
بریدههایی از کتاب کینتوزی
۴٫۵
(۱۳)
کینتوزی قسمی احساس لاعلاج و دائمی نفرت و تحقیر است که در برخی افراد و گروهها روی میدهد. کینتوزی ریشه در ناتوانیها یا ضعفهایی به همانپایه لاعلاج دارد که افراد یا گروههای مزبور خلاصی از آنها ندارند. این ناتوانیها نگرشهای عاطفی فردی یا جمعی پدید میآورند که در همه حال منفیاند. ممکن است در کلّ یک فرهنگ، یک عصر، و سرتاپای یک نظام اخلاقی رخنه کنند. احساس کینتوزی به داوریهای اخلاقی نادرستی دربارۀ دیگر کسانی که از این احساس بریاند میانجامد.
esrafil aslani
ارزشها همانند رنگها مستقلاند از چیزهایی که بدانها تعلّق دارند.
Juror #8
زودرنجی بیش از حد بسیاری از اوقات میتواند علامت شخصیت کینهجو باشد.
Juror #8
شخص کینهجو از روی غریزه و بدون عمل آگاهانه و ارادی به سمت رویدادهایی رانده میشود که ممکن است به کینهجویی بینجامند، یا تمایل مییابد در پس هر کاری و هر حرفی دنبال قصد و غرضی توهینآمیز بگردد.
Juror #8
«در برابر خصال نیک و رشکبرانگیز دیگری، علاجی جز دوستداشتن نیست.»
Juror #8
پول، در مقام وسیلۀ مبادله، فقط یک هدف موقّت بود. اما، اینک، هدف نهایی کمّیت ارزش پولی است، و این کیفیت کالا است که به یک «هدف موقّت» بدل شده است.
Juror #8
کینتوزی نگرش ذهنی دیرپایی است معلول واپسراندن سیستماتیک عواطف و تأثّراتی معین که خودْ مؤلّفههای عادّی طبیعت بشریاند. نتیجۀ این واپسراندنْ تمایل دائمِ فرد است به غرقهشدن در انواع معینی از توهّمهای ارزشی و ارزشداوریهای متناظر با آنها. عواطف و تأثّراتی که دراینجا در درجۀ اوّلِ اهمیتاند عبارتند از انتقام، نفرت، بدخواهی، حسادت، میل شدید به تحقیرکردن، و خباثت.
Juror #8
جامعهای که از همهسو گرفتار رقابت و همچشمی و شقاق و چنددستگی اجتماعی است بستر مناسبتری است برای روییدن علفهای هرز کینتوزی و فریبکاریهای ارزشی که کل روال زندگی را مسموم خواهند کرد.
Juror #8
موفقیتجو شخصی است که بیوقفه جان میکند تا پلههای ترقی و موفقیت را بپیماید و در این راه، همگنانش را به هر قیمتی پشت سر بگذارد. این سنخ شخصیتی به سنخ آدمهای «زیاده موفّق» امروزی نزدیک میشود. او نمیتواند عشق بورزد، ببخشد و ببخشاید، ایثار کند، شکستهایش را با شجاعت بپذیرد، دوست پیدا کند و با خویشتن خویش همساز گردد.
Juror #8
ویروس روحی کینتوزی بهغایت مُسری است
Juror #8
کینتوزی دقیقاً به واسطۀ خاستگاهش عمدتاً به کسانی منحصر میشود که در حال حاضر مجبور به خدمت و تحت سلطهاند، و سلطه و اقتدار همچون زخمی خاطرشان را از نفرت و کینی بیهوده میآکند.
Juror #8
اعتمادبهنفس خام انسان والا، که همانقدر برای او طبیعی است که کشش برای عضلات، به او رخصت میدهد تا باطمأنینه خصال نیک دیگران را با همۀ غنای باطن و ظاهرشان جذب کند. او هیچگاه به خصال نیک آنها «رشک نمیبرد» یا «غبطه نمیخورد». بالعکس: او از درک فضایل ایشان به وجد میآید و جهان را به لطف حضور ایشان دوستداشتنیتر مییابد.
Juror #8
انسان والا ارزش را مقدّم بر هر مقایسهای، و انسان عادی آن را در و ازطریق یک مقایسه تجربه میکند.
Juror #8
منتهای آمال موفقیتجو نه کسب چیزی ارزشمند، بلکه بیش از دیگران محترمبودن است. او آن «چیز» را صرفاً به عنوان تمهیدی معمولی برای غلبه بر احساس تحمّلناپذیر حقارت به کار میبرد که از قیاسهای دائمی او نشئت میگیرد.
Juror #8
در «نظام رقابت آزاد» انگارههایی چون رسالتهای زندگی و ارزش آنها بنیادین نیستند، آنها چیزی نیستند جز مشتقات فرعی میلِ همه به سبقتگرفتن از سایرین. هیچ «جایگاهی» نیست که چیزی بیش از نقطهای گذرا در این میدان مسابقۀ همگانی باشد. این آمال ذاتاً بیحدوحصرند، زیرا دیگر با هیچ ابژه یا کیفیت خاصی پیوند ندارند. ابژهها به «کالاها»یی بدل شدهاند که محکوم به مبادلهاند و با ارزش پولیشان تعریف میشوند.
Juror #8
فریدریش نیچه در دورانی میزیست که دقیقاً همین صورتبندیها و محصولات افراطی «بشردوستی مدرن» رفتهرفته توجه و تحسین همگان را برمیانگیخت. این امر مبارزۀ او را علیه کل این جنبش تبیین میکند.
