جملات زیبای کتاب مجموعه اشعار شمس لنگرودی (دفتر اول) | طاقچه
تصویر جلد کتاب مجموعه اشعار شمس لنگرودی (دفتر اول)

بریده‌هایی از کتاب مجموعه اشعار شمس لنگرودی (دفتر اول)

انتشارات:انتشارات نگاه
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۱از ۱۴ رأی
۴٫۱
(۱۴)
عشق چیزی نیست که بتوان با آن زندگی کرد و زندگی چیزی نیست که بتوان بی‌عشق گذراند.
masoome
عشق چیزی نیست که بتوان با آن زندگی کرد و زندگی چیزی نیست که بتوان بی‌عشق گذراند.
Marziyyehh
عشق چیزی نیست که بتوان با آن زندگی کرد و زندگی چیزی نیست که بتوان بی‌عشق گذراند.
kamrang
زندگی چوبه دار و همه آویختگان
مینا جعفری
آغاز دیگر اگر این‌گونه نابشایست سرودی در ستایش توست با پرندگان و بهار بگو خنجر در نیام کشند من کلامی به دیگربار آغاز کرده‌ام. 29/8/ 53
masihakekooshmooloo
عشق چیزی نیست که بتوان با آن زندگی کرد و زندگی چیزی نیست که بتوان بی‌عشق گذراند.
"هلاله"
عشق چیزی نیست که بتوان با آن زندگی کرد و زندگی چیزی نیست که بتوان بی‌عشق گذراند.
میرزا ابراهیم
لکه‌های درخشان ماه حفره آهی‌ست بی‌گمان که ماه از دل برمی‌کشد.
ali73
من فکر می‌کنم که پشت همه تاریکی‌ها شفّافیت شیری‌رنگ حیات است. این راز را من از حفره مهتاب و روزنه ستاره‌ها دریافته‌ام.
پریسا کامران
دیوانه‌ای که می‌خندد بی‌گمان دنیا را زیباتر می‌بیند.
"هلاله"
عشق چیزی نیست که بتوان با آن زندگی کرد و زندگی چیزی نیست که بتوان بی‌عشق گذراند.
pejman
دیوانه‌ای که می‌خندد بی‌گمان دنیا را زیباتر می‌بیند.
آرزو ایران‌مهر
چه‌قدر تاریکی در خانه ما ریخته است!
کاربر ۲۹۴۳۷۵۰
خوشبختی کوچه‌ای‌ست که مدام باران سنگ در آن می‌بارد و انسان عروسکی‌ست که خواب می‌بیند و رؤیاهایش را زندگی می‌کند.
مینا جعفری
آه، چه بسیارند آن کسان که شب سراسر شب از ستاره و ماه سخن می‌گویند و ماه می‌گذرد بی‌آن که از دریچه نگاهی اندازند.
پریسا کامران
قلب گرفتارم دیگر به رفتار تو هم درمان نمی‌گیرد.
یك رهگذر
انسان در نیمه‌راه جهان به‌دنیا می‌آید و چون پرنده‌یی تنها در رودخانه برفی فرو می‌رود و دیگر هیچ‌گاه بازنمی‌گردد.
amirkarimifar
انسان همواره زود به‌دنیا می‌آید و زندگی لحظه‌ای‌ست که طول می‌کشد و زندگی گلدانی‌ست که همیشه از گل خالی می‌ماند. خوشبختی کوچه‌ای‌ست که مدام باران سنگ در آن می‌بارد و انسان عروسکی‌ست که خواب می‌بیند و رؤیاهایش را زندگی می‌کند.
ابری
دروغ همیشه تماشایی‌ست مثل دروغ چشمه که دریاست مثل وجود تو.
میرزا ابراهیم
مراد آن‌که ترا می‌جویم می‌خواهم صدای گلی را بشنوم دست در دستت بگذارم و گرمای حقیقت را زیر سرانگشتانم حس کنم
سیده فاطمه ضیائی
سایبانی این تبرداران را دیگر بر فراز سرم نمی‌خواهم ببینم.
کاربر ۲۹۴۳۷۵۰
انسان همواره زود به‌دنیا می‌آید و زندگی لحظه‌ای‌ست که طول می‌کشد و زندگی گلدانی‌ست که همیشه از گل خالی می‌ماند. خوشبختی کوچه‌ای‌ست که مدام باران سنگ در آن می‌بارد و انسان عروسکی‌ست که خواب می‌بیند و رؤیاهایش را زندگی می‌کند.
_`Farnaz`_
انسان همواره زود به‌دنیا می‌آید و زندگی لحظه‌ای‌ست که طول می‌کشد و زندگی گلدانی‌ست که همیشه از گل خالی می‌ماند. خوشبختی کوچه‌ای‌ست که مدام باران سنگ در آن می‌بارد و انسان عروسکی‌ست که خواب می‌بیند و رؤیاهایش را زندگی می‌کند.
MSA
من آمده‌ام و برون در مانده‌ام عریانم و سرما استخوان و جان مرا به تیزه‌های سنگ خاره بدل می‌کند. پنهانم کنید پیش از آن‌که طبل تهی جهان شما در نک این سنگ خاره بترکد.
پریسا کامران
در کودکی همیشه گمان می‌کردم پایان خاک آن‌جاست نزدیک آسمان و اگر چند روزی خاک را طی کنم به انتهای زمین می‌رسم. امروز احساس می‌کنم بر پرتگاه زمین ایستاده‌ام. این راه دور را به چه هنگامی آمدم!
ali73
خانه‌آباد چه کوشی تو به ویرانی من
|ݐ.الف
نه ‫هوای بازماندنم نیست ‫در این سیاه خانه ناایمن ‫که آسمانش ‫زخم تگرگ را از یاد می‌برد ‫نه ‫ دیگر ‫هوای زیستنم نیست.
سِـرِشک سَبــز
تنها رسالتم از ماندن ‫گویا گریز بود و تباهی ‫که حرکتم همه با کاستنم ‫ برابر آمده است.
سِـرِشک سَبــز
همچو بادم تن ندادم هیچ سوی آسمانت کرد زندانی مرا
masoome
هیچ‌کس نامش را نخواهد دانست تا مگر رؤیاهایی دیگر او را از من نگیرد
سیده فاطمه ضیائی

حجم

۱۹۶٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۴۵۰ صفحه

حجم

۱۹۶٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۴۵۰ صفحه

قیمت:
۲۱۳,۰۰۰
تومان