
Maryam Bagheri
۱۸
دریا در امتداد خطی طولانی در زیر باران میشکست و به سوی ساحل میلغزید تا بالا بیاید و زیر باران در امتداد خطی طولانی باز درشکند.
کاربر ۹۲۹۴۷۷۷
۱۳
ـ همین طور که هست دوستش دارم!
آسمان
۸
دلم میخواهد موهایم را محکم پشت سرم ببندم. طوری موهایم را از پشت گیره بزنم که بتوانم حسش کنم.
MahdiEskandari
۷
«فکر نمیکنی خوب باشد بگذارم موهایم بلند بشود؟»
جورج سرش را بالا آورد و به پشت گردن زنش نگاهی انداخت که درست عین گردن یک پسر بچه اصلاح شده بود.
ـ همین طور که هست دوستش دارم!
کاربر ۳۵۴۰۰۳۱
۶
یک حس خفیف و فشرده در درون زن پیچید. رئیس هتل باعث شد زن حس کوچکبودن و در عین حال، بسیار مهمبودن کند.
Αναγνώστης{بانو راد }
۵
(از مجموعه مطالعه در وقت اضافه)
کاربر ۳۵۴۰۰۳۱
۳
هوا بارانی بود و قطرههای باران هنگام غلطیدن بر برگهای درختان در زیر نور آفتاب میدرخشیدند.
آرین
۳
زن گفت: «دلم میخواهد موهایم را محکم پشت سرم ببندم. طوری موهایم را از پشت گیره بزنم که بتوانم حسش کنم. دلم میخواهد یک بچه گربه داشته باشم که روی دامنم بنشیند و زمانی که نوازشش میکنم خرخر کند!»
nana
۳
دلم میخواهد پشت میز با قاشق نقرهی خودم غذا بخورم و دلم شمع میخواهد. دلم میخواهد بهار باشد و دلم میخواهد موهایم را جلوی آینه بشویم و دلم یک بچه گربه و چند دست لباس نو میخواهد!
ناروین
۲
پشت در خدمتکار ایستاده و گربهای بزرگ و خالخالی در آغوشش بود. گربه محکم به او چسبیده بود و مقابل بدنش حرکت میکرد. خدمتکار گفت: «ببخشید! صاحب هتل گفتند که این را برای خانم بیاورم!»
کاربر ۹۱۶۸۱۲۰
۱
جورج همچنان روی تخت مشغول مطالعه بود. در حالی که کتاب را زمین میگذاشت پرسید: «گربه را گرفتی؟»
Armita💓
۱
یک حس خفیف و فشرده در درون زن پیچید. رئیس هتل باعث شد زن حس کوچکبودن و در عین حال، بسیار مهمبودن کند
والریا
۱
«به هر حال، من دلم یک گربه میخواهد. دلم گربه میخواهد. همین الان میخواهم. اگر نمیتوانم موهایم را بلند کنم یا هر سرگرمی دیگری داشته باشم حداقل که میتوانم یک گربه داشته باشم».
کاربر ۹۸۸۴۱۱۶
۱
«یک گربه؟ یک گربه در این باران؟»
o_o
۱
و به بیرون نگاهی انداخت. هوا رو به تاریکی میرفت. زن گفت: «دلم میخواهد موهایم را محکم پشت سرم ببندم. طوری موهایم را از پشت گیره بزنم که بتوانم حسش کنم. دلم میخواهد یک بچه گربه داشته باشم که روی دامنم بنشیند و زمانی که نوازشش میکنم خرخر کند!»
جورج گفت: «خوب دیگه؟»
ـ و دلم میخواهد پشت میز با قاشق نقرهی خودم غذا بخورم و دلم شمع میخواهد. دلم میخواهد بهار باشد و دلم میخواهد موهایم را جلوی آینه بشویم و دلم یک بچه گربه و چند دست لباس نو میخواهد!»
shirin
۰
نقاشها نحوهی رویش نخلها و رنگهای روشن هتل رو به باغها و دریا را دوست داشتند. ایتالیاییها نیز از راه دور میآمدند تا از مجسمهی یادبود جنگ بازدید کنند.
mahsa
۰
هوا بارانی بود و قطرههای باران هنگام غلطیدن بر برگهای درختان در زیر نور آفتاب میدرخشیدند. آب گودالهای کوچکی را در مسیرهای شنی ایجاد کرده بود. دریا در امتداد خطی طولانی در زیر باران میشکست و به سوی ساحل میلغزید تا بالا بیاید و زیر باران در امتداد خطی طولانی باز درشکند.
yurika stargirl
۰
زن گفت: «باران میبارد!»
nikooo
۰
زن گفت: «دلم میخواهد موهایم را محکم پشت سرم ببندم. طوری موهایم را از پشت گیره بزنم که بتوانم حسش کنم. دلم میخواهد یک بچه گربه داشته باشم که روی دامنم بنشیند و زمانی که نوازشش میکنم خرخر کند!»
جورج گفت: «خوب دیگه؟»
ـ و دلم میخواهد پشت میز با قاشق نقرهی خودم غذا بخورم و دلم شمع میخواهد. دلم میخواهد بهار باشد و دلم میخواهد موهایم را جلوی آینه بشویم و دلم یک بچه گربه و چند دست لباس نو میخواهد!»
جورج گفت: «اه، خفه شو و یک کوفتی بگیر دستت و بخوان!»
mahdi alavi
۰
رئیس هتل باعث شد زن حس کوچکبودن و در عین حال، بسیار مهمبودن کند.
مریم
۰
دلم میخواهد پشت میز با قاشق نقرهی خودم غذا بخورم و دلم شمع میخواهد. دلم میخواهد بهار باشد و دلم میخواهد موهایم را جلوی آینه بشویم و دلم یک بچه گربه و چند دست لباس نو میخواهد!»
کاربر ۸۸۹۲۸۴۸
۰
زن گفت: «دلم میخواهد موهایم را محکم پشت سرم ببندم. طوری موهایم را از پشت گیره بزنم که بتوانم حسش کنم. دلم میخواهد یک بچه گربه داشته باشم که روی دامنم بنشیند و زمانی که نوازشش میکنم خرخر کند!
sayye
۰
زن گفت: «به هر حال، من دلم یک گربه میخواهد. دلم گربه میخواهد. همین الان میخواهم. اگر نمیتوانم موهایم را بلند کنم یا هر سرگرمی دیگری داشته باشم حداقل که میتوانم یک گربه داشته باشم».
کاربر ۱۰۱۲۴۰۳۴
۰
دلم میخواهد پشت میز با قاشق نقرهی خودم غذا بخورم و دلم شمع میخواهد. دلم میخواهد بهار باشد و دلم میخواهد موهایم را جلوی آینه بشویم و دلم یک بچه گربه و چند دست لباس نو میخواهد!»
آراسپ
۰
دلم میخواهد یک بچه گربه داشته باشم
st
۰
«یک گربه؟ یک گربه در این باران؟»
Simin
۰
«ببخشید! صاحب هتل گفتند که این را برای خانم بیاورم!»
مهدیس.
۰
همین طور که هست دوستش دارم!
رود
۰
دلم شمع میخواهد. دلم میخواهد بهار باشد و دلم میخواهد موهایم را جلوی آینه بشویم و دلم یک بچه گربه و چند دست لباس نو میخواهد!
o_o
۰
زن گفت: «به هر حال، من دلم یک گربه میخواهد. دلم گربه میخواهد. همین الان میخواهم. اگر نمیتوانم موهایم را بلند کنم یا هر سرگرمی دیگری داشته باشم حداقل که میتوانم یک گربه داشته باشم».
