
۵
مدت‌ها طول می‌کشد که ذهنمان را قانع کنیم تا بپذیرد کسی که هر روز او را می‌دیدیم و وجودش جزئی از وجودمان بود، برای همیشه از پیشمان رفته است.
Dayan
۵
اما هر چه علمم بیشتر می‌شد، غمم هم بیشتر می‌شد.
کاربر ۲۹۷۳۷۷۳
۴
مارگارت! وقتی که از هیجان ناشی از موفقیت سرمستم، هیچ‌کس نیست که در این شادی با من شریک باشد و اگر در اثر یأس، دچار عجز شوم، هیچ‌کس سعی نمی‌کند که برای مقابله با افسردگی، به من دلداری دهد. درست است که من افکارم را روی کاغذ می‌آورم؛ اما این وسیله‌ی مناسبی برای تبادل احساس نیست.
aramesh sabz
۳
علم تجربی گاهی نه تنها میوه‌های شیرینی به بار نمی‌آورد، بلکه چه بسا خود مایه‌ی عذاب دائمی بشر می‌شود. البته هضم این سخن در آن زمان واقعاً دشوار بود؛ اما امروزه این نکته تا حدودی بدیهی می‌نماید؛ زیرا اینک، کمتر کسی می‌تواند فجایعی را که زندگی ماشینی و به خصوص انبوهی از سلاح‌های ویرانگر به بار آورده، انکار کند. هم‌اکنون، سلاح‌های ویرانگر و پر قدرت چنان مشکلِ بغرنجی ایجاد کرده‌اند که نه می‌توان آنها را دائم انبار کرد و نه می‌توان از شرّ آنها خلاص شد؛ بنابراین، چاره‌ای جز مصرف پیوسته‌ی آنها، آن هم برای نابودی آدم‌های دیگر وجود ندارد!
MTA
۳
یک خواسته هست که تاکنون هرگز نتوانسته‌ام برآورده‌اش کنم و احساس می‌کنم که این کمبود برایم بسیار زیان‌بار بوده است. من دوستی ندارم، مارگارت! وقتی که از هیجان ناشی از موفقیت سرمستم، هیچ‌کس نیست که در این شادی با من شریک باشد و اگر در اثر یأس، دچار عجز شوم، هیچ‌کس سعی نمی‌کند که برای مقابله با افسردگی، به من دلداری دهد.
MTA
۳
وقتی دروغ، خود را همچون حقیقت جلوه دهد، چه کسی می‌تواند در مورد خوشبختی‌اش مطمئن باشد؟
کاربر ۲۹۷۳۷۷۳
۳
چقدر احساسات ما متغیر است و چقدر حتی در اوج بدبختی، به زندگی عشق می‌ورزیم.
کاربر ۲۹۷۳۷۷۳
۳
هر وقت فرصت کردی، برایم نامه بنویس. شاید که نامه‌هایت درست وقتی که خیلی به روحیه احتیاج دارم، به دستم برسد. خیلی دوستت دارم. اگر دیگر خبری از من نشنیدی، مرا همیشه یاد کن.
asra.
۳
بین این همه آدم کسی نبود که دلش برایم بسوزد یا به من کمک کند.
کاربر ۹۳۲۷۷۲۷
۳
هیچ‌چیز بیش از داشتن هدفی ثابت، روح را آرامش نمی‌بخشد
ruı
۳
هم‌اکنون، سلاح‌های ویرانگر و پر قدرت چنان مشکلِ بغرنجی ایجاد کرده‌اند که نه می‌توان آنها را دائم انبار کرد و نه می‌توان از شرّ آنها خلاص شد؛ بنابراین، چاره‌ای جز مصرف پیوسته‌ی آنها، آن هم برای نابودی آدم‌های دیگر وجود ندارد!
