جملات زیبای کتاب آرامسایشگاه | طاقچه
تصویر جلد کتاب آرامسایشگاهsubscriptionAvailable

کتاب آرامسایشگاه

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۱۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
بهمن فرسی
انتشارات: 
نشر بیدگل

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Nastaran
۱۵
نمیگه چی می‌خواد. شایدم نمی‌دونه چی می‌خواد. شاید هم می‌دونه ولی نمی‌تونه اونو تو قالب کلمات بریزه
Nastaran
۷
ما داریم پرت میشیم تو درۀ یه زندگی درونی. حدس می‌زنیم، پیش خودمون تحلیل می‌کنیم، قضاوت می‌کنیم، و بعد همه چیزو، بی‌سروصدا تو مغزمون دفن می‌کنیم. تدفینِ نامرییِ صامت. مرض قرن ما همینه: زندونی کردن حس و شعورت به‌وسیلۀ خودت.
AmirHossein
۳
بچۀ تو توی ذهن‌اِته و همیشه توی ذهن‌اِت بوده. تو هیچوقت اونو نزاییده‌ای، هیچوقت! تو یه چیزی تو ذهن‌اِت زاییده‌ای و با خیالات و شایعات داری بزرگ‌اِش می‌کنی.
AmirHossein
۱
و اما واقعیت اینه که تو تنهایی، تنها مونده‌ی. تو در کنار شوهرت تنها بوده‌ی. با مادرت تنها بوده‌ی. با بچه‌ت تنها بوده‌ی. حتی پونزده سال پیش هم که پسر و شوهری نداشتی تنها بوده‌ی. و امروز، در واقع برای شکستن همین تنهایی، به این تیمارستان پناه آورده‌ی.
mahdi maghsoudi
۱
تدفینِ نامرییِ صامت. مرض قرن ما همینه: زندونی کردن حس و شعورت به‌وسیلۀ خودت
الف
۱
ایگوی خودتو باید ببری کلاردشت یه‌خورده هوا بخوره،
*sunnǭ
۱
مردم هیچ‌وخ چیزی به آدم نمیده‌ن. مخصوصاً وختی که اونا ندونن تو ازشون چی می‌خوای.
*sunnǭ
۱
وختی پیدا کردی که چی می‌خوای، یادت باشه که هیش‌وخ اون چیزو از مردم نخوای.
*sunnǭ
۱
شایدم علت خستگی من اینه که همۀ عمر من توی یه چمدون گذشته. هیچوقت هیچ‌جا پاگیر نشده‌م.
*sunnǭ
۰
ما؟! خیال می‌کنن همچین که یه مرد و یه زن زیر یه‌سقف زندگی کردن می‌تونن به خودشون بگن: ما!