تو هم خیال میکنی که من دیوونهام؟ دیوونه؟ دیوونه؟ (میخندد.) ولی من میخوام عقیدهمو راجع به زندگی بگم. همهٔ زنها تو خونه حبسن و کارهایی رو میکنن که دوست ندارن. ولی بهخدا بیرون بهتره. من که میپرم تو رودخونه، میرم بالای پشتبوم، میرم تو کوچه یه لیوان شربت میخورم.