جملات زیبای کتاب بالون ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب بالون ها

بریده‌هایی از کتاب بالون ها

نویسنده:آملی نوتومب
انتشارات:نشر قطره
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۳از ۷ رأی
۳٫۳
(۷)
«چطور می‌توانستند به کسی سواد خواندن یاد بدهند ولی از او نخواهند که کتاب بخواند؟» با تصور چنین چیزی، آدم می‌خواهد سرش را به دیوار بکوبد.
AS4438
داستان‌های جنگی را دوست دارم، اما از زندگی که سراسر جنگ و جدال باشد متنفرم.
AS4438
روی تختم دراز می‌کشیدم و در عالم خیال می‌دیدم که خودم یک تراموا هستم، بیشتر به‌خاطر اینکه نمی‌دانستم مقصدم کجاست تا اینکه صرفاً از این وجه تسمیه خوشم بیاید. دوست داشتم ندانم کجا می‌روم.
نگاه
جوانی یک استعداد است، زمان زیادی برای رسیدن به آن لازم است. سال‌ها بعد بالاخره جوان شدم.
Razieh88
مثل همان جنگجوی آمریکایی که دشمنان را دسته دسته می‌کشد بی‌آنکه ککش بگزد و خودش اصلاً تحمل آن را ندارد که حتی یکی از افرادش کشته شود.
AS4438
ـ ازدواج مسیر کهنه‌ای است که همه می‌پیمایند.
AS4438
سِزان۸۶ دوستی داشت که به نظر همه آدم به‌دردنخور و بی‌خاصیتی بود. روزی در غیاب این دوست، اطرافیان سزان از او پرسیدند: «چطور می‌توانی با یک همچین آدمی دوست باشی؟» سزان با عصبانیت جواب داد: «او زیتون‌ها را خوب می‌شناسد.»
نگاه

حجم

۹۸٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۳۴ صفحه

حجم

۹۸٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۳۴ صفحه

قیمت:
۳۳,۰۰۰
تومان