جملات زیبا از متن کتاب من از یادت نمی کاهم، مارتیتا | طاقچه
تصویر جلد کتاب من از یادت نمی کاهم، مارتیتاsubscriptionAvailable

کتاب من از یادت نمی کاهم، مارتیتا

۳.۳(از ۲۹ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر چشمه

قیمت:

۶۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

من حافظهٔ خوبی ندارم، اما عواطف را به خاطر می‌آورم.
fereshte kheyrgardi
۱۳
بخشی از وجودم در جریان سقط بچه مُرد. بخشی هم وقتی او ترکم کرد. کسی که دوست داری زنده باشد و در کنارت بماند تصمیم می‌گیرد دیگر کنارت زندگی نکند. به نظرم این یکی از مرگ هم بدتر است.
amir
۱۰
زیستن به مدت کوتاهی در کتاب، داستان، شعر. آدم می‌ماند شعر چگونه این‌همه مطلب را به زیبایی تمام بیان می‌کند.
مجهول
۱۰
«ای پوفینا، مذهب قرار است همین باشد. درست مثل آفتابی که از پنجره‌های رنگی و زیبای کلیسا می‌تابد و می‌فهمی که خدا توی آن ساختمان نیست بلکه درون خودت است.»
مجهول
۸
کسی که دوست داری زنده باشد و در کنارت بماند تصمیم می‌گیرد دیگر کنارت زندگی نکند. به نظرم این یکی از مرگ هم بدتر است.
مجهول
۸
توی قلبم سوراخی است که آن طرفش پیداست، انگار یکی سیگاری برداشته و کرده تو و از آن‌ور بیرون آمده. چیزی که روزگاری قد سر سوزنی بوده حالا آن‌قدر جا باز کرده که انگشت از آن رد می‌شود.
مجهول
۷
هر جا که باشی فرقی نمی‌کند، امروز ساعت ۱۱: ۱۴ صبح شنبه توی آشپزخانه نشسته‌ام و به تو فکر می‌کنم.
amir
۵
من حافظهٔ خوبی ندارم، اما عواطف را به خاطر می‌آورم.
کاربر نیوشک
۵
«پوفینا، کارا. مگر نمی‌دانی مردها هیچ‌وقت محبت مجانی نمی‌کنند، جنس مفت‌شان خیلی گران‌تر تمام می‌شود.»
منزوی
۵
توی قلبم سوراخی است که آن طرفش پیداست، انگار یکی سیگاری برداشته و کرده تو و از آن‌ور بیرون آمده. چیزی که روزگاری قد سر سوزنی بوده حالا آن‌قدر جا باز کرده که انگشت از آن رد می‌شود.
Jila
۴
انگار بدنت دیگر لنگر یا ناقوس چدنی نیست، فقط روحت است به وسعت آسمان، انگار هزاران گنجشک در دلت بال گشوده‌اند، و پوفیناجان، پوفیناجان زیباست. انگار دیگر هرگز احساس تنهایی نمی‌کنی.
مجهول
۴
‫انتظار اتفاقی را می‌کشیدیم. مگر این همان کاری نیست که همهٔ زن‌ها می‌کنند تا یاد بگیرند انتظار بیهوده نکشند؟ منتظر بودیم زندگی ما را در آغوش خود بگیرد
Jila
۳
انتظار اتفاقی را می‌کشیدیم. مگر این همان کاری نیست که همهٔ زن‌ها می‌کنند تا یاد بگیرند انتظار بیهوده نکشند؟ منتظر بودیم زندگی ما را در آغوش خود بگیرد
کاربر نیوشک
۲
«ای پوفینا، مذهب قرار است همین باشد. درست مثل آفتابی که از پنجره‌های رنگی و زیبای کلیسا می‌تابد و می‌فهمی که خدا توی آن ساختمان نیست بلکه درون خودت است.»
منزوی
۲
شمردن پول‌هایم حالم را بد می‌کند. این‌که نگاه کنم ببینم چه‌قدر کم مانده. هر روز پولم آب می‌رود و کم‌تر می‌شود، مثل تلفن‌های عمومی فرانسه که سکه می‌اندازی و تماشا می‌کنی که تلق‌تلق رد می‌شود و درست مثل آبشار از حلقوم آن لولهٔ پلاستیکی پایین می‌رود.
بی‌تا
۱
زیبایی این شهر به این است که هر روز بروی کنار دریاچه. برای این‌که این کار را بکنی و خسته هم نشوی باید پول‌دار باشی و خرج کنی. البته آدم اگر پول‌دار باشد همهٔ شهرها به چشمش قشنگ است.
منزوی
۱
انتظار اتفاقی را می‌کشیدیم. مگر این همان کاری نیست که همهٔ زن‌ها می‌کنند تا یاد بگیرند انتظار بیهوده نکشند؟ منتظر بودیم زندگی ما را در آغوش خود بگیرد
آزادی
۱
توی قلبم سوراخی است که آن طرفش پیداست،
آزادی
۱
به نظرم آدم به هر چیزی عادت می‌کند.
marziyeh
۱
فقط روحت است به وسعت آسمان، انگار هزار گنجشک در دلت بال گشوده‌اند.
sahar
۱
بخشی از وجودم در جریان سقط بچه مُرد. بخشی هم وقتی او ترکم کرد. کسی که دوست داری زنده باشد و در کنارت بماند تصمیم می‌گیرد دیگر کنارت زندگی نکند. به نظرم این یکی از مرگ هم بدتر است.
sahar
۱
انتظار اتفاقی را می‌کشیدیم. مگر این همان کاری نیست که همهٔ زن‌ها می‌کنند تا یاد بگیرند انتظار بیهوده نکشند؟ منتظر بودیم زندگی ما را در آغوش خود بگیرد
Jila
۰
توی قلبم سوراخی است که آن طرفش پیداست، انگار یکی سیگاری برداشته و کرده تو و از آن‌ور بیرون آمده. چیزی که روزگاری قد سر سوزنی بوده حالا آن‌قدر جا باز کرده که انگشت از آن رد می‌شود.
کاربر نیوشک
۰
حفرهٔ کوچک توی قلبم آسیب‌پذیر و دوده‌گرفته است.
کاربر نیوشک
۰
بخشی از وجودم در جریان سقط بچه مُرد. بخشی هم وقتی او ترکم کرد. کسی که دوست داری زنده باشد و در کنارت بماند تصمیم می‌گیرد دیگر کنارت زندگی نکند. به نظرم این یکی از مرگ هم بدتر است.
کاربر نیوشک
۰
من حافظهٔ خوبی ندارم، اما عواطف را به خاطر می‌آورم
Niyaz.h
۰
کسی که دوست داری زنده باشد و در کنارت بماند تصمیم می‌گیرد دیگر کنارت زندگی نکند. به نظرم این یکی از مرگ هم بدتر است.
روانشناس کتاب دوست
۰
قبلاً همهٔ دغدغه‌ام این بود که در دیدهٔ دیگران چه‌طور به نظر می‌رسم. حالا نگاهم فقط‌وفقط به خودم است. خب این هم همان‌قدر اهمیت دارد
روانشناس کتاب دوست
۰
انتظار اتفاقی را می‌کشیدیم. مگر این همان کاری نیست که همهٔ زن‌ها می‌کنند تا یاد بگیرند انتظار بیهوده نکشند؟ منتظر بودیم زندگی ما را در آغوش خود بگیرد
sahar
۰