ـ دِ نفهمیدی، کاکو! آن غزلم که گفته بودم ـ دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد ـ مهمل بود. باید پارهاش کنم. دوستی آخر نیامده است و دوستداران هستند.
گفتم:
ـ البته که هستند، در هیچ دورانی هر قدر آشفته و تیره و تار، دنیا از آدمیت خالی نمیماند. همیشه آدمیانی هستند که بیغم از محنت دیگران نیستند. آنهایی که به فتوای شیخ اجل سزاوار نام آدمی هستند.
شمسالدین زیر لب بیت سعدی را خواند:
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی