
کتاب مجموعه اشعار شمس لنگرودی (دفتر اول)
پدیدآورندگان:
محمد شمس لنگرودیانتشارات:
انتشارات نگاه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
masoome
۴۰
عشق چیزی نیست
که بتوان
با آن زندگی کرد
و زندگی چیزی نیست
که بتوان
بیعشق گذراند.
Marziyyehh
۳۴
عشق چیزی نیست
که بتوان
با آن زندگی کرد
و زندگی چیزی نیست
که بتوان
بیعشق گذراند.
kamrang
۲۶
عشق چیزی نیست
که بتوان
با آن زندگی کرد
و زندگی چیزی نیست
که بتوان
بیعشق گذراند.
مینا جعفری
۱۵
زندگی چوبه دار و همه آویختگان
"هلاله"
۱۳
عشق چیزی نیست
که بتوان
با آن زندگی کرد
و زندگی چیزی نیست
که بتوان
بیعشق گذراند.
masihakekooshmooloo
۱۲
آغاز دیگر
اگر اینگونه نابشایست
سرودی
در ستایش توست
با پرندگان و بهار بگو
خنجر
در نیام کشند
من
کلامی به دیگربار
آغاز کردهام.
29/8/ 53
ابی
۱۲
عشق چیزی نیست
که بتوان
با آن زندگی کرد
و زندگی چیزی نیست
که بتوان
بیعشق گذراند.
پریسا کامران
۱۱
من فکر میکنم که پشت همه تاریکیها
شفّافیت شیریرنگ حیات است.
این راز را
من از حفره مهتاب و روزنه ستارهها دریافتهام.
"هلاله"
۱۱
دیوانهای که میخندد
بیگمان
دنیا را زیباتر میبیند.
ali73
۱۰
لکههای درخشان ماه
حفره آهیست بیگمان
که ماه
از دل برمیکشد.
سارا
۸
آه. از این گوشه تاریک هم آیا بهاری خواهد تابید؟
pejman
۷
عشق چیزی نیست
که بتوان
با آن زندگی کرد
و زندگی چیزی نیست
که بتوان
بیعشق گذراند.
کاربر ۲۹۴۳۷۵۰
۷
چهقدر تاریکی در خانه ما ریخته است!
آرزو ایرانمهر
۵
دیوانهای که میخندد
بیگمان
دنیا را زیباتر میبیند.
مینا جعفری
۴
خوشبختی کوچهایست
که مدام
باران سنگ در آن میبارد
و انسان
عروسکیست
که خواب میبیند
و رؤیاهایش را زندگی میکند.
پریسا کامران
۴
آه، چه بسیارند آن کسان
که شب سراسر شب
از ستاره و ماه سخن میگویند و ماه میگذرد
بیآن که از دریچه نگاهی اندازند.
یك رهگذر
۴
قلب گرفتارم
دیگر به رفتار تو هم درمان نمیگیرد.
amirkarimifar
۴
انسان
در نیمهراه جهان بهدنیا میآید
و چون پرندهیی تنها
در رودخانه برفی فرو میرود و دیگر هیچگاه
بازنمیگردد.
ابری
۳
انسان همواره زود بهدنیا میآید
و زندگی لحظهایست که طول میکشد
و زندگی گلدانیست
که همیشه از گل خالی میماند.
خوشبختی کوچهایست
که مدام
باران سنگ در آن میبارد
و انسان
عروسکیست
که خواب میبیند
و رؤیاهایش را زندگی میکند.
ابی
۳
دروغ
همیشه تماشاییست
مثل دروغ چشمه
که دریاست
مثل وجود تو.
سیده فاطمه ضیائی
۳
مراد آنکه ترا میجویم
میخواهم صدای گلی را بشنوم
دست در دستت بگذارم و گرمای حقیقت را زیر سرانگشتانم حس کنم
کاربر ۲۹۴۳۷۵۰
۳
سایبانی این تبرداران را دیگر
بر فراز سرم نمیخواهم ببینم.
_`Farnaz`_
۳
انسان همواره زود بهدنیا میآید
و زندگی لحظهایست که طول میکشد
و زندگی گلدانیست
که همیشه از گل خالی میماند.
خوشبختی کوچهایست
که مدام
باران سنگ در آن میبارد
و انسان
عروسکیست
که خواب میبیند
و رؤیاهایش را زندگی میکند.
MSA
۳
انسان همواره زود بهدنیا میآید
و زندگی لحظهایست که طول میکشد
و زندگی گلدانیست
که همیشه از گل خالی میماند.
خوشبختی کوچهایست
که مدام
باران سنگ در آن میبارد
و انسان
عروسکیست
که خواب میبیند
و رؤیاهایش را زندگی میکند.
Sethernal
۳
و عشق چندان پیر شد
که از فرط کهولت
حاجبانش را ناشناخته گردن زد.
Sethernal
۳
مردگان تا گلوگاهم رسیدهاند.
Sethernal
۳
چاره چیست
زندگی
همین
ندانستن و ترسیدن و پرواز کردن است
پریسا کامران
۲
من آمدهام
و برون در ماندهام
عریانم
و سرما
استخوان و جان مرا به تیزههای سنگ خاره بدل میکند.
پنهانم کنید
پیش از آنکه طبل تهی جهان شما
در نک این سنگ خاره بترکد.
ali73
۲
در کودکی همیشه گمان میکردم
پایان خاک
آنجاست
نزدیک آسمان
و اگر چند روزی خاک را طی کنم
به انتهای زمین میرسم.
امروز
احساس میکنم
بر پرتگاه زمین ایستادهام.
این راه دور را به چه هنگامی آمدم!
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۲
خانهآباد چه کوشی تو به ویرانی من
