جملات زیبای کتاب یرما | طاقچه
تصویر جلد کتاب یرما

بریده‌هایی از کتاب یرما

انتشارات:نشر قطره
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۱از ۱۶ رأی
۳٫۱
(۱۶)
هیچ نیرویی به‌اندازهٔ آرزو قوی نیست.
سپیده اسکندری
کسی یابندهٔ میوهٔ درخته که جوینده باشه.
سپیده اسکندری
حقیقت وقتی تو آدم مخفیه، صداش به گوش نمی‌رسه. ولی وقتی از وجود بیرون ریخت و بروز کرد، چه مهیب و پرصداست.
سپیده اسکندری
بعضی چیزها پشت دیوارها محبوسن و هرگز تغییر نمی‌کنن، چون‌که کسی از اون‌ها خبر نداره.
amirkarimifar
اگر سودای نامت هست حذر از ننگ دنیا کن
سپیده اسکندری
تو هم خیال می‌کنی که من دیوونه‌ام؟ دیوونه؟ دیوونه؟ (می‌خندد.) ولی من می‌خوام عقیده‌مو راجع به زندگی بگم. همهٔ زن‌ها تو خونه حبسن و کارهایی رو می‌کنن که دوست ندارن. ولی به‌خدا بیرون بهتره. من که می‌پرم تو رودخونه، می‌رم بالای پشت‌بوم، می‌رم تو کوچه یه لیوان شربت می‌خورم.
negar mehrab
من اومدم تو این چهاردیواری که تسلیم نشم. وقتی چونهٔ منو بستن و کفن‌پیچم کردن، اون‌وقت تسلیم می‌شم نه حالا.
negar mehrab
زیر بارون سنگ هم نرم می‌شه.
FaM
آه! چقدر خار، چقدر مزرعهٔ خار چه خانه‌ای، چه خانهٔ خاموشی بر این قلمرو غم هیچ‌گاه زیبایی گذر نمی‌کند و هیچ بانگی از این آستانهٔ اندوه سفر نمی‌کند
FaM
ببین ننه این درخت‌های انجیر چه عمری می‌کنن. ببین این خونه‌ها چه دوومی می‌آرن، ولی ما زن‌های فلک‌زده به یه فوت بندیم. به یه چشم‌هم‌زدن خاکستر می‌شیم.
کاربر ۱۰۸۳۸۶۷۰
ماریا: آخه چی بگم؟ تا حالا بچه گنجشک تو دستت گرفتی؟ یرما: آره. ماریا: اینم همون‌طوره. یرما: معرکه‌ست.
negar mehrab