جملات زیبای کتاب گلدان / بهار و عروسک | طاقچه
تصویر جلد کتاب گلدان /  بهار و عروسکsubscriptionAvailable

کتاب گلدان / بهار و عروسک

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
بهمن فرسی
انتشارات: 
نشر بیدگل

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Nastaran
۴
دختر: راسته که می‌گن هر کسی یه ستاره داره؟ پسر: هه، فقط چیزهایی رو که به هیچ‌کس نمی‌تونه تعلق داشته باشه عادلانه تقسیم می‌کنن.
*sunnǭ
۳
تله‌اید، زنجیرید، نمی‌دونید و می‌پایید. نمی‌دونید و می‌پایید، نمی‌خواهین و می‌گیرین، اسیر می‌کنین، کهنه می‌کنین، می‌پوسونید، می‌پوسونید و ف... را... موش می‌کنید...
*sunnǭ
۳
من از روحیه‌هایی که هنوز می‌تونن قدرت وحشتناک قوۀ جاذبه‌رو شکست بدن و به آسمون پرواز کنن خوشم می‌آد. این خیلی سلامت و صفا و دست‌نخوردگی می‌خواد.
Nastaran
۲
خوبه، خیلی هم خوبه، اما ممکن نیس، همیشگی نیس، هیچ چیز همیشگی نیس، این حکم عقله. اما آدم با احساساتش زندگی می‌کنه. اینه که انتظار داره بعضی چیزها تو زندگی موندگار باشن، همیشگی باشن، یعنی بیشتر از یه روز یا یه هفته دوام بیارن.
Nastaran
۲
شما فکر می‌کنی که بشر تو زندگیش فکر هم می‌کنه؟ نه! ابدا! راستش وسوسه است، وسوسه می‌کنیم. بکنم؟ نکنم؟ بخوام؟ نخوام؟ بگم؟ نگم؟ این اسمش فکر نیست
Nastaran
۲
خوبه، خیلی هم خوبه، اما ممکن نیس، همیشگی نیس، هیچ چیز همیشگی نیس، این حکم عقله. اما آدم با احساساتش زندگی می‌کنه. اینه که انتظار داره بعضی چیزها تو زندگی موندگار باشن، همیشگی باشن، یعنی بیشتر از یه روز یا یه هفته دوام بیارن.
*sunnǭ
۲
باید دوام داشت، باید رویید رویید، باید سبز شد! باید دید که دیگرون هم سبز می‌شن، من مونده‌م، دارم روزبه‌روز فرومی‌کشم، کوچک می‌شم، از تو! بیرونم شاید رشد می‌کنه...
*sunnǭ
۲
دختر: راسته که می‌گن هر کسی یه ستاره داره؟ پسر: هه، فقط چیزهایی رو که به هیچ‌کس نمی‌تونه تعلق داشته باشه عادلانه تقسیم می‌کنن.
*sunnǭ
۲
شما فکر می‌کنی که بشر تو زندگیش فکر هم می‌کنه؟ نه! ابدا! راستش وسوسه است، وسوسه می‌کنیم. بکنم؟ نکنم؟ بخوام؟ نخوام؟ بگم؟ نگم؟ این اسمش فکر نیست، نظر شما چیه؟
*sunnǭ
۲
هیچ چیز همیشگی نیس، این حکم عقله. اما آدم با احساساتش زندگی می‌کنه. اینه که انتظار داره بعضی چیزها تو زندگی موندگار باشن، همیشگی باشن، یعنی بیشتر از یه روز یا یه هفته دوام بیارن. خب معنی امروزی جاودانگی یعنی همین.
*sunnǭ
۲
تو از دادگاه بیزاری برای این‌که تو دادگاه مخفی خودت همۀ مردم دنیا رو محکوم کرده داری
*sunnǭ
۲
فاصله به‌هرحال یه کارهایی صورت می‌ده: آزادی موقت چشم و گوش از چیزهای آشنا...
Marya
۱
دختر: راسته که می‌گن هر کسی یه ستاره داره؟ پسر: هه، فقط چیزهایی رو که به هیچ‌کس نمی‌تونه تعلق داشته باشه عادلانه تقسیم می‌کنن. دختر: (با صفایی کودن و بیگانه) چی...؟ پسر: هیچی!
صَبا
۱
دختر: راسته که می‌گن هر کسی یه ستاره داره؟ پسر: هه، فقط چیزهایی رو که به هیچ‌کس نمی‌تونه تعلق داشته باشه عادلانه تقسیم می‌کنن.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
دختر: راسته که می‌گن هر کسی یه ستاره داره؟ پسر: هه، فقط چیزهایی رو که به هیچ‌کس نمی‌تونه تعلق داشته باشه عادلانه تقسیم می‌کنن.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
پدر: تو چشم آدم وامیسّن، وجودش رو منکر میشن. (مکث) کجا؟ کجا می‌خواین فرار کنین؟ فکرش رو کردین؟ آره... (مکث) ما هم می‌گفتیم: هر‌چه پیش آید خوش آید. اما... (مکث) هیچ‌کدوم از یاغی‌گری‌های بی‌نقشه‌مون، اوهو! اوهو! اوهو! هیچ‌وقت خوشی برامون نیاورد. خوشی خوشی... نه بی‌خیالی و ولنگاری!
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
من نمی‌دونم این زن‌ها وقتی می‌رن حموم چی‌کار می‌کنن که این‌قدر طول می‌کشه ئه! خونم جوش اومد بچه! حالا می‌زنم زمین می‌ترکونمش‌ها... لالا... لا... لا... گل شبدر، ای ککه به‌گور پدر هر چی پدر! ای درد بی‌درمون! کفرم که حسابی بالا می‌آد هوس می‌کنم به اندازۀ وقت یک حموم رفتن زن بشم. ببینم آخه. ببینم دیگه، مگه غیر از یه سروتن بی‌صاحاب مونده‌س که باید قشو بخوره؟
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
همسایه: خونه‌اید؟ سلام! حال سرکار؟ روزگار ما رو می‌بینید! پیش پیش پیش! (بچه را تو بغل تکان می‌دهد.) این بچه من رو کشت. مادرش رفته حمام، سه ساعت تمومه مثل زنگوله گردن بزغاله یک‌بند ونگ‌و‌ونگ می‌کنه. خب بغل بغله دیگه، بگو آخه تو چه می‌فهمی فسقلیِ نیم‌وجبی. بسه دیگه!
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
هیچ‌کس نمی‌دونه ستاره‌ش کجا می‌افته، همین‌طور هم، نمی‌دونه کدوم ستاره ستارۀ خودشه.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
چرا من نمی‌تونم مثل همه مشتم رو بذارم زیر چونه‌م و با یه صدای سوزناک مغبون اعلامیه بدم که: چی‌کار می‌شه کرد؟ چی‌کار می‌شه کرد، ما حالا داریم یه دورۀ خلأ رو طی می‌کنیم. (با فریاد) نه! رفتار من نمی‌تونه این‌طوری باشه، من باید داد بزنم، من فریاد می‌زنم: آهاااای زهوار‌در‌رفته‌ها! بدبخت‌ها! وضعتون رو حس کنید! بفهمید! عوضی نگیرید! این فضا فضا نیست! خلائه! این حرکت نیست، چون قصد توش نیست! این سقوطه! سقوط، سقوط آزاد! و اختیاری! (با نفسی تنگ‌شده و صدایی گرفته) بله اختیاری.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
سکه‌هایی که تو جیب من پیدا می‌شه فقط یه روز اعتبار دارن. و اگه آخر شب ته جیبم چیزی باقی مونده باشه به‌هیچ‌وجه مطمئن نیستم که فردا بتونم باهاشون همون چیزایی‌رو که امروز خریدم باز هم بخرم.
*sunnǭ
۱
بیرون می‌آید و غمزده روی پله می‌نشیند. تدریجاًً از ولوله آزاد می‌شود: آزادی یک محتضر! به خودش فکر می‌کند، به آرزویی که دارد ولی آن را نمی‌شناسد و تحقق نیز نمی‌یابد.
*sunnǭ
۱
من کیسۀ بابامم تو عصای بابات. مردم هم چون ننه‌شون صب تا غروب عوض همه‌چی «دورت بگردم!» به نافشون می‌بنده لابد این حصار زنده رو با محبت پدر‌فرزندی عوضی گرفته‌ن.
*sunnǭ
۱
لابد اون تکه ناخن شکسته که به ته این بادیۀ فکسنی چسبیده ستارۀ منه.
*sunnǭ
۱
رسیدن به گل وقتی که زندگی گلدونی‌شو شروع می‌کنه هیچ لذتی نداره، اگر هم داشته باشه دیگه اسمش لذت نیس. تن دادن به یه اعتیاد حیوونیه، همون‌قدر مسخره‌س که یه‌هو بدونی این درخت گنده که جلو چشم توس ریشه نداره و بی‌دلیل سرپا بنده. البته، البته به یه چیز دیگه پیوندش زده‌ن، این پیوند بار هم ممکنه بده یا داده، ولی هیچ‌وقت نمی‌شه باور کرد که پیوند گرفته یا نه. درخت همیشه ممکنه بیفته چون ریشه نداره، چون از بالا، از بیرون، از ظاهر به یه چیزی پیوندش زده‌ن که نیفته، و چیزهای بیرونی همه‌شون افتادنی هستن.
*sunnǭ
۱
سخنی از ۲۵۰۰ سال پیش از این مردم اگرچه توانایی درک همه چیز را ندارند، اما در عوض همیشه می‌توانند از هر چیز پیروی کنند. کنفوسیوس
*sunnǭ
۱
آیا این شما هستید که آنجا مصلوب شده‌اید و بادبادک شده‌اید؟ مرد خیابان ناگهان چشم‌هایش را درشت و دریده باز می‌کند و بعد دهانش نیز تدریجاً باز می‌شود و رو به مردم پیش می‌آید. شما هستید؟ آیا روشنایی خیابان شما، شهر شما یک بازیچۀ حلق‌آویز‌شده است؟
*sunnǭ
۱
عشق ما گنجینه‌ای دارد، که تا آخر عمر همین‌جور مث ریگ می‌شه خرجش کرد. پدر افلاطون بسوزه!
*sunnǭ
۱
مرد: البته این اتاق، اتاق تو نیست. ولی... تو، تقریباً همۀ چیزایی‌رو که نمی‌تونسته‌ای از خودت جدا کنی، بالأخره به اینجا منتقل شده. زن: چیزای بی‌جون لااقل این خاصیت‌رو دارن.
*sunnǭ
۱
دیوونه! دیوونه! اصلاً بین شما آدمای عاقل که می‌تونین امروز غرق دود و عرق و هرزگی باشین و فردا تو رل الهۀ عصمت ظاهر بشین، من تو دنیای شما، دیوونه که هیچچی، صفرم، زیادی‌ام.