جملات زیبای کتاب مجموعه اشعار شمس لنگرودی (دفتر دوم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب مجموعه اشعار شمس لنگرودی (دفتر دوم)subscriptionAvailable

کتاب مجموعه اشعار شمس لنگرودی (دفتر دوم)

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمد شمس لنگرودی
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر حسن ملائی شاعر
۴۳
از زحمت‌کشان خارپشتان را دوست دارم از پستانداران خفاشان را از خزندگان ماران را دوست دارم از گزندگان آدمیان را.
masihakekooshmooloo
۳۳
دلتنگی خوشه‌ی انگور سیاه است لگدکوبش کن لگدکوبش کن بگذار ساعتی سربسته بماند مستت می‌کند اندوه.
سحری
۲۶
تمامی روزها یک روزند تکه تکه میان شبی بی‌پایان.
abbas5549
۲۶
این‌همه از تاریکی بد نگویید شما که فروش چراغ‌تان به لطف همین تاریکی است.
آرزو ایران‌مهر
۱۹
کاش دستت را می‌گرفتم از پله‌ی تاریخ پایین می‌دویدیم به ابتدای زمین می‌رسیدیم آنجا که در گِل آدمی گُل رازقی می‌رویید کاش نبض‌ات را می‌گرفتم و منتشر می‌کردم تا دنیا به حال طبیعی‌اش برگردد.
kamrang
۱۸
رؤیا صدای گلی است در خانه‌ای که گلی نیست.
tasnim
۱۳
دلگرمی تو بال‌های من‌اند. چیزی بگو گاهی چنانم بی تو که عبور سایه‌ام از کنارم نگرانم می‌کند
sara_bavifard
۱۳
جز در لاکم کجا بگریزم.
سحری
۱۲
من و تخت جمشید ویرانیم از راه‌های دور به دیدن ما می‌آیند عکس می‌گیرند می‌روند و فراموش می‌کنند. عکس‌های من! شادمانی‌شان، کجای شوربختیِ ما پنهان است.
آرزو ایران‌مهر
۱۲
چرا ننویسم زیباست زندگی وقتی که دو کرکس را در عشق بازیشان دیده‌ام چرا ننویسم زیبا نیست زندگی وقتی تفنگ شکارچی به صورت‌شان خیره بود.
نسرین سادات موسوی
۱۰
امروز همه‌جا تعطیل است سرم اما شلوغ است دارم به تو فکر می‌کنم.
abbas5549
۷
به بچه دروغ گفتن خطاست آنان بزرگ می‌شوند دروغ‌های بزرگتری می‌گویند و دروغ شما آشکار می‌شود به بچه دروغ گفتن خطاست.
parii
۷
چیز بدی نیست جنگ شکست می‌خورم اشغالم کنی.
িមተєကє .నមժមተ
۶
عمر حسرت جشنی است بیکران که هلهله‌اش از پس دیوارها به گوش می‌رسد.
abbas5549
۶
دست‌های تو تصمیمم بود باید می‌گرفتم و دور می‌شدم.
Hakime Zare
۶
گنجشکان لاف می‌زنند: جیک جیک، جیک جیک جیک هیچ یک‌شان در نیامد تو که دور می‌شدی.
িមተєကє .నមժមተ
۵
تمامی روزها یک روزند تکه تکه میان شبی بی‌پایان.
িមተєကє .నមժមተ
۵
عمر نامه‌ای است که به هم می‌نویسیم با نُک بال‌مان بر دریا.
tasnim
۵
کاش زنده بودم و نقشه‌ی راه‌ها را عوض می‌کردم طوری که تو تنها از رگ من بگذری اما همه چیزی که به این سادگی نیست شنیده‌ام پر درآوردی وقتی که به من رسیدی و چنان دور گشتی که تو را دیگر ندیدم.
masihakekooshmooloo
۵
نومیدی برفی است که آرام می‌بارد بیدار می‌کند شعله را و سکوت را در سرما.
نسرین سادات موسوی
۵
مقصد که تویی راه پیش پا اوفتاده است.
kamrang
۴
عمر حسرت جشنی است بیکران که هلهله‌اش از پس دیوارها به گوش می‌رسد.
tasnim
۴
بین من و تو چهل زندان بود حیاط به حیاط زندان با پرچم صلحی در دست آمدم تو نبودی.
tasnim
۴
کاش دستت را می‌گرفتم از پله‌ی تاریخ پایین می‌دویدیم به ابتدای زمین می‌رسیدیم آنجا که در گِل آدمی گُل رازقی می‌رویید کاش نبض‌ات را می‌گرفتم و منتشر می‌کردم تا دنیا به حال طبیعی‌اش برگردد.
آرزو ایران‌مهر
۴
در صبح نخستینم حس می‌کنم سراسر زندگی همین است: گل‌هایی و خارهایی.
ناربُن
۴
سنجاقکی که از صدای تو شکل می‌گیرد بر خاک تری می‌نشیند که شعرم از آن می‌روید صدایم کن.
abbas5549
۴
بیداری هنوز؟ از روشنی هوا فهمیدم.
منکسر
۴
جز روزگار من همه چیز را سفید کرده برف.
masoome
۴
می‌بینم خوشبختی را از کف هم می‌ربایید به خانه نمی‌برید در جوی خیابان می‌ریزید.
abbas5549
۳
چه بود بیداری که زندگیش نام کرده بودند.