
بریدههایی از کتاب الکترا
۳٫۹
(۳۰)
شهر ما دیر خشنود میشود و زود عیب را میجوید.
علی دائمی
چگونه میتوانی به خدایی باور داشته باشی که فرمان قتل میدهد؟
pejman
الکترا: کسی بینوایان را به دوستی نمیگیرد.
Mostafa F
شاید مغلوب گردم اما دشمنانم هرگز لذت بیحرمتی به مرا نخواهند چشید.
علی دائمی
الکترا: با ما مهربان باش. ما رنج دیدیم و سزاوار مهربانی هستیم
Mostafa F
پسر پدری پاکزاد را دیدهام که پوچ و میانتهی است و فرزندانی نیک از پدر و مادری فرومایه. در دل مردی توانگر، کاستی دیدهام و شوری ارجمند در تنی افتاده.
به راستی آدمیزاد چگونه میتواند این دو را از هم بازشناسد و میان آنها داوری کند؟ با دارایی بسنجد؟ پیمانهای نارواست. آیا تنگدستی اندازهای بهتر است؟ نه! آن هم این کاستی را دارد
علی دائمی
سرشت مردان سرشار از پریشانی است.
علی دائمی
این شرمآور است که به جای یک مرد، یک زن بر خانه فرمان براند.
علی دائمی
کلوتایمنسترا: تو دور از دوستان و همسایگان زندگی میکنی؟
الکترا: کسی بینوایان را به دوستی نمیگیرد.
آرمان
زن بدکردار آماج بیزاریست.
علی دائمی
به راستی آدمیزاد چگونه میتواند این دو را از هم بازشناسد و میان آنها داوری کند؟ با دارایی بسنجد؟ پیمانهای نارواست. آیا تنگدستی اندازهای بهتر است؟ نه! آن هم این کاستی را دارد، تنگدستی و بینوایی به آدمی میآموزد از سر نیاز، پلید و بدکار باشد. آیا باید توانایی این کار را بیابم؟ اما چه کس میتواند به زوبینی بنگرد و گواهی دهد که نیکمرد کدام است؟ نیکتر آن است که از اینها چشم پوشید تا به راه خود برود.
کاربر ۲۷۹۶۴۶۵
به خود بالیدی که چون مال بسیار داری کسی هستی. اما دارایی اندکی در کنارت میماند. توانگری نه، نیکنامی است که میپاید. زیرا نام نیک هماره ماندگار است و پلیدی را میراند. توانگری نارواست و با بدکرداران میماند. چون گُلی اندک زمانی شکوفاست و سپس برباد میرود.
لي لا
کسی بینوایان را به دوستی نمیگیرد.
pejman
نشان استواری برای مردانگی نیست. سرشت مردان سرشار از پریشانی است.
ali73
اورستس: کسی اینجا نیست که تو را سرزنش کند.
الکترا: شهر ما دیر خشنود میشود و زود عیب را میجوید.
Mirshaki
فرهیختگان میتوانند بر دیگران دل بسوزانند که ناسودگان چیزی از آن نمیدانند.
کاربر حسن ملائی شاعر
من از ستیز در میدان کردار آمدهام نه جولانگاه کلمات.
mahrou
آدمیان را همان گونه که مییابی داوری کن. پیمانه پاکزادی منش است.
کاربر ۲۰۶۳۳۱۰
از منظر سیاسی آیا ما میتوانیم این دو جوان را همانند قربانیان مدرن تبعید بدانیم؟ پیچیدگیهای الکترای اوریپید به ما کمک میکند به موقعیتهای قابلمقایسه در روزگار خودمان بیاندیشیم. چه فشارهایی جوانان امروز را به سوی مرگ قهرمانانه سوق میدهد؟
miladtj90
هیچ مرد تنآسایی نمیتواند بی رنج و زحمت زندگیاش را بگذراند، حتی اگر هماره نام خدایان بر لبانش باشد.
کاربر حسن ملائی شاعر
بگذار چشمانم را با پاره جامهام از آب بزدایم. اشک خیسشان کرده است.
کاربر حسن ملائی شاعر
بگذار هیچ تبهکاری گمان نبرد اگر دور یکم را خوب دویده از دادگری برگذشته است.
کاربر ۶۹۶۳۰۰۷
میپذیرم. مسئله این است. آنگاه که شویی از این شاخ به آن شاخ میپرد و بسترش را فراموش میکند زن از شویش پیروی میکند و یاری دیگر مییابد. سپس مردم یکسره از کردار ما زنان برآشفته میشوند؛ اما در کار شوهران که به راستی باید پاسخگو باشند خطایی نمیبینند.
نغمه
گمان میکنی اگر خدایان را بزرگ نداری اشکها بر دشمنانت چیره خواهند شد؟
Narges Sly
فرهیختگان میتوانند بر دیگران دل بسوزانند که ناسودگان چیزی از آن نمیدانند. همدردی بیتاوان نیست.
eln_pr
حجم
۵۳٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۷۷ صفحه
حجم
۵۳٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۷۷ صفحه
قیمت:
۶۵,۰۰۰
۴۵,۵۰۰۳۰%
تومان