
arshia
۳
آدم اغلب آدم میکشه، بدون اینکه خودش متوجه بشه.
arshia
۲
برای کسی که با ادبیات سروکار داره رحم معنی نداره.
کاربر ۹۸۰۱۹۲۰
۱
تراپس: ولی من چیزی ندارم که اقرار کنم.
وکیلمدافع: ای داد بیداد. باز متوجه نمیشید. آدم بالاخره مجبور میشه اعتراف کنه. حالا چه مایل باشه، چه نباشه. هر کسی بالاخره چیزی برای اعتراف کردن داره.
zahra
۱
برای کسی که با ادبیات سروکار داره رحم معنی نداره.
arshia
۰
مهمان: آقای کوربس ارجمند. من آثار شما رو درپی یه سوءظن مخصوص خوندم. من فکر کردم تمام اون وقایعی که در عالم خیال توی رمانهای شما اتفاق میافته، میباید در طبیعت هم اتفاق افتاده باشه. چون به عقیدهٔ من از محالاته که انسان بتونه واقعهای رو خلق کنه که زمانی، در جایی، اتفاق نیفتاده باشه.
arshia
۰
نویسنده: خب، بعد؟ در نظر طبقات عادی مردم، ما نویسندگان از قدیم، از نظر اخلاقیات، هیولا محسوب میشدیم! شما به گوته، بالزاک، بودلر، ورلن، رمبو وادگار آلنپو فکر کنید. ولی همیشه اینطور نموند. اول، دنیا از ما وحشت کرد، ولی به مرور زمان، فقط به همین علت که ما انسانهای وحشی هستیم، به ما علاقهمند شد. ما از نظر مرتبهٔ اجتماعی چنان ترقی کردیم و شاخص شدیم که بهدیدهٔ مافوق بشر نگاهمون میکردن. مردم نهتنها ما رو قبول داشتند، بلکه تقریباً علت عمدهٔ علاقهٔ اونا به ما، بهخاطر اعمال عجیب ما توی زندگیمون بود. ما برای میلیونها انسان، افرادی ایدئال بودیم که اجازهٔ هر کاری رو داشتیم و هر عملی برامون مجاز بود. ما از هنر خودمون فقط بهعنوان یه اجازهنامه برای خطاکاریها و حادثهجوییها استفاده میکنیم.
zahra
۰
در نظر طبقات عادی مردم، ما نویسندگان از قدیم، از نظر اخلاقیات، هیولا محسوب میشدیم! شما به گوته، بالزاک، بودلر، ورلن، رمبو وادگار آلنپو فکر کنید. ولی همیشه اینطور نموند. اول، دنیا از ما وحشت کرد، ولی به مرور زمان، فقط به همین علت که ما انسانهای وحشی هستیم، به ما علاقهمند شد. ما از نظر مرتبهٔ اجتماعی چنان ترقی کردیم و شاخص شدیم که بهدیدهٔ مافوق بشر نگاهمون میکردن.
zahra
۰
جامعهٔ بشری، تشنهٔ یه فرم جدید، یا وسایل بیانی جدید و از همه مهمتر، تشنهٔ دانستنیها و معلومات نیست، بلکه تشنهٔ یه زندگیه که توی اون زندگی به امید احتیاجی نباشه. چون امید مدتهاست توی دنیا نابود شده.
zahra
۰
آخه خیلی مشکله که بدون وجود یه مجرم، از راز یه قتل، پرده برداشت و عدالتو اجرا کرد!
zahra
۰
مشرق زمین و تمدن ما که ایمان، مسیحیت و هر چیز دیگه خودشو بهتدریج از دست داده، طوری دچار درهمریختگیه که هیچکس قادر به تشخیص راه صواب از خطا نیست و از همپاشیدگی، بیترتیبی و وحشیگری نتیجهٔ این زندگیه.
zahra
۰
این یه عدالت عوضی، مسخره، عجیبوغریب، فکستنی و بازنشستهس.
