
Amin Naeb Aghalar
۲
باید میان دو چیز تفاوت گذاشت، یکی دریافت وام مجدد به قصد بازپرداخت وامهای قبلی، و دیگری طرح این خواسته که کشورها به عنوان پیششرط اینکه این وامهای مجدد به قصد بازپرداخت وام پیشین را دریافت کنند، باید آن سیاستهای اقتصادی بازار آزاد را بپذیرند که در واشینگتن یا زوریخ طراحی شدهاند و شهروندانشان نه هیچوقت با این سیاستها موافقت کردهاند و نه حاضرند موافقت کنند،
Juror #8
۲
اگر به بانک صدهزار دلار مقروض باشی، بانک مالک توست. اگر به بانک صدمیلیون دلار مقروض باشی، تو مالک بانکی.
Amin Bagheri
۱
اگر تاریخ اصلاً بتواند چیزی را نشان دهد، آنچه نشان میدهد این است که هیچ راهی برای توجیه روابط مبتنی بر خشونت بهتر از این نیست که کاری کنی چنین روابطی اخلاقی به نظر بیایند
Juror #8
۱
بدهیِ مصرفکنندگان خونی است که اقتصادمان را زنده نگه میدارد. همهٔ دولت ـ ملتهای مدرن با کسر بودجه سر پا هستند. بدهی تبدیل به مسئلهٔ محوری سیاست بینالمللی شده است. اما به نظر میآید هیچکس نمیداند که بدهی واقعاً چیست یا چهطور باید راجعبه آن اندیشید.
Juror #8
۱
کشورهای بدهکار جهانسومی تقریباً همان کشورهایی هستند که روزگاری مورد هجوم کشورهای اروپایی قرار گرفته و فتح شده بودند؛ اغلب هدف هجوم همان کشورهایی قرار گرفته بودند که الآن بدهکارشان هستند.
Juror #8
۱
بدهیهای خارجی ایالات متحده به شکل اوراق قرضهای است که نهادهای سرمایهگذار دریافت میکنند؛ نهادهای سرمایهگذار در کشورهایی که اکثرشان تحت حمایت مؤثر ایالات متحدهاند (مثل آلمان، ژاپن، کرهٔ جنوبی، تایوان، تایلند و دولتهای خلیج) و سرتاسر خاکشان پوشیده از پایگاههای نظامی امریکایی است که پُر از تسلیحات و تجهیزاتی هستند که هزینهشان از محل همان کسری بودجه پرداخت میشود.
Juror #8
۱
گذشته به قدرتهای نظامیای که صدها پایگاه در خارج از قلمروِ خود داشتند «امپراتوری» میگفتند، و امپراتوریها معمولاً از کشورهای متبوع خود باج میگرفتند. البته دولت ایالات متحده اصرار دارد که امپراتوری نیست؛ اما بهسادگی میتوان نشان داد که تنها دلیلی که این کشور اصرار دارد این پرداختها را «وام» بداند و نه «باج» دقیقاً برای پوشاندن واقعیتی است که در جریان است.
Juror #8
۱
در مورد بدهی ایالات متحده به کره یا ژاپن، اگر تعادل قوا در هر نقطهای به هم میخورد، اگر ایالات متحده تفوق نظامیاش را از دست میداد، یعنی اگر تبهکار قلدرهایش را از دست میداد، با این «وام» هم برخورد کاملاً متفاوتی میشد. ممکن بود تبدیل به یک بدهی واقعی شود. اما به نظر میرسد که هنوز هم عامل تعیینکننده همان تفنگ است.
Juror #8
۱
استدلالهای راجعبه اینکه چه کسی حقیقتاً چه چیزی را به چه کس دیگری مدیون است نقشی اساسی در شکل دادن به واژگان بنیادی ما در خصوص حق و ناحق داشتهاند.
Juror #8
۱
در جهان باستان همهٔ جنبشهای انقلابی برنامهای واحد داشتند: «بدهیها را لغو و زمین را بازتقسیم کنید.»
Juror #8
۱
اگر به تاریخ بدهی نگاهی بیندازیم، آنگاه پیش از هر چیز دیگری با یک سردرگمی اخلاقی عمیق مواجه میشویم. آشکارترین جلوهٔ این سردرگمی این است که در بیشتر جاها میبینیم که اکثر مردم همزمان هم اعتقاد دارند که ۱) لزوم بازپرداخت پولی که کسی قرض گرفته به لحاظ اخلاقی واضح است، و ۲) هر کس که در کار قرض دادن پول است آدم بدی است.
Juror #8
۱
تفاوت میان «بدهی» و یک وظیفهٔ اخلاقی سادهٔ دیگر حضور یا غیاب مردان مسلحی نیست که میتوانند با ضبط اموال بدهکار یا تهدید به خُرد کردن دندههایش او را مجبور به انجام وظیفهاش کنند. تفاوت صرفاً در این است که وامدهنده ابزاری دارد برای تعیین اینکه، به لحاظ کمّی، بدهکار چهقدر به او مدیون است.