به همین دلیل به عقیدۀ ما او در تفسیر این ایده محق است، و بهویژه در تفسیر روندی که در طی آن این ایده __ اما نه ایدۀ مسیحی عشق __ به منزلۀ انباشت تاریخی کینتوزی، که از خلال سنت رشد میکند، در جنبش اجتماعی مدرن بسط یافت. او بهحق در این ایده علامت و تجلّی زندگی روبهزوال را میبیند. جنبش بشردوستانه در ذات خود نمودی است از کینتوزی.
کاربر ۲۰۰۴۹۴۴
شلر مثال بسیار گویایی برای احساس رقابت ناشی از کینتوزیِ مبتنی بر ناتوانی روانی افراد میآورد: سنخ شخصیتی شایعی که او «موفقیتجو» مینامد. موفقیتجو شخصی است که بیوقفه جان میکند تا پلههای ترقی و موفقیت را بپیماید و در این راه، همگنانش را به هر قیمتی پشت سر بگذارد. این سنخ شخصیتی به سنخ آدمهای «زیاده موفّق» امروزی نزدیک میشود. او نمیتواند عشق بورزد، ببخشد و ببخشاید، ایثار کند، شکستهایش را با شجاعت بپذیرد، دوست پیدا کند و با خویشتن خویش
امید
اخلاق بردگان برای قدبرافراشتن همواره به یک جهان بیرونی دشمنصفت محتاج است. به بیان فیزیولوژیک، برای آنکه به کوچکترین عملی دست بزند به محرّکهایی بیرونی نیاز دارد __ عملِ آن از بیخ و بن عکسالعمل است.
Juror #8
کینتوزی فرایندی است که در طی آن ذهنْ خود را مسموم میکند
Juror #8
کینتوزی میپاید و میماند، آنهم به علت ناتوانی پایداری که هرگونه فعلیتیافتنِ محتملِ ارزشهای مثبت مشخص را سد میکند.
Juror #8
ابتدا وارسی شخص در اخلاقیات فردی خویش، بهبود اعمال و افعال خویش، پرورش پیگیر احساس مسئولیت شخصی، و عشق به دیگران است که جامعهای را به همراه نهادها و دستگاههای حقوقیاش بهبود خواهد بخشید.
Juror #8
در کینتوزی راستین هیچ نوع ارضای حس انتقامی از این دست روی نمیدهد. چرا که تکانۀ انتقام، و نه خودِ انتقام، تداوم مییابد بیآن که هیچ پایانی و هیچ آرامی را چشم داشته باشد. ناتوانی و بیقدرتی نمیگذارند زهر کینتوزی را انتقامی واقعی بشوید و از میان ببرد.
کیارش
وقتی حسّ انتقام و کینهجویی واپسرانده شود به کینتوزی میانجامد، فرایندی که وقتی تخیل انتقام و در نهایت خود عاطفۀ انتقام واپسرانده شود شدّت میگیرد
Juror #8
برای یک فرد موفقیتجو کاری ندارد که در راه هر هدف و غایتی جان بکند الّا اصلاح موضع اخلاقی خویش. هر کجا فردی نتواند با خویشتن خویش مواجه شود و به جایش خود را گم کند و غرق در مناسبات بیرونی جامعه شود تا سر خود شیره بمالد و از دیدن کاستیهای خویش طفره رود، میتوان نشانه و ردّ پایی از کینتوزی دید.
Juror #8
وقتی مردم موسیقی کلاسیک یا موسیقی راک را مسخره میکنند، بدین علّت که هیچ درک و دریافتی از هیچیک ندارند، لزوماً نه کینتوزی بلکه خوشآمدن و بدآمدن در کار است. ولی وقتی کسی با هر چیزی که مواجه میشود آن را دست میاندازد و به ریشخند میگیرد، یک جور بیقدرشماری ارزشی کور در او هست. هیچ شیء ادراکشدۀ مشخص و هیچ طبقۀ خاصی از اشیاء ادراکشده پیرامون این شخص نیست که او ریشخندش نکند. او از درد جانکاهی رنج میبرد: میل وسواسآمیز بیمارگونی به تحقیر و بیقدرشماری ارزش هر چیزی که در عالم هست و در حقیقت، میل به تحقیر کلّ عالم.
Juror #8
اگر خدمتکاری که با او بدرفتاری میشود بتواند خشم خود را در اتاق انتظار خالی کند، از شر ویروس درونی کینتوزی در امان خواهد ماند، لیکن اگر مجبور به پنهانساختن احساساتش و لاجرم سرکوب عواطف منفی و خصمانهاش شود، کینتوزی او را در خود فرو خواهد برد.
Juror #8
اگر شرایط دو نفر از همهنظر یکسان باشد، همواره طرف ضعیفتر است که در موضع انتقام میایستد.
Juror #8
احساس انتقام هنگامی قوّت میگیرد که ادعاهای بزرگ پنهان بمانند، و یا غرور زیاد با جایگاه اجتماعی نامناسب همراه شود.
Juror #8
انتقام هنگامی به کینتوزی استحاله مییابد که هرچهبیشتر معطوف به وضعیتهای دیرپایی میشود که فرد آنها را «آسیبرسان» امّا مهارناپذیر مییابد __ به بیان دیگر، هرچه بیشتر آسیب به عنوان تقدیر تجربه شود.
Juror #8
به نظرم دروغ میبافند؛ و در هر صدایی متانتی ساختگی هست. از ضعف شایستگی میسازند، در این شکی نیست
کیارش
حجم
۲۱۸٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۲۲۶ صفحه
حجم
۲۱۸٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۲۲۶ صفحه
قیمت:
۱۱۳,۰۰۰
تومان