Mahtab
۲
به خاطر همین هم بود که وقتی فهمیدم پدرم قبل از مرگ به عمویم سفارش کرده است که اجازه ندهد من دریانورد شوم، چقدر افسوس خوردم. وقتی برای اولین‌بار آثار شاعرانی را که غلیان احساساتشان روح مرا به وجد آورد و تا عرش بالا برد، خواندم، این تصورات رنگ باخت. من هم شاعر شدم و یک سالی در بهشتی که خود ساخته بودم، زندگی کردم. پیش خود مجسم می‌کردم که من هم لابد در معبد هومر و شکسپیر جایی برای خود خواهم داشت؛ اما تو خوب می‌دانی که من چگونه شکست خوردم و تا چه حد مأیوس شدم؛ اما درست در همان موقع، ثروتی از پسرعمویم به من ارث رسید و باز افکارم در همان مسیر علایق اولیه‌ام افتاد.
radishearrings
۲
تجربی گاهی نه تنها میوه‌های شیرینی به بار نمی‌آورد، بلکه چه بسا خود مایه‌ی عذاب دائمی بشر می‌شود.
kianakp
۲
با اینکه به لحاظ روحی افسرده است، هیچ‌کس بهتر از او نمی‌تواند زیبایی‌های طبیعت را درک کند. انگار هنوز آسمان پر ستاره، دریا و همه‌ی مناظر این منطقه‌ی شگفت‌انگیز می‌تواند روح او را از دنیای زمینی بالا بکشد و به نشاط بیاورد. مردی این‌چنین، وجودی دو گانه دارد: شاید از بدبختی و یأس عمیقی رنج ببرد؛ اما در عین حال وقتی با خود خلوت می‌کند، شبیه روحی آسمانی می‌شود که حلقه‌ای از نور دورش را گرفته است و در آن حلقه از غم و کارهای احمقانه خبری نیست.
ruı
۲
وقتی دروغ، خود را همچون حقیقت جلوه دهد، چه کسی می‌تواند در مورد خوشبختی‌اش مطمئن باشد؟
همچنان خواهم خواند...
۲
من دوستی ندارم، مارگارت! وقتی که از هیجان ناشی از موفقیت سرمستم، هیچ‌کس نیست که در این شادی با من شریک باشد و اگر در اثر یأس، دچار عجز شوم، هیچ‌کس سعی نمی‌کند که برای مقابله با افسردگی، به من دلداری دهد. ‫درست است که من افکارم را روی کاغذ می‌آورم؛ اما این وسیله‌ی مناسبی برای تبادل احساس نیست. کاش دوستی همراهم بود که می‌توانست با من همدردی کند و با چشمانش با من سخن بگوید. خواهر عزیزم! شاید فکر کنی من احساساتی شده‌ام؛ اما شدیداً به یک دوست نیاز دارم. هیچ‌کس در کنار من نیست که مهربان و شجاع و در عین حال دارای ذهنی فرهیخته و باز باشد. کسی که دل‌بستگی‌هایش شبیه دل‌بستگی‌های من باشد و نقشه‌های مرا تأیید و اصلاح کند. آخ که چنین دوستی تا چه حد می‌توانست اشتباهات برادرت را اصلاح کند.
مرضیه (مهسا)
۲
چقدر احساسات ما متغیر است و چقدر حتی در اوج بدبختی، به زندگی عشق می‌ورزیم.
مرضیه (مهسا)
۲
چه بسیار کودکان شادابی را که تنها امید و عزیزدردانه‌ی پدرانشان هستند، ولی مرگ آنها را می‌رباید و می‌برد و چه بسیار عروسان و عشاق جوانی که روزی در کمال سلامتی پر از امید بوده‌اند؛ اما روز دیگر خوراک کرم‌های گورستان شده‌اند. مرا از چه ساخته بودند که توانسته بودم در برابر این همه ضربه‌ی روحی که مثل چرخی می‌چرخید و دائم شکنجه‌ام را از سر می‌گرفت، تاب بیاورم؟
مرضیه (مهسا)
۲
هیچ‌چیز بیش از داشتن هدفی ثابت، روح را آرامش نمی‌بخشد.
Sara
۲
هیچ‌چیز بیش از داشتن هدفی ثابت، روح را آرامش نمی‌بخشد.
الف
۲