بدون و آگاه باش که مقدر نشده تو سر از این معما دربیاری. سوار یهچیز گردونت کرده، خودتم واداشته پابهپاش میگردونه. میچرخه و میچرخی. یه مشت تیله گوشتی سرگردون رو یه تیله خاکی سرگردون. مقدر شده که غافلِ کار هم باشین. تو این معامله قدرت دست غفلته و بس. حالا ببین تا کجا میرسونمت بشرِ غافلِ نادون.