اگر درمییافتی که حیاتت صرفاً از زندگی دیگری تغذیه میکند، که آنچه به تو جان میبخشد حیات دیگری است و با هر دم که فرومیبری نزدیکانت ویران میشوند، آری، اگر میدانستی که آنچه «زندگی من» مینامی صرفاً فلاکت عزیزانت است و این حقیقت را جز تو کسی نمیدانست، چگونه میتوانستی به نزد ایشان بروی در وقت دلتنگی و ملالت؟