اشک میریزی، بهخاطر هیچ، همچنان اشک میریزی، نمیخندی و کمکم... غصهدار میشی.
سپیده اسکندری
در عصری که تمام زندگی را با فشار دادن تکمهای میتوان ویران ساخت فرد ناچیز و بیاهمیت و رنج بردن او بینتیجه است.
سپیده اسکندری
بکت، نام نمایشنامهٔ آخر بازی را از بازی شطرنج گرفته است. البته نمایشنامه راجع به پایان بازی شطرنج نیست. اما وضع پایان بازی در شطرنج مقایسهای است با پایان بازی زندگی.
پایان در آغاز است با وجود این ادامه میدهیم.
در «پایان بازی» هیچ اتفاقی نمیافتد و این هیچ است که اهمیت دارد.
گریه کن، گریه کن برای هیچ
فقط برای اینکه نخندی
سپیده اسکندری
گریه کن، گریه کن برای هیچ
فقط برای اینکه نخندی
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
ویژگی بارز دوران ما، احساس سرخوردگی و درهمریختگی همهٔ باورهای استوار گذشته است. زوال ایمان مذهبی که با پیدایش عصر روشنفکری آغاز گردید و نیچه (۱۹۰۰-۱۸۴۴ م) فیلسوف آلمانی را واداشت که در سال ۱۸۸۰ از «مرگ خدا» سخن گوید
Isun.A
تو گریستی به خاطر شب
شب فرارسید
اکنون در تاریکی گریه کن
شارلوت درونته
نسان خود را با جهانی روبهرو میبیند که هم وحشتزا و هم غیرمنطقی است. به عبارت دیگر با جهانی پوچ.
Mr. H
پایان در آغاز است با وجود این ادامه میدهیم.
Mr. H
آدم بزرگتر، آدم احمقتره.
داماهی:)
به من گفتن، عشق وجود داره، آره آره، شکی نیست
نادیا
تنها میمونم و با سکوت میجنگم.
Mr. H
تو گریستی به خاطر شب
شب فرارسید
اکنون در تاریکی گریه کن
داماهی:)
فکرتو کار بنداز، نمیتونی، فکرتو کار بنداز، تو رو زمینی، علاجی نداره!
Mr. H
همه دارن از زخماشون میمیرن.
Mr. H
تو گریستی به خاطر شب
شب فرارسید
اکنون در تاریکی گریه کن
elnaz.book
گریه کن، گریه کن برای هیچ
فقط برای اینکه نخندی
elnaz